خلاصه داستان: رالف، شخصیت منفی یک بازی آرکید قدیمی به نام «رالف خرابکار»، از نقش تکراری خود خسته شده و آرزو دارد مانند قهرمانان بازیهای دیگر محبوب و تحسینشده باشد. او برای اثبات ارزش خود، بازی خود را ترک کرده و وارد دنیای بازیهای دیگر میشود. در این سفر، او با شخصیتهای مختلفی آشنا میشود و ناخواسته یک تهدید خطرناک را به تمام دنیای بازیها وارد میکند. رالف باید با کمک دوستان جدیدش، از جمله وانلپه فون شویتز، اشتباه خود را جبران کرده و نشان دهد که یک قهرمان واقعی بودن به معنای پذیرفتن خود واقعی است.
خلاصه داستان: در یک سفر کوهستانی در کوههای آلپ اتریش، زنی به همراه یک سگ شکاری به نام لینکس به یک توقف کوتاه میرود. زمانی که تصمیم میگیرد به خانه بازگردد، متوجه میشود که جاده و تمام مسیر بازگشت او توسط یک دیوار نامرئی و نفوذناپذیر مسدود شده است. او به همراه سگش در داخل این حصار نامرئی محبوس میشود و هیچ راه فراری وجود ندارد. با گذشت زمان، او مجبور میشود با طبیعت و شرایط سخت بقا دست و پنجه نرم کند و تنهایی و انزوای مطلق را تجربه کند. این محبوس شدن اجباری، او را به سفری درونی و تأمل در زندگی گذشتهاش میبرد و مرز بین واقعیت و توهم را محو میکند. او تلاش میکند تا معنای زندگی و هویت خود را در جهانی که به یکباره بیرحم و بیگانه شده است، بازتعریف کند.
خلاصه داستان: حامد آبان، عکاس حرفهای مجلات و روزنامهها، با خواندن کتابی درباره پالایش محیط زیست و مبارزه با آلودگی، چنان تحت تأثیر قرار میگیرد که تصمیم میگیرد زندگی خود را تغییر دهد. او با لباس نارنجی مخصوص رفتگران به شهرداری میپیوندد و با عنوان «نارنجی پوش لیسانسه» به شهرت میرسد. اما محبوبیت و اعتبار تازهاش، زندگی خصوصی و خانوادگی او را با فراز و نشیبهای عاطفی تند و غیرمنتظرهای مواجه میسازد. حامد در این مسیر با چالشهایی روبهرو میشود که او را به بازاندیشی در ارزشها و روابطش وا میدارد. فیلم نارنجی پوش روایتی طنزآمیز و در عین حال تأملبرانگیز از تلاش یک فرد برای یافتن معنا در زندگی است.
خلاصه داستان: ویکتور فرنکناشتاین، پسر باهوشی که در حومهای آرام زندگی میکند، سگ وفادارش اسپارکی را در یک حادثه غمانگیز از دست میدهد. او که به علوم تجربی علاقهمند است، با الهام از آموزههای معلم مدرسه، تصمیم میگیرد اسپارکی را با استفاده از برق دوباره زنده کند. اما وقتی همکلاسیهایش از این راز باخبر میشوند، سعی میکنند این روش را برای حیوانات دیگر هم به کار ببرند و ماجراهایی ترسناک و خندهدار به راه میافتد. فرنکنوینی روایتی است از پیوند عمیق یک پسر و سگش، که با حس نوستالژی و طنز سیاه، به مفاهیمی چون سوگ، دوستی و مسئولیتپذیری میپردازد.
خلاصه داستان: نیکو، گوزن جوانی که حالا برادر کوچکی به نام جانی دارد، در آستانه شب کریسمس با چالشی بزرگ روبهرو میشود. جانی که برای اثبات خودش به هر دری میزند، ناگهان ناپدید میشود. نیکو که از کودکی آرزوی داشتن یک برادر را داشته، اکنون برای نجات تنها کسی که واقعاً دوستش دارد، دست به هر کاری میزند. او که عادت دارد همه کارها را تنها انجام دهد، باید یاد بگیرد که این بار به کمک دوستانش نیاز دارد. در این ماجراجویی پر از خنده و هیجان، نیکو و گروهش سفری پرمخاطره را در میان برف و یخ آغاز میکنند تا جانی را پیدا کنند و کریسمس را نجات دهند. اما در این مسیر، آنها با رازهایی از گذشته و همچنین شخصیتهای تازهای روبهرو میشوند که همه چیز را پیچیدهتر میکند.
خلاصه داستان: برایان میلز، مأمور سابق سازمان اطلاعات مرکزی، پس از ماجرای نجات دخترش کیم در پاریس، تلاش میکند زندگی آرامی داشته باشد. اما انتقامجویی از گذشته او را رها نمیکند. پدر یکی از آدمرباهای کشتهشده توسط برایان، با نام مظفر، سوگند یاد کرده است که انتقام پسرش را بگیرد. او برایان و همسرش لنور را در سفری به استانبول ترکیه هدف قرار میدهد. برایان ربوده میشود و لنور نیز به دام میافتد. کیم، دختر برایان، که این بار در سفر همراه آنهاست، باید از مهارتهایی که از پدرش آموخته استفاده کند تا آنها را نجات دهد. برایان با استفاده از تلفن همراه و راهنماییهای مخفیانه، کیم را در مسیر درست هدایت میکند. این فیلم اکشن و هیجانانگیز، دنبالهای بر موفقیت فیلم اول است و داستان را در فضایی جدید و پرتنش ادامه میدهد.