خلاصه داستان: در دل شبهای شلوغ نیویورک، گروهی از مسافران سوار بر قایق تفریحیای میشوند تا سفری کوتاه و خاطرهانگیز در آبهای اطراف منهتن داشته باشند. اما آنها بهزودی درمییابند که تنها نیستند؛ موجودی کوچک و بهظاهر بیآزار که زمانی یک موش بازیگوش بوده، حالا به هیولایی خونخوار و بیرحمانه تبدیل شده است. این هیولا با سرعتی باورنکردنی مسافران را یکییکی شکار میکند و قایق را به تلهای مرگبار تبدیل میکند. حالا هر کس برای زنده ماندن میجنگد، اما هیچکس نمیداند چه کسی نفر بعدی خواهد بود. در میان این هرجومرج، گروهی از مسافران که شامل یک مهماندار جوان و چند مسافر عادی هستند، سعی میکنند راهی برای فرار بیابند. اما هیولا هوشمندتر از آن است که تصور میکنند و هر گوشهای از قایق میتواند مرگ را به همراه داشته باشد. نبردی ناامیدانه برای بقا آغاز میشود، جایی که ترس، اعتماد و خیانت دستبهدست هم میدهند تا سرنوشت همه را رقم بزنند.
خلاصه داستان: در روستایی دورافتاده در جزیره کارپاتیا، دختری خجالتی به نام یوری در یک مزرعه بزرگ میشود و از کودکی یاد میگیرد که از گونهای حیوانی مرموز به نام «اوچی» بترسد. اما وقتی یوری یک بچه اوچی زخمی را پیدا میکند که جا مانده، تصمیم میگیرد از خانه بگریزد و سفری پرماجرا را برای بازگرداندن او به خانهاش آغاز کند.
خلاصه داستان: سال ۱۹۸۴؛ «مایکل لارسون»، راننده بیکار یک وانت بستنیفروشی از اوهایو، وارد برنامه مسابقهای «Press Your Luck» میشود، در حالی که رازی در دل دارد: راهی برای بهدست آوردن پول بینهایت. اما وقتی پیروزیهای پیاپی او ادامه پیدا میکند، مدیران پشت صحنه کمکم به انگیزههای واقعیاش پی میبرند و این موفقیت در معرض تهدید قرار میگیرد.
خلاصه داستان: یک کهنهسرباز نیروهای ویژه به نام «امت گارث» پس از مرگ همرزمانش در پی انتقام از رهبر فرقهای مرموز به نام «بوکوشی» برمیآید. بوکوشی با وعده هدف و امنیت، سربازان بازنشسته گروه «شینجا» را فریب داده و آنها را به مسیر فساد و ویرانی کشانده است. گارث در این مسیر با زنی به نام «لیلی» روبهرو میشود که رازهایی از گذشته تاریک او و فرقه را برملا میکند. او باید در میان توطئهها و خشونت، به حقیقت پشت پرده این فرقه پی ببرد و عدالت را برای یاران از دست رفتهاش برقرار کند.
خلاصه داستان: یک گروهان از نیروهای ویژه نیروی دریایی آمریکا (Navy SEALs) مأموریتی خطرناک را در رمادی عراق آغاز میکنند؛ هرجومرج و برادری در میدان جنگ از خلال خاطرات آنها از این واقعه بازگو میشود. فیلم «جنگافروزی» روایتی بیواسطه و نفسگیر از یک مأموریت واقعی است که در آن سربازان جوان با تصمیمهای اخلاقی و فیزیکی طاقتفرسایی روبهرو میشوند. داستان از نگاه چند سرباز روایت میشود و تنش را در هر لحظه حفظ میکند. این اثر با تمرکز بر جزئیات میدان نبرد، حس واقعی خطر و همبستگی را منتقل میسازد و مخاطب را در دل عملیات قرار میدهد. برادری، ترس، شجاعت و وفاداری به همنوع، درونمایههای اصلی این فیلم سینمایی را تشکیل میدهند.
خلاصه داستان: ساکشی باید دختر هفتسالهاش را از قربانی شدن توسط فرقهای شیطانی نجات دهد؛ فرقهای که میخواهد برای رضایت رهبرشان این قربانی را انجام دهد. در این راه، او با خرافات جامعه و وحشتی که همچنان خودش و دختران جوان اطرافش را آزار میدهد، نیز مبارزه میکند.