خلاصه داستان: مردی ساده و معمولی به نام «پرویز» که زندگی آرامی دارد، به دلیل یک اتفاق و اشتباه هویتی ناگهان با یکی از فرماندهان دوران جنگ اشتباه گرفته میشود. این جابهجایی غیرمنتظره، او را وارد موقعیتهایی میکند که هرگز تصورش را نمیکرد. او که حالا در میان خانواده و دوستانش به عنوان قهرمانی ملی شناخته میشود، باید نقش جدیدش را بازی کند و با پیامدهای این هویت تازه کنار بیاید. این اشتباه هویتی، زندگی آرام او را دگرگون میکند و او را در مسیر اتفاقات شیرین و گاه دشواری قرار میدهد که در نهایت دیدگاه او را نسبت به خودش و اطرافیانش تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در پنجمین قسمت از مجموعه محبوب عصر یخبندان، منی و همسرش الی در انتظار تولد فرزندشان هستند و در همین حین، سید، دیگو و سایر اعضای گله درگیر ماجراهای تازهای میشوند. اسکرات، سنجاب بازیگوش و همیشگی، این بار با تعقیب بلوط محبوبش به فضا پرتاب میشود و ناخواسته زنجیرهای از اتفاقات کیهانی را رقم میزند که منجر به ایجاد منظومه شمسی و یک سیارک عظیم میشود. گله که از خطر برخورد قریبالوقوع سیارک با زمین باخبر میشود، سفری پرماجرا و خندهدار را برای تغییر مسیر سیارک آغاز میکند. در این مسیر، آنها با شخصیتهای جدیدی آشنا میشوند و سعی میکنند با کمک یکدیگر، راهی برای نجات دنیای خود از فاجعهای قریبالوقوع پیدا کنند.
خلاصه داستان: سال ۱۳۵۹، ستاد نیروی هوایی عراق که از ابتدای جنگ با برتری هوایی ایران مواجه شده و قریبالوقوع بودن شکست حصر آبادان را پیشبینی میکند، برای حفاظت از هواپیماهای استراتژیک خود تصمیم میگیرد آنها را به سه پایگاه بسیار دورافتاده در نزدیکی مرز اردن منتقل کند. در اسفند همان سال، ستاد نیروی هوایی ایران در جلسات فوقالعاده طرح بمباران این سه پایگاه را که به نام پایگاههای اچ۳ شناخته میشوند، مطرح میکند. این طرح در ابتدا غیرممکن و غیرعملی به نظر میرسد، اما در نهایت نقشهای متهورانه و بینظیر پیشنهاد میشود. در سحرگاه ۱۵ فروردین ۱۳۶۰، هشت فروند جنگنده بمبافکن ایرانی برای حمله به اچ۳ به پرواز درمیآیند و یکی از غرورآفرینترین عملیاتهای هوایی تاریخ ایران را رقم میزنند. این فیلم روایتگر این عملیات شجاعانه و دلاوریهای خلبانان ایرانی است.
خلاصه داستان: فیلم دوران عاشقی به کارگردانی علیرضا رئیسیان، روایتگر زندگی بیتا، وکیل موفق دادگستری است که در پروندههای طلاق تخصص دارد. همسر او، حمید، در یک شرکت بزرگ مشغول به کار است و در سفری کاری با میترا، زنی که به تازگی از خارج برگشته، آشنا میشود و با او ازدواج میکند. میترا باردار است، اما حمید ادعا میکند که سالها پیش عمل وازکتومی انجام داده و پدر بودن او غیرممکن است. دایی میترا که نفوذ زیادی دارد، حمید را مجبور میکند که همسرش را طلاق دهد و به میترا بپیوندد. او برای تحت فشار قرار دادن حمید، میترا را به بیتا معرفی میکند تا وکالت پرونده را بر عهده بگیرد. بیتا که از ماجرا آگاه میشود، پرونده را رد میکند و حمید در انتظار تصمیم او برای ادامه زندگیشان میماند.
خلاصه داستان: در یک شب طوفانی، یک زوج جوان در جادههای خلوت حومه شهر در حال رانندگی هستند که ناگهان با صحنه یک تصادف مرموز مواجه میشوند. آنها تصمیم میگیرند به سرنشین آسیبدیده کمک کنند، اما به زودی متوجه میشوند که این حادثه ساده نیست و آنها را در میان یک توطئه خطرناک قرار داده است. یک پلیس محلی که به نظر میرسد بیش از حد به جزئیات علاقه نشان میدهد و یک شخصیت سیاسی فاسد که به هر قیمتی میخواهد آنها را ساکت کند، وارد داستان میشوند. زوج جوان در یک مثلث مرگبار گرفتار میشوند و باید میان اعتماد و شک، و دروغ و حقیقت، راهی برای نجات خود پیدا کنند.
خلاصه داستان: در ۲۱ مارس ۱۹۴۵، نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا مأموریتی را برای بمباران مقر گشتاپو در کپنهاگ آغاز کرد. اما این عملیات به فاجعهای انسانی تبدیل شد؛ یکی از بمبافکنها به جای هدف اصلی، مدرسهای را مورد اصابت قرار داد که پر از کودکان و راهبهها بود. فیلم سایه درون چشم من روایتگر زندگی چند شخصیت است که درگیر این روز سرنوشتساز میشوند: پسری کوچک به نام هنری که با مرگ خواهرش در یک حمله هوایی دستوپنجه نرم میکند، دختری به نام راسموس که در جستجوی پدرش است و با زنی به نام ترزا، یک پرستار جوان، آشنا میشود. ترزا نیز درگیر عشقی ممنوعه با یک پزشک است. این فیلم با نگاهی انسانی و در عین حال بیرحم، به بررسی تأثیر جنگ بر زندگی غیرنظامیان و بهویژه کودکان میپردازد و سایههای جنگ را بر روان آدمها به تصویر میکشد.