خلاصه داستان: در دهه 1860، ویوین لو کودی، زن فرانسوی-کانادایی با روحیهای مستقل، به همراه هولگر اولسن، مهاجر دانمارکی، سفری را به سوی شهر الک فلتس در نوادا آغاز میکند تا زندگی مشترکی بسازند. اما وقوع جنگ داخلی آمریکا، هولگر را به میدان نبرد میکشاند و ویوین را تنها و آسیبپذیر در شهری رها میکند که تحت سلطه شهرداری فاسد و بیرحم است. او باید در جهانی پر از خشونت و بیعدالتی، برای بقا و حفظ شرافت خود بجنگد. داستانی درباره عشق، استقامت و پیامدهای جنگ، روایتگر زنی است که در برابر ناملایمات تاریخ، سرسختانه ایستادگی میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۸۹۷، مکس بورلاند، شکارچی جایزهبگیر کهنهکار، مأمور میشود همسر فراری یک تاجر ثروتمند به نام ریچل کید را به خانه بازگرداند. اما وقتی مکس متوجه میشود ریچل به دلیل آزار و اذیت همسرش فرار کرده، با یک دوراهی اخلاقی مواجه میشود: مأموریت را تمام کند یا به او کمک کند. در همین حال، رقیب قدیمی و بیرحم مکس، جو کِب، به همراه گروهی از مزدوران به شهری که مکس و ریچل در آن پناه گرفتهاند نزدیک میشود و تنشها به اوج میرسد.
خلاصه داستان: لورل و هاردی مأمور میشوند تا خبر فوت پدر مری رابرتز را به او برسانند و سند ارثیهای شامل یک معدن طلا را تحویلش دهند. آنها مری را در کافهای در غرب مییابند، اما صاحب کافه و همسرش نقشهای برای تصاحب این ثروت میچینند. ماجراهای کمدی و موقعیتهای خندهدار این دو دوست دستوپاچلفتی در برابر نقشههای شرورانه، هسته اصلی داستان را میسازد.
خلاصه داستان: لولین ماس، شکارچی تازهکار، هنگام شکار در بیابانهای تگزاس با صحنهای وحشتناک مواجه میشود: اجساد قاچاقچیان مواد مخدر، یک محموله هروئین و چمدانی پر از پول. او تصمیم میگیرد پول را بردارد و زندگی خود را تغییر دهد، اما بیخبر است که یک قاتل بیرحم و بیاعتنا به نام آنتون شیگر در تعقیب اوست. همزمان، کلانتر محلی به نام اد تام بل نیز در حال تحقیق درباره این قتلهاست و با پیچیدگیهای اخلاقی و فلسفی ناشی از خشونت در جامعه مدرن دستوپنجه نرم میکند. این فیلم بر اساس رمانی از کورمک مککارتی ساخته شده و به بررسی تقابل خیر و شر، سرنوشت و گذر زمان میپردازد. روایت پرتعلیق و شخصیتهای بهیادماندنی، آن را به اثری ماندگار در سینمای جنایی تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: بر اساس یک داستان واقعی در سال ۱۹۰۹ میلادی، این فیلم روایتگر ماجرای ویلی بوی، جوانی از قبیله چیمهویو، است که عاشق دختری زیبا به نام کارلوتا میشود. اما پدر کارلوتا که رهبر قبیله است، با این ازدواج مخالفت میکند. در جریان یک درگیری، پدر کارلوتا بر اثر شلیک تصادفی جان میبازد و این زوج جوان به صحرای موهاوی فرار میکنند. کلانتر محلی با استخدام دو ردیاب ماهر بومی، تعقیب و گریزی نفسگیر را در دل طبیعت خشن و بیرحم آغاز میکند. داستان به تدریج به بررسی عواقب انتخابهای عاشقانه و مرز باریک میان عشق و قانون میپردازد.
خلاصه داستان: پس از پایان جنگ داخلی آمریکا، یک سرباز که تصور میشد در نبرد جان باخته است، به خانه بازمیگردد و با حقیقتی تکاندهنده روبهرو میشود: فرزندانش به اشتباه و با قطار یتیمان به نقطهای دوردست فرستاده شدهاند. حال او باید در میان ویرانههای جنگ و هرجومرج دوران بازسازی، راهی دشوار را برای یافتن آنها آغاز کند. در این مسیر، با افرادی روبهرو میشود که هرکدام داستانی از دل جنگ دارند؛ مردمی که برای مصلحت عمومی گرد هم آمدهاند و کودکانی که چارهای جز بزرگشدن زودهنگام ندارند. این فیلم روایتی از امید، اتحاد و مقاومت انسانی در برابر سختیهای پس از جنگ است.