خلاصه داستان: ماریون کرین، منشی جوانی در یک بنگاه معاملات ملکی در فینیکس، در یک لحظه تصمیم میگیرد چهل هزار دلار پول نقد متعلق به مشتری را بدزدد و به همراه آن از شهر فرار کند. او در میان جادههای بارانی و خستهکننده، شب را در یک هتل کوچک و دورافتاده در کنار بزرگراه متوقف میشود. هتل بیتس توسط مردی جوان، خوشبرخورد اما کمی عجیب به نام نورمن بیتس اداره میشود که زندگی اش را وقف مراقبت از مادر مسن خود کرده است. پس از یک گفتگوی ساده و شام مختصر در دفتر هتل، ماریون تصمیم میگیرد به حمام برود و در آنجاست که آرامش شوم شب با یک اتفاق هولناک شکسته میشود. این حادثه، زنجیرهای از رازها، هویتهای پنهان و جنایتهای وحشتناک را آشکار میکند و زندگی همه شخصیتهای درگیر را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در یک سفر تفریحی به جزیرهای آتشفشانی و تقریباً خالی از سکنه در دریای مدیترانه، آنا، زنی جوان و آشفته، بهطور مرموزی ناپدید میشود. دوستش کلودیا و نامزدش ساندرو، همراه با دیگر دوستان، به جستوجو میپردازند. اما جستوجو به تدریج بینتیجه میماند و ساندرو و کلودیا که برای یافتن آنا به شهرهای مختلف سفر میکنند، در میان این تلاش، به یکدیگر نزدیک میشوند. آنها در حالی که با احساس گناه و سردرگمی دستوپنجه نرم میکنند، در دنیایی از بیهودگی اشرافی و بحران عاطفی غوطهور میشوند. آنتونیونی در این فیلم، نه بر حل معما، بلکه بر پوچی ارتباطات انسانی و دشواری برقراری پیوند عاطفی در مدرنیته تأکید میکند؛ روایتی که در آن، ناپدید شدن آنا بهانهای است برای کاوش در ویرانیهای درونی شخصیتها.
خلاصه داستان: شاهزادهای یهودی به نام جودا بنهور، ناجوانمردانه به جرم سوءقصد به جان فرستاده سزار، توسط دوست رومیاش دستگیر و به بردگی و بندگی فرستاده میشود و دیگر اعضای خانوادهاش هم به سیاهچال فرستاده میشوند. او پس از عبور از ماجراهای بسیار به وطن خویش بازمیگردد تا انتقام گیرد و خواهر و مادرش را رهایی بخشد.
خلاصه داستان: راجر تورنهیل، تبلیغاتچی موفق نیویورکی، به اشتباه توسط مأموران یک سازمان جاسوسی مرموز به جای یک مأمور مخفی به نام جرج کاپلان شناسایی میشود. او که هیچ اطلاعی از این ماجرا ندارد، ناگهان خود را در میان توطئهای مرگبار مییابد و به اتهام قتلی که مرتکب نشده، تحت تعقیب پلیس قرار میگیرد. تورنهیل برای نجات خود و یافتن کاپلان، در سفری پرمخاطره از نیویورک به شیکاگو و سپس کوههای راشمور کشیده میشود. در این مسیر با زنی اغواگر به نام ایو کندال آشنا میشود که نقش پیچیدهتری در این بازی جاسوسی دارد. تورنهیل باید بیگناهی خود را ثابت کند و از چنگال فیلیپ واندَم، رئیس بیرحمانه سازمان جاسوسی، فرار کند، در حالی که هیچکس را برای اعتماد ندارد.
خلاصه داستان: راج، جوانی فقیر و ساده دل است که در بمبئی زندگی میکند. او به دلیل صداقت و پاکیاش، توجه یک نقاش ثروتمند به نام آقای ورما را جلب میکند و به عنوان دستیار استخدام میشود. راج عاشق دختری به نام آسا میشود که او نیز از طبقه پایین جامعه است. اما ماجرا زمانی پیچیده میشود که راج به قتل زنی ثروتمند متهم میگردد. او در تلاش برای اثبات بیگناهی خود، با موانع زیادی روبرو میشود. این فیلم داستانی عاشقانه و دراماتیک را روایت میکند که در آن صداقت و سادگی در برابر فساد و ثروت قرار میگیرد.
خلاصه داستان: جو و جری، دو نوازندهٔ بیکار و بیپول، در شیکاگوی دههٔ ۱۹۲۰ به طور اتفاقی شاهد یک قتل مافیایی میشوند و به ناچار برای فرار از دست گانگسترها، خود را به شکل دو زن به نامهای جوزفین و دفنی درمیآورند و به یک گروه تمامزنانهٔ نوازندگی میپیوندند. در این سفر به کالیفرنیا، جو که عاشق شوگر، خوانندهٔ زیبای گروه شده، نقش میلیونری خیالی به نام جونو را بازی میکند و جری نیز با یک میلیونر سالخورده و عاشقپیشه روبهرو میشود که او را تعقیب میکند. این ماجرای پرپیچوخم و خندهدار، با تعقیب و گریزهای مافیایی و سوءتفاهمهای عاشقانه، به یکی از ماندگارترین کمدیهای تاریخ سینما بدل شده است.