خلاصه داستان: لینو، مکانیک ماهر و رانندهی حرفهای، پس از مرگ بهترین دوستش به یک گروه پلیسی ویژه میپیوندد تا انتقام بگیرد. او درگیر توطئهای پیچیده در دل پلیس فرانسه میشود و برای بقا و عدالت، باید با رازهای تاریک گذشتهاش روبهرو شود.
خلاصه داستان: مرد جوانی که از بیماری روانی رنج میبرد، پس از مشاهده صحنهای که آن را آدمربایی میپندارد و بیتوجهی پلیس به گزارش او، به همسایهاش پناه میبرد. این همسایه، نگهبان امنیتی بازنشستهای بدخلق است که با اکراه تصمیم میگیرد در جستجوی زن ناپدیدشده به او کمک کند. در این مسیر، این دو شخصیت به ظاهر ناسازگار با خطراتی مواجه میشوند که مرز بین واقعیت و توهم را برای جوان بیمار و حتی خود نگهبان بدبین محو میکند. تلاش آنها برای یافتن حقیقت، آنها را به درون رازهای تاریک محله میکشاند.
خلاصه داستان: در دل شبهای شلوغ نیویورک، گروهی از مسافران سوار بر قایق تفریحیای میشوند تا سفری کوتاه و خاطرهانگیز در آبهای اطراف منهتن داشته باشند. اما آنها بهزودی درمییابند که تنها نیستند؛ موجودی کوچک و بهظاهر بیآزار که زمانی یک موش بازیگوش بوده، حالا به هیولایی خونخوار و بیرحمانه تبدیل شده است. این هیولا با سرعتی باورنکردنی مسافران را یکییکی شکار میکند و قایق را به تلهای مرگبار تبدیل میکند. حالا هر کس برای زنده ماندن میجنگد، اما هیچکس نمیداند چه کسی نفر بعدی خواهد بود. در میان این هرجومرج، گروهی از مسافران که شامل یک مهماندار جوان و چند مسافر عادی هستند، سعی میکنند راهی برای فرار بیابند. اما هیولا هوشمندتر از آن است که تصور میکنند و هر گوشهای از قایق میتواند مرگ را به همراه داشته باشد. نبردی ناامیدانه برای بقا آغاز میشود، جایی که ترس، اعتماد و خیانت دستبهدست هم میدهند تا سرنوشت همه را رقم بزنند.
خلاصه داستان: در روستایی دورافتاده در جزیره کارپاتیا، دختری خجالتی به نام یوری در یک مزرعه بزرگ میشود و از کودکی یاد میگیرد که از گونهای حیوانی مرموز به نام «اوچی» بترسد. اما وقتی یوری یک بچه اوچی زخمی را پیدا میکند که جا مانده، تصمیم میگیرد از خانه بگریزد و سفری پرماجرا را برای بازگرداندن او به خانهاش آغاز کند.
خلاصه داستان: سال ۱۹۸۴؛ «مایکل لارسون»، راننده بیکار یک وانت بستنیفروشی از اوهایو، وارد برنامه مسابقهای «Press Your Luck» میشود، در حالی که رازی در دل دارد: راهی برای بهدست آوردن پول بینهایت. اما وقتی پیروزیهای پیاپی او ادامه پیدا میکند، مدیران پشت صحنه کمکم به انگیزههای واقعیاش پی میبرند و این موفقیت در معرض تهدید قرار میگیرد.
خلاصه داستان: یک کهنهسرباز نیروهای ویژه به نام «امت گارث» پس از مرگ همرزمانش در پی انتقام از رهبر فرقهای مرموز به نام «بوکوشی» برمیآید. بوکوشی با وعده هدف و امنیت، سربازان بازنشسته گروه «شینجا» را فریب داده و آنها را به مسیر فساد و ویرانی کشانده است. گارث در این مسیر با زنی به نام «لیلی» روبهرو میشود که رازهایی از گذشته تاریک او و فرقه را برملا میکند. او باید در میان توطئهها و خشونت، به حقیقت پشت پرده این فرقه پی ببرد و عدالت را برای یاران از دست رفتهاش برقرار کند.