خلاصه داستان: در یک شب تاریک و بارانی، دو افسر پلیس تازهکار به نامهای استن و اولی در گشتزنی با ماشین گشت خود مشغول انجام وظیفه هستند. آنها که تازه به اداره پلیس پیوستهاند، برای اولین گشت شبانه خود اعزام شدهاند و قرار است به یک تماس اضطراری پاسخ دهند. در طول مسیر، ماجراهای خندهدار و اشتباهات مضحکی رخ میدهد؛ از برخورد با سارقان گرفته تا تعقیب و گریزهای بامزه. آنها در نهایت با یک دزد روبهرو میشوند که قرار است برای آنها دردسرهای زیادی ایجاد کند، اما در نهایت شانس و البته ناشیگری آنها باعث میشود ماجرا به شکلی غیرمنتظره و خندهدار به پایان برسد.
خلاصه داستان: لورل و هاردی در یک کارگاه چوببری مشغول کار میشوند، اما خیلی زود مشخص میشود که این دو نه تنها مهارتی در این کار ندارند، بلکه هر اقدام کوچک آنها به خرابیهای بزرگی منجر میشود. از ارههای گیر کرده تا انفجارهای غیرمنتظره، آنها با هر اشتباه، فاجعهای تازه خلق میکنند. با این حال، هیچکدام از این مشکلات آنها را از ادامه کار منصرف نمیکند و آنها با خوشرویی و بیخیالی، هرج و مرج را در کارگاه گسترش میدهند. در میان این آشوب، کارگران دیگر سعی میکنند از دست آنها دور بمانند، اما گویی هر اتفاقی که میافتد، پای لورل و هاردی را به دردسرهای بیشتری باز میکند. این فیلم کمدی کوتاه، یکی از نمونههای برجسته آثار صامت و ناطق اولیه است که با تکیه بر فیزیک کمدی و هماهنگی بینظیر این دو هنرمند، لحظات فراموشنشدنی خلق میکند.
خلاصه داستان: کارل دنهام، فیلمساز جاهطلب و ماجراجو، به همراه آن دارو، بازیگر جوان و جک دریسکول، نویسنده و عاشق آن، به جزیرهای مرموز در اقیانوس سفر میکند. آنها در آنجا با موجودی غولپیکر و افسانهای به نام کونگ روبهرو میشوند که بومیان جزیره او را میپرستند. دنهام که به دنبال سوژهای بزرگ برای فیلمش است، کونگ را به بند میکشد و به نیویورک میآورد تا او را به عنوان «هشتمین شگفتی جهان» در برادوی به نمایش بگذارد. اما کونگ که دل به آن بسته است، از قید زنجیر رها میشود و شهر را به وحشت میاندازد و در نهایت بر فراز آسمانخراش معروف امپایر استیت به نبردی مرگبار میپردازد.