خلاصه داستان: داستان واقعی لالی سوکولوف، یک زندانی یهودی اسلواکیایی که در سال ۱۹۴۲ به اردوگاه کار اجباری آشویتس-بیرکناو فرستاده شد. او به دلیل مهارت در زبانهای مختلف، مأمور خالکوبی شمارههای شناسایی روی بازوی زندانیان تازهوارد شد. این کار وحشتناک، او را در قلب ماشین مرگ نازیها قرار داد، اما در همان زمان عشقی غیرمنتظره با زنی به نام گیتا فورمانوا پیدا کرد. لالی با استفاده از موقعیت خود، تلاش کرد تا جان همسلولیهایش را نجات دهد و امید را در میان ناامیدی زنده نگه دارد. این سریال بر اساس کتاب پرفروش هدر موریس ساخته شده و روایتی انسانی از مقاومت، عشق و بقا در یکی از تاریکترین دورههای تاریخ است.
خلاصه داستان: در قرن بیست و ششم، بشریت با تهدیدی بیگانه به نام «میثاق» روبرو میشود. نیروی دریایی فضایی سازمان ملل (UNSC) با استفاده از ابرسربازان نخبهای به نام اسپارتانها از مستعمرات خود دفاع میکند. داستان سریال بر روی گروهبان جان، معروف به مستر چیف، متمرکز است که در جریان نبردی سرنوشتساز، با رازی باستانی به نام «هیلو» روبرو میشود. این حلقه مرموز که در فضایی دوردست قرار دارد، میتواند کلید بقا یا نابودی همه چیز باشد. در این میان، دکتر هالسی، خالق برنامه اسپارتان، و رهبران سیاسی و نظامی هر یک اهداف خود را دنبال میکنند. سریال هیلو روایتی حماسی از جنگ، هویت و فداکاری را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: داستان سریال ارتش فراموش شده درباره ستوان سودی و سربازان ارتش ملی هند است که در جنگ جهانی دوم برای آزادی کشورشان میجنگند. این سریال فداکاری و شجاعت این سربازان را در برابر نیروهای بریتانیایی به تصویر میکشد و روایتی از مبارزات آنها برای استقلال هند ارائه میدهد.
خلاصه داستان: رگنار لودبروک، کشاورزی که آرزوی کاوش سرزمینهای ناشناخته در غرب را دارد، با زیر پا گذاشتن سنتهای قبیلهای، رهبری گروهی از جنگجویان نترس را بر عهده میگیرد. او با کشتیهای پیشرفته وایکینگی به سواحل انگلستان حمله میکند و ثروت و شهرت بیسابقهای به دست میآورد. اما قدرت و جاهطلبی، او و خانوادهاش را درگیر توطئههای درباری، خیانتهای برادرانه و نبردهای خونین با پادشاهان محلی میکند. در این میان، همسرش لاگرتا، برادرش رولو و پسرش بیورن هر یک مسیر متفاوتی را در پیش میگیرند. داستان سریال وایکینگها نه تنها نبردهای حماسی، بلکه فرهنگ، باورها و زندگی روزمره مردمان اسکاندیناوی در عصر وایکینگها را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: داستان سریال «آن سوی اقیانوس اطلس» روایتگر تلاشهای یک روزنامهنگار آمریکایی به نام واریان فرای است که در سالهای 1940 تا 1941 میلادی، در بحبوحه جنگ جهانی دوم، به مارسی فرانسه سفر میکند. او با همکاری گروهی از فعالان و هنرمندان، یک شبکه مخفی برای نجات پناهندگان اروپایی از چنگ نازیها تشکیل میدهد. این گروه موفق میشود جان بیش از دو هزار نفر از جمله روشنفکران، هنرمندان و نویسندگان مشهور را نجات دهد. سریال بر اساس رویدادهای واقعی و با تمرکز بر شجاعت و فداکاری انسانها در برابر ظلم ساخته شده است.
خلاصه داستان: جمهوری سان ماگنولیا سالهاست که با امپراتوری گیاد در جنگ است. برای کاهش تلفات انسانی، از پهپادهای خودکار استفاده میکنند، اما حقیقت این است که پهپادها ربات نیستند؛ بلکه نوجوانان و جوانانی از اقلیتهای نژادی هستند که در اردوگاههای ویژه به نام «۸۶» آموزش دیدهاند. سرگرد ولادیلنا میلیزه، معروف به لنا، به عنوان فرمانده میدانی این واحد منصوب میشود و از طریق یک سیستم ارتباطی با آنها در تماس است. او در تلاش است تا با درک واقعیت تلخ پشت این جنگ، کرامت انسانی سربازان ۸۶ را حفظ کند. داستان به موازات از دیدگاه شین، فرمانده میدانی واحد ۸۶، روایت میشود که با همرزمانش در نبردی نابرابر علیه ماشینهای جنگی عظیم الجثه گیاد میجنگند. این سریال به مضامین تبعیض نژادی، هویت، ایثار و معنای آزادی میپردازد.