خلاصه داستان: در پاییز ۱۹۴۱، نازیها شهر لنینگراد را به محاصره درآوردهاند و مردم در حال فرار از طریق دریاچه لادوگا هستند. دو دوست جوان به نامهای کستیا و ناستیا سوار بر یک کشتی یدککش میشوند که قصد دارد غیرنظامیان را از محاصره خارج کند. اما در شب، طوفانی سهمگین کشتی را درگیر میکند و زمانی که کشتی شروع به غرق شدن میکند، هواپیماهای دشمن به محل حادثه میرسند و وضعیت را بحرانیتر میکنند. این دو دوست باید در میان هرجومرج، ترس و امید، راهی برای نجات خود و دیگران بیابند.
خلاصه داستان: فیلم پیپا روایتی از جنگ هند و پاکستان در سال ۱۹۷۱ است و داستان سرتیپ بلرام سینگ مهتا، فرمانده جوان تیپ ۴۵ سواره نظام، را دنبال میکند. او به همراه خواهر و برادرش در جبهه شرقی حضور دارد و با وجود اختلافنظرهای خانوادگی، برای دفاع از کشورش وارد نبردی سرنوشتساز میشود. داستان بر شجاعت، ایثار و ارادهی انسانی در بحبوحهی جنگ تمرکز دارد و تلاش میکند تا ابعاد کمتر دیدهشدهی این درگیری تاریخی را به تصویر بکشد. این فیلم بر اساس خاطرات واقعی ساخته شده و نگاهی نزدیک به تجربهی سربازان هندی در آن مقطع دارد.
خلاصه داستان: مانی، مردی حدوداً چهلساله، خوشتیپ و باهوش، مدیر داخلی دو رستوران معروف شهر است. در آستانه غروب، به دلیل اتفاقی ناگوار در یکی از رستورانها، با عجله رانندگی میکند تا خود را به محل برساند. در میان راه، با دختری جذاب روبرو میشود و ناخواسته شیفته او میشود. مانی با دیدن آن دختر، گرفتاری کاریاش را فراموش میکند و تلاش میکند دل او را به دست آورد. اما این مسیر پر از چالشها و اتفاقات پیشبینینشده است و او که با نیتی اشتباه وارد این رابطه شده، در این راه بسیاری از داشتههای زندگیاش را از دست میدهد. فیلم «یه شام خوب» داستانی است درباره عشق، اشتباه و عواقب انتخابهایی که سرنوشت را تغییر میدهند.
خلاصه داستان: فیلم انسانها روایتگر شبی پرتنش در آپارتمانی قدیمی در منهتن است؛ جایی که خانواده بلیک برای جشن شکرگزاری گرد هم میآیند. اریک و دیردره به همراه دخترشان اید و دوست پسرش ریچارد، به دیدار بریجت و اریک میروند. در این شب، دیوارهای فرسوده خانه و صداهای مرموز، فضایی از اضطراب و خاطرات تلخ را زنده میکنند. هر یک از اعضای خانواده با ناامیدیهای شخصی، ترسهای پنهان و رویاهای از دسترفته خود روبهرو میشوند. گفتگوها به تدریج به تنشهای عمیقتری میرسد و رازهایی که سالها پنهان ماندهاند، آشکار میگردند. فیلم با نگاهی نافذ به روابط انسانی، مرز میان واقعیت و کابوس را محو میکند و تصویری تلخ و واقعگرایانه از فروپاشی یک خانواده ارائه میدهد.
خلاصه داستان: گروهی از ماجراجویان آماتور که به کاوش در مکانهای متروکه و دورافتاده علاقه دارند، راهی شهر متروکهٔ شوکوم هیلز در دل کوههای آپالاش میشوند. این شهر دههها پیش به دنبال آتشسوزی مرموز در معدن زغالسنگ رها شده است. آنها در جستجوی اسرار پنهان، به اعماق تونلهای تاریک معدن فرو میروند و خیلی زود متوجه میشوند که تنها نیستند. حضور موجودی ناشناخته و وحشتناک که در زیرزمین کمین کرده، سفر اکتشافی آنها را به تلاشی برای بقا تبدیل میکند. هر قدم آنها را به راز تاریکی نزدیکتر میکند که نباید هرگز آشکار میشد.
خلاصه داستان: داستان زوج جوانی به نام مجتبی و نسیم است که به تازگی صاحب فرزند شدهاند و زندگی آرامی دارند تا اینکه مجتبی تصادف میکند و نسیم باید به تنهایی مخارج خانواده را تامین کند. اما نقطه اوج داستان جایی است که او متوجه میشود شوهرش در کار خرید و فروش مواد مخدر بوده و پول زیادی به اربابش بدهکار است.