خلاصه داستان: «ژانگ چی» که عنوان پرافتخار «پادشاه بایانبولاک» را با خود دارد، بار دیگر سفر مسابقهای خود را آغاز میکند. او اینبار نهتنها به دنبال پیروزی در رقابت است، بلکه هدفی فراتر از خود مسابقه را نیز دنبال میکند. در این قسمت از مجموعه، ژانگ چی با چالشهای تازهای روبهرو میشود که او را به مرزهای تواناییهایش میکشاند. مسیر او پر از رقبای سرسخت، موانع غیرمنتظره و تصمیمهای دشوار است. در حالی که او تلاش میکند جایگاه خود را در دنیای مسابقات اتومبیلرانی تثبیت کند، روابط شخصیاش نیز دستخوش تغییر میشود. سفر او نهتنها درباره سرعت و مهارت در رانندگی است، بلکه درباره یافتن معنا و هدف در زندگی است. آیا ژانگ چی میتواند بر موانع غلبه کند و دوباره ثابت کند که شایسته لقب «پادشاه» است؟ «اسب بالدار 3» روایتی از تلاش، امید و ارادهای شکستناپذیر است که مخاطب را با شخصیتهایش همراه میکند.
خلاصه داستان: زنی پس از پاسخ به یک آگهی استخدام، به عنوان خدمتکار در یک برج مرموز در شهر نیویورک مشغول به کار میشود. او به تدریج متوجه میشود که ساکنان این ساختمان تحت تأثیر یک فرقهی مرموز قرار دارند و در طول سالها ناپدید شدنهای متعددی در این مکان رخ داده است. با کشف رازهای پنهان، او باید برای بقای خود بجنگد و از دام این مکان خطرناک فرار کند.
خلاصه داستان: در زمان حکومت رضاشاه، یک قشون نظامی به همراه دو مستشار روسی به لرستان اعزام میشود تا از سرکشی عشایر جلوگیری کند. قشون با عشایر درگیر میشود و مردی به نام سالار را برای جاسوسی میان عشایر مأمور میکنند. عشایر با سرگردانی خود و خانوادهشان به رفتن به شهر تن میدهند.
خلاصه داستان: مجید، جوانی خلافکار و خوشگذران در جنوب تهران، عاشق دختر پیرمرد عارفی به نام میرزا میشود. میرزا برای رضایت به این ازدواج، شرط میگذارد که مجید راه درست را در پیش بگیرد. مجید برای اثبات این تغییر، تصمیم میگیرد به جبهههای جنگ برود و دوستانش نیز ناخواسته همراه او میشوند. حضور این گروه نامتعارف در پادگان آموزشی با مخالفتهایی روبهرو میشود، اما با ضمانت میرزا و یکی از رزمندهها، آنها راهی جبهه میشوند. هر یک از اعضای این گروه انگیزههای شخصی و گاه خندهداری برای حضور در جنگ دارند. در طول سفر، ماجراهای طنزآمیز و تأثیرگذاری برایشان رقم میخورد. این فیلم با بازی درخشان بازیگرانش، به یک طنز جنگی خاطرهانگیز در سینمای ایران تبدیل شده است.
خلاصه داستان: فیلم استرداد به مقطع حساس سال ۱۳۳۲ و موضوع غرامت جنگی ایران از متفقین در جنگ جهانی دوم میپردازد. داستان حول محور تلاشهای یک وکیل و یک کارمند بانک برای رساندن محمولهای از طلا و اسناد به ایران شکل میگیرد؛ در حالی که نیروهای خارجی و عوامل داخلی در تلاشاند این مسیر را ناهموار کنند. این درام تاریخی با نگاهی به رویدادهای آن دوران، پیچیدگیهای سیاسی و انسانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: عباس سلمانی جوانی است که آرزوی ازدواج با دختر آمیرزا محمود را دارد، اما پدر و مادر دختر شرط میگذارند که او باید جواز کسب از اتحادیه صنف آرایشگران بگیرد. عباس هر بار در امتحان اتحادیه مردود میشود و همین موضوع او را به فکر راههای دیگر میاندازد. او با کمک دوستانش و با تکیه بر شانس و اتفاق، تلاش میکند تا نظر خانواده دختر را جلب کند. در این مسیر، موقعیتهای طنزآمیز و گاه پیچیدهای پیش میآید که زندگی عباس را دستخوش تغییر میکند. فیلم با نگاهی شیرین به مسائل اجتماعی و خانوادگی، داستانی ساده اما جذاب را روایت میکند و بازیهای بهیادماندنی اکبر عبدی و دیگر بازیگران، آن را به اثری دوستداشتنی در سینمای کمدی ایران تبدیل کرده است.