خلاصه داستان: در حالی که جنگ جهانی دوم در اطرافشان شعلهور است، یک خلبان مجروح و نامزدش در ملکی دورافتاده گرفتار میشوند. همزمان با برنامهریزی متفقین برای عملیات روز دی (D-Day)، این زوج متوجه حضور یک جاسوس نازی در میانشان میشوند که اسناد محرمانهای را برای انتقال به آلمان در اختیار دارد. با وجود خطر در هر گوشه و ناتوانی در اعتماد به اطرافیان، آنها باید هویت جاسوس را کشف کنند؛ چرا که سرنوشت جنگ به این افشاگری وابسته است.
خلاصه داستان: میریام گوردون، کتابداری جوان و گوشهگیر، در شعبهای از کتابخانه عمومی مرکز شهر مشغول به کار است و روزهایش را در سکوت و انزوا میگذراند. او در سوگ از دست دادن مادرش غرق در اندوهی عمیق است و تلاش میکند با نظم وroutine روزانه، بر این خلأ بزرگ غلبه کند. اما آرامش شکننده او با دو رویداد همزمان به هم میریزد: آغاز یک رابطه عاشقانه نوپا با مردی مرموز، و دریافت مجموعهای از نامههای بینام و تهدیدآمیز که در صفحات کتابها پنهان شدهاند. این نامهها که هر کدام به گوشهای از تاریکترین افکار و رازهای او اشاره دارند، میریام را به سفری درونی میکشانند تا با گذشته خود روبهرو شود. او باید بین عشق تازه و ترس از آینده، و نیز حقیقت تلخی که پشت این تهدیدها نهفته است، تعادل برقرار کند. فیلم «تاریک ترین میریام» روایتی آرام و روانشناختی از تنهایی، عشق و مواجهه با آسیبهای روحی است.
خلاصه داستان: کول، نوجوانی که پس از از دست دادن پدرش با اندوهی عمیق دستوپنجه نرم میکند، به خانهای قدیمی نقل مکان میکند و با بیا، روح سرگردانی که در آن مکان زندگی میکند، آشنا میشود. بیا که مرگش را به خاطر نمیآورد، در جستوجوی حقیقت است و کول نیز در سوگ خود غوطهور است. این دو با وجود دنیاهای متفاوت، پیوندی غیرمنتظره برقرار میکنند و سفری را آغاز میکنند تا راز طلسم باستانی را کشف کنند که آنها را به هم پیوند داده است. در این مسیر، کول و بیا یاد میگیرند که با غمهایشان روبهرو شوند، دوستیای شکل میگیرد که مرزهای میان زندگی و مرگ را محو میکند و آنها را به سمت پذیرش و رهایی سوق میدهد.
خلاصه داستان: در حالی که تا گردن در بدهی فرو رفتهاند، دو برادر نقشهای میکشند تا با فریب یک وارث ثروتمند، خانهشان در ناپل را نجات دهند اما عشق ناخواسته، خیلی زود همه چیز را پیچیده میکند.
خلاصه داستان: در کپنهاگ پس از جنگ جهانی اول، کارن جوان که باردار و بیخانمان است، در جستجوی سرپناه به پیرزنی مرموز به نام دگمار پناه میبرد. دگمار یک مرکز زیرزمینی فرزندخواندگی اداره میکند و کارن را به عنوان کمک به کار میگیرد. به تدریج پیوندی عمیق میان آن دو شکل میگیرد، اما با ورود شوهر سابق کارن و کشف رازی هولناک، زندگی همه دگرگون میشود. فیلم بر اساس یک داستان واقعی، به موضوعات فقر، رازهای تاریک و اخلاق در جامعه پس از جنگ میپردازد.
خلاصه داستان: یک درمانگر روشنبین، در حالی که تلاش میکند دختربچهای را نجات دهد که معتقد است موجودی شیطانی از او تغذیه میکند، با شیاطین درونی خودش روبهرو میشود.