خلاصه داستان: اسکارلت اوهارا، دختر خودشیفته و لوس یک خانواده مرفه جنوبی در جورجیا، در آستانه جنگ داخلی آمریکا زندگی میکند. او عاشق اشلی ویلکس، پسر یک مالک بزرگ، است اما اشلی با ملانی همیلتون ازدواج میکند. با شروع جنگ، زندگی اسکارلت دگرگون میشود. او برای نجات خود و خانوادهاش دست به هر کاری میزند و در این مسیر با سروان رت باتلر، مردی جذاب و بدنام، آشنا میشود. رت برخلاف دیگران، شخصیت واقعی اسکارلت را میبیند و عاشق او میشود. فیلم برباد رفته داستان عشق، بقا و تغییر در دوران پرآشوب جنگ و بازسازی را روایت میکند.
خلاصه داستان: دوروتی، دختر جوانی که در مزرعهای در کانزاس به همراه خالهام و عموهنری زندگی میکند، در اثر گردبادی مهیب همراه با سگش توتو به سرزمینی جادویی در آن سوی رنگینکمان پرتاب میشود. او در این سرزمین با موجودات شگفتانگیزی آشنا میشود و برای بازگشت به خانه، راهی سفری پر از ماجراجویی به سوی شهر زمردی میشود تا از جادوگر بزرگ شهر اوز کمک بگیرد. در این مسیر با مترسکی که آرزوی مغز دارد، مرد حلبیای که به دنبال قلب است و شیری که از شجاعت بیبهره است همراه میشود. آنها برای رسیدن به آرزوهایشان با جادوگر بدجنس غرب و نیروهایش روبهرو میشوند و درسهای ارزشمندی درباره دوستی، شجاعت و خودباوری میآموزند.
خلاصه داستان: در اواخر دهه ۱۸۰۰ میلادی، در یک شهر کوچک جنوبی آمریکا، دکتر هنری تیلبی (با بازی اولیور هاردی) پزشکی مهربان اما بدشانس است که به همراه همسر و دخترش زندگی آرامی دارد. یک روز، زنوبیا، فیل پیر و محبوب یک سیرک سیار، بیمار میشود و صاحبش، کارآفرینی باهوش به نام جف، از دکتر تیلبی میخواهد تا او را درمان کند. دکتر با اکراه میپذیرد و با معجونی که تجویز میکند، فیل به طرز شگفتآوری بهبود مییابد. اما به زودی مشخص میشود که زنوبیا به دکتر وابسته شده و هر جا او میرود دنبالش میکند. این همراهی غیرمنتظره، زندگی دکتر تیلبی را زیر و رو میکند: همسرش حسادت میورزد، اهالی شهر به او مشکوک میشوند و ماجراهای خندهداری رخ میدهد که در نهایت به یک دادگاه طنزآمیز و پایانی غیرمنتظره میانجامد.