خلاصه داستان: سروان کلالی، عضو قدیمی حزب توده ایران، پس از سالها تحمل زندان، آزاد میشود و به دنبال دیدار با همسر و دخترش است. اما او در کنار این اشتیاق، تصمیمی جدی نیز دارد: او باید به سراغ کسانی برود که به او و آرمانهایش خیانت کردهاند. این سفر بازگشت، او را درگیر مسیری پیچیده از روابط انسانی، گذشتههای تلخ و رازهای پنهان میکند. فیلم با نگاهی عمیق به مفاهیم وفاداری، خیانت و عدالت، روایتی تأملبرانگیز از جامعهای در گذار ارائه میدهد. محمدعلی نجفی با کارگردانی دقیق خود، فضایی پرتنش و معنادار خلق کرده است. بازیهای قطبالدین صادقی و مهناز افشار به عمق شخصیتها میافزاید. این اثر سینمایی به دلیل پرداختن به موضوعات سیاسی و اجتماعی، در زمان خود بازتابهای گستردهای داشت.
خلاصه داستان: تابستان ۱۹۴۳، فلوریان نوجوان به دنبال پیدا کردن یک تفنگ قدیمی به نیروهای مقاومت شوروی میپیوندد تا در برابر نیروهای آلمانی بایستد. او به همراه گلیشا، دختری جوان، وارد جنگلی میشود که قرار است نقطه عطف زندگیاش باشد. اما آنچه در پیش است، نه نبرد قهرمانانه، بلکه رویارویی با وحشت مطلق جنگ است. وقتی ارتش آلمان روستای کوچک آنها را محاصره میکند، فلوریان شاهد قتلعام وحشیانه ساکنان بیگناه میشود و در میان جنازهها، بمبارانها و آتشسوزیها، کودکیاش برای همیشه از بین میرود. فیلم «بیا و بنگر» روایتی خام و تکاندهنده از بیمعنایی و فاجعه جنگ جهانی دوم است که در آن مرز میان واقعیت و کابوس محو میشود و چهره واقعی خشونت را در برابر چشمان تماشاگر قرار میدهد.
خلاصه داستان: وقتی فرانک، سرکارگر انبار تدارکات در لوئیزویل کنتاکی، به کارمند تازهوارد به نام فردی یک آزمایش محرمانهٔ نظامی را نشان میدهد، این دو دستوپاچلفتی بهطور تصادفی گازی را آزاد میکنند که اجساد را دوباره زنده کرده و به زامبیهای گوشتخوار تبدیل میکند. با گسترش این اپیدمی در سطح شهر و سیر شدن این موجودات با روشهایی خونین و عجیبوغریب، فرانک و فردی با کمک رئیسشان و یک مردهشور مرموز برای زنده ماندن تلاش میکنند.
خلاصه داستان: داستان فیلم بازگشت به آینده درباره مارتی مکفلای، نوجوانی است که به طور تصادفی با ماشین زمان ساخته شده توسط دوست دانشمندش دکتر امت براون به سال ۱۹۵۵ سفر میکند. او در گذشته با والدین خود در دوران دبیرستان ملاقات میکند و ناخواسته باعث میشود که مادرش به جای پدرش عاشق او شود. مارتی باید با کمک دکتر براون جوان، رابطه والدینش را اصلاح کند و راهی برای بازگشت به سال ۱۹۸۵ بیابد. این سفر پر از ماجراهای خندهدار و لحظات هیجانانگیز است.
خلاصه داستان: «تنوره دیو» نخستین فیلم بلند کیانوش عیاری است که در سال ۱۳۶۴ ساخته شد. داستان آن درباره مردی روستایی به نام مش حسن است که برای حل مشکل کمبود آبِ روستا، تلاش میکند چاه قدیمی و خشکیدهای را احیا کند. اما باورهای محلی و افسانهای درباره موجودی اهریمنی که آب چاهها را میخشکاند، مانع کار او میشود. او در این مسیر با مقاومت اهالی و خرافات رایج روبهرو میشود و باید میان عقل و باورهای کهن، راهی بیابد. فیلم با نگاهی اجتماعی و روانشناختی، تقابل سنت و مدرنیته را در بستری روستایی به تصویر میکشد و دلهرههای انسانی را در مواجهه با ناشناختهها روایت میکند. این اثر در جشنواره فیلم فجر با استقبال منتقدان روبهرو شد و جوایز معتبری از جمله سه لوح زرین برای بهترین کارگردانی و بهترین بازیگران نقش اول مرد و زن به دست آورد.
خلاصه داستان: در اواخر مهرماه ۱۳۵۹، همزمان با آغاز جنگ تحمیلی و در آستانه سقوط خرمشهر، یک گردان از پاسداران انقلاب اسلامی به فرماندهی مرتضی، مأموریت مییابند تا برای کمک به رزمندگان مدافع شهر، از تهران به سمت جبهههای جنوب حرکت کنند. مسیر پرخطر و پرپیچوخم، آنها را به منطقهای میرساند که درگیریهای سختی در جریان است. در این میان، آنها با غیرنظامیان و رزمندگان دیگری روبهرو میشوند که هرکدام سرنوشت و داستانی دارند. گروه برای رسیدن به ساحل و انجام مأموریت خود، باید از موانع طبیعی و انسانی بسیاری عبور کنند. این سفر، آزمونی برای ایمان، ایثار و همبستگی آنهاست و چهرهای انسانی از جنگ و مقاومت را به تصویر میکشد. تلاش برای نجات و همراهی با مردم بیپناه، بخش مهمی از این مأموریت است.