خلاصه داستان: والتر نف، نمایندهٔ بیمه، در دفتر کارش زخمی به دستگاه ضبط صدا پناه میبرد و ماجرای خود را بازگو میکند: او که برای تمدید بیمهٔ اتومبیل به خانهٔ آقای دیتریکسون رفته بود، با فیلیس، همسر اغواگر او، آشنا میشود. فیلیس نقشهٔ قتل شوهرش را میکشد تا از بیمهٔ عمر او سود کلانی به دست آورد و والتر که مجذوب او شده، در این نقشهٔ شوم شریک میشود. آنها قتلی را طراحی میکنند که شبیه یک تصادف به نظر برسد، اما بارتون کیز، همکار باتجربهٔ والتر، به او مشکوک میشود و داستان به سمت پایانی غیرمنتظره پیش میرود.
خلاصه داستان: دامبو یک بچه فیل است که با گوشهای بزرگ و غیرعادی به دنیا میآید و به همین دلیل مورد تمسخر سایر فیلها قرار میگیرد. او از مادرش جدا میشود و تنها دوستش، تیموتی موش، به او کمک میکند تا اعتماد به نفسش را بازیابد. دامبو با استفاده از گوشهای بزرگش یاد میگیرد پرواز کند و به ستاره سیرک تبدیل میشود. این داستان کلاسیک درباره پذیرش تفاوتها، دوستی و غلبه بر مشکلات است.
خلاصه داستان: گروهی از خبرنگاران سعی دارند تا آخرین سخنان گفته شده توسط سرمایهدار کلان و رئیس روزنامه، آقای «چارلز فاستر کین» را رمزگشایی کنند. فیلم با نمایش حلقه چاپ روزنامهای که تیتر آن زندگینامه چارلز فاستر کین است، شروع میشود. پس از آن ما تکههایی از گذشته زندگی چارلز کین را میبینیم. همانطور که خبرنگاران تحقیق و جستجوی بیشتری میکنند، تماشاگران به اوج و محبوبیت رسیدن یک مرد را مشاهده میکنند و در آخر میبینند چطور از قله دنیا به پایین کشیده میشود.
خلاصه داستان: استن لورل و اولیور هاردی در این فیلم کمدی کلاسیک، نقش دو کارگر سادهلوح را بازی میکنند که در یک کارخانه بوقسازی مشغول به کار هستند. هاردی بر اثر سروصدای مداوم بوقها دچار حمله عصبی میشود و پزشک به او توصیه میکند برای بهبود اعصاب خود مدتی را در کنار دریا و در آرامش کامل بگذراند. لورل و هاردی یک قایق کوچک اجاره میکنند و راهی دریا میشوند، اما آرامش آنها دیری نمیپاید. آنها ناخواسته با یک جنایتکار خطرناک که از زندان فرار کرده است مواجه میشوند و ماجراهای بامزه و پر از دردسری برایشان رقم میخورد. این فیلم یکی از آخرین آثار مشترک لورل و هاردی در دهه ۱۹۴۰ میلادی است و با شوخیهای فیزیکی و دیالوگهای طنزآمیز خود، همچنان مخاطبان را میخنداند.
خلاصه داستان: لورل و هاردی پس از دستگیری اتفاقی یک دزد بانک، به پاس این اقدام شجاعانه، بورسیه تحصیلی در دانشگاه آکسفورد دریافت میکنند. آنها که هیچ آشنایی با آداب دانشگاهی ندارند، وارد محیطی میشوند که پر از دانشجویان اشرافزاده و سنتهای عجیب است. در طول اقامت، آنها با مشکلات متعددی مواجه میشوند و تلاش میکنند خود را با شرایط جدید وفق دهند. اما ماجرا وقتی پیچیده میشود که هاردی بر اثر ضربه به سر، دچار فراموشی میشود و هویت واقعی خود را به عنوان یک شخصیت اشرافی به یاد میآورد. این تغییر ناگهانی، دوستی آنها را به چالش میکشد و موقعیتهای کمدی فراوانی خلق میکند. در نهایت، وفاداری و دوستی آنها بار دیگر به کانون داستان بازمیگردد.
خلاصه داستان: اسکارلت اوهارا، دختر خودشیفته و لوس یک خانواده مرفه جنوبی در جورجیا، در آستانه جنگ داخلی آمریکا زندگی میکند. او عاشق اشلی ویلکس، پسر یک مالک بزرگ، است اما اشلی با ملانی همیلتون ازدواج میکند. با شروع جنگ، زندگی اسکارلت دگرگون میشود. او برای نجات خود و خانوادهاش دست به هر کاری میزند و در این مسیر با سروان رت باتلر، مردی جذاب و بدنام، آشنا میشود. رت برخلاف دیگران، شخصیت واقعی اسکارلت را میبیند و عاشق او میشود. فیلم برباد رفته داستان عشق، بقا و تغییر در دوران پرآشوب جنگ و بازسازی را روایت میکند.