خلاصه داستان: در یک شب تاریک و بارانی، دو افسر پلیس تازهکار به نامهای استن و اولی در گشتزنی با ماشین گشت خود مشغول انجام وظیفه هستند. آنها که تازه به اداره پلیس پیوستهاند، برای اولین گشت شبانه خود اعزام شدهاند و قرار است به یک تماس اضطراری پاسخ دهند. در طول مسیر، ماجراهای خندهدار و اشتباهات مضحکی رخ میدهد؛ از برخورد با سارقان گرفته تا تعقیب و گریزهای بامزه. آنها در نهایت با یک دزد روبهرو میشوند که قرار است برای آنها دردسرهای زیادی ایجاد کند، اما در نهایت شانس و البته ناشیگری آنها باعث میشود ماجرا به شکلی غیرمنتظره و خندهدار به پایان برسد.
خلاصه داستان: لورل و هاردی، دو دوست دستوپاچلفتی، مأموریت دارند یک پیانوی بزرگ و سنگین را به خانهای در بالای یک پلکان طولانی و پرشیب تحویل دهند. مسیر دشوار، پیانو را به منبعی از دردسرهای پیاپی تبدیل میکند؛ از افتادن از پلهها گرفته تا درگیری با مأمور پلیس و موانع غیرمنتظره. هر بار که فکر میکنند کار تمام شده، اتفاق تازهای رخ میدهد و آن دو را در موقعیتهای خندهدارتری قرار میدهد. این فیلم کوتاه صامت، یکی از ماندگارترین آثار کمدی کلاسیک به شمار میرود و صحنههای حمل پیانو از پلهها به نمادی از کمدی فیزیکی در تاریخ سینما تبدیل شده است. تلاشهای بینتیجه، شکستهای پیاپی و واکنشهای سادهلوحانهٔ این دو شخصیت، تماشاگر را تا پایان با خود همراه میکند و لحظاتی خاطرهانگیز از سینمای کمدی را رقم میزند.
خلاصه داستان: همسر الیور در شیکاگو و در تعطیلات به سر میبرد. اولیور بعد از یک مهمانی در شب گذشته خانه را به هم ریخته است. او تلگرافی از همسرش دریافت میکند که در آن نوشته است که بعد از ظهر به خانه برمیگردد! اولیور از ترس زنش با استن تماس میگیرد تا بیاید و در تمیز کردن خانه به او کمک کند اما…
خلاصه داستان: در آوریل ۱۹۱۷، با آغاز جنگ جهانی اول، لورل و هاردی به عنوان سرباز به ارتش فراخوانده میشوند. این دو رفیق سادهلوح در حالی که سعی میکنند از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند، وارد ماجراهای طنزآمیزی میشوند که در جبهههای جنگ و پادگانها رخ میدهد. پس از پایان جنگ، آنها متوجه میشوند که دوست همرزمشان کشته شده و دختر کوچکش بیسرپرست مانده است. لورل و هاردی که نمیتوانند سرنوشت این کودک را نادیده بگیرند، تصمیم میگیرند او را به نزد پدربزرگش برسانند؛ اما پیدا کردن پدربزرگ کار سادهای نیست و آنها را به سفری پرماجرا و خندهدار در دل آمریکا میاندازد. در این مسیر، آنها با افراد عجیب و موقعیتهای بامزهای روبهرو میشوند که همزمان با مشکلات شخصیشان، طنزی بیزمان را خلق میکند. این فیلم نمونهای از کمدی کلاسیک و تأثیرگذار اوایل دوران صدا در سینماست.
خلاصه داستان: لورل و هاردی در یک سیرک کار میکنند که ورشکست میشود. مالک سیرک به هر یک از کارکنان یکی از حیوانات را به عنوان دستمزد میدهد. هاردی یک گوریل ماده و لورل جعبهای پر از حشره ساس دریافت میکند. آنها جایی برای اقامت ندارند و کسی حاضر نیست به یک گوریل اتاق اجاره دهد. پس از جستجوی فراوان، سرانجام اتاقی پیدا میکنند اما صاحبخانه شرط میگذارد که حیوانی در خانه نباشد. لورل و هاردی سعی میکنند گوریل را پنهان کنند اما ماجراهای بامزهای رخ میدهد. گوریل فرار میکند و هرج و مرج به پا میشود. در نهایت، آنها موفق میشوند گوریل را برگردانند اما صاحبخانه متوجه میشود و آنها را بیرون میکند. این فیلم کوتاه کمدی کلاسیک با بازی درخشان لورل و هاردی، لحظات خندهداری را خلق میکند.
خلاصه داستان: اولیور هاردی به دلیل شکستگی پا در بیمارستان ایالتی بستری شده و استن لورل برای عیادت او به بیمارستان میرود. لورل با نیت کمک، اما با بیدقتی و دستوپاچلفتیهای همیشگی خود، باعث ایجاد یک سری حوادث خندهدار و دردسرساز برای هاردی میشود. از جابجایی تخت بیمار تا برخورد با پرستاران و پزشکان، هر لحظه ماجرایی تازه رقم میخورد. این فیلم کوتاه کمدی کلاسیک، نمونهای از هنرنمایی زوج لورل و هاردی در خلق طنز موقعیت و بزنبکوب است.