خلاصه داستان: در نیواورلئان، یک تخته جادوگر عتیقه و نفرینشده به دست یک زوج جوان میافتد. آنها که به دنبال سرگرمی و ارتباط با دنیای ارواح هستند، ناخواسته نیروهای تاریکی را بیدار میکنند. با شروع بازی، اتفاقات وحشتناکی رخ میدهد و مرز بین واقعیت و توهم محو میشود. این زوج درگیر یک بازی مرگبار تسخیر و فریب میشوند و باید برای نجات جان خود با موجودی شیطانی روبرو شوند. چاک راسل، کارگردان نامآشنا، با فضاسازی تیره و تعلیق نفسگیر، تجربهای از وحشت ماوراءالطبیعه را خلق کرده است که بینندگان را تا پایان میخکوب میکند.
خلاصه داستان: حبیب کاوه، کارخانهدار بازنشستهای است که به بیماری آلزایمر مبتلا شده و حافظهاش را به تدریج از دست میدهد. او پس از سالها تنهایی و دوری از خانواده، با بازگشت دخترش به ایران مواجه میشود. این بازگشت نه تنها امید تازهای در دل او ایجاد میکند، بلکه خاطرات گذشته و رازهای پنهان خانواده را نیز زنده میکند. حبیب در تلاش است تا با کمک دخترش، تکههای گمشده هویت و زندگیاش را بازسازی کند. اما بیماری، مرز بین واقعیت و خیال را برای او محو میکند و آنها را در مسیری احساسی و تأملبرانگیز قرار میدهد.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره مردی است که پس از سالها دوری، به زادگاهش در شمال ایران بازمیگردد. او درگیر خاطرات و رازهایی میشود که با هویت و گذشتهاش گره خورده است. در این میان، ملاقات با زنی از اهالی روستا، او را با حقیقتی تلخ و انسانی روبهرو میکند. فیلم به مفاهیمی چون تعلق، کوچ، مقاومت و معنای خانه میپردازد. سینهسرخ پرندهای عجیب است؛ بهار میرود، زمستان برمیگردد، از سرما نمیترسد، کوچ نمیکند و دانهاش را پیدا میکند. ما همهمون سینهسرخیم. این روایت با نگاهی شاعرانه و تأملبرانگیز، لایههای پنهان شخصیتها را آشکار میکند و مخاطب را به درون جهانی پر از ابهام و احساس میبرد.
خلاصه داستان: دو جوان که برای انجام معاینات مربوط به معافی از سربازی به مرکز نظام وظیفه رفتهاند با هم آشنا میشوند و این آشنایی پیشدرآمد اتفاقات بسیاری برای آنها میشود. آنها در مسیری پر از ماجراهای غیرمنتظره قرار میگیرند و با موقعیتهای طنزآمیز و چالشهای مختلفی روبهرو میشوند. این آشنایی نهتنها زندگی آنها را تغییر میدهد، بلکه روابط آنها با دیگران را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. در طول مسیر، شخصیتهای دیگری نیز به داستان اضافه میشوند و هر کدام نقشی در پیشبرد ماجرا دارند. فیلم با نگاهی طنز به موضوع سربازی و معافیت، موقعیتهای خندهداری را خلق میکند و در عین حال به روابط انسانی و دوستی نیز میپردازد. سرانجام، این دو جوان با همراهی دوستان جدیدشان، تجربهای فراموشنشدنی از این ماجرا به دست میآورند و درسهای مهمی درباره زندگی و مسئولیت میآموزند.
خلاصه داستان: داستان دربارهٔ مادری است که پس از مرگش، فرزندان او به خانهاش میآیند و از طریق پرستار مادر متوجه میشوند که وصیت کرده که سه روز پس از مرگش او را به خاک بسپارند. فرزندان بر سر عمل به وصیت دچار اختلافاتی میشوند و پس از دو روز متوجه میشوند مادرشان نصف اموال و زمینهایش و همچنین خانهاش را به نام پرستار خود کرده است. این اتفاق، تنشهای پنهان و روابط سرد خانوادگی را آشکار میسازد و هر یک از فرزندان با انگیزههای متفاوت، وارد بازی پیچیدهای از طمع، احساسات و حسرت میشوند. در این میان، پرستار که رازهای بیشتری از مادر میداند، نقشی کلیدی در پیشبرد ماجرا ایفا میکند و گذشتهای که فرزندان از آن بیخبرند، کمکم نمایان میشود.
خلاصه داستان: فیلم خشم و هیاهو روایتگر زندگی خوانندهای است که درگیر پروندهای جنایی و عاطفی میشود. داستان با محوریت یک قتل و روابط پیچیده میان شخصیتها پیش میرود و لایههای پنهان حقیقت را یکییکی آشکار میسازد. این اثر با فضاسازی تاریک و شخصیتهای چندبعدی، مخاطب را به دنیایی میبرد که در آن اعتماد، خیانت و انتقام در هم تنیده شدهاند. کارگردانی نوید محمدزاده و بازیهای رضا بهبودی، طناز طباطبایی و خود او، به باورپذیری داستان کمک کرده است. فیلم با نگاهی به رویدادهایی که برخی آن را شبیه به ماجرای قتل همسر ناصر محمدخانی میدانند، مرز میان واقعیت و روایت را محو میکند. در این مسیر، مخاطب با پرسشهای اخلاقی و روانشناختی متعددی روبهرو میشود و تا پایان درگیر معماهای داستان باقی میماند.