خلاصه داستان: فیلم حتی موشها هم به بهشت میروند داستان موش کوچکی را دنبال میکند که همیشه با یک روباه در تضاد بوده است. پس از یک اتفاق ناگوار، این دو دشمن قدیمی در بهشت حیوانات با یکدیگر روبهرو میشوند؛ جایی که غرایز طبیعیشان دیگر مانند گذشته تعیینکننده نیست. آنها کمکم راه تازهای برای شناختن یکدیگر پیدا میکنند و رابطهای دوستانه میانشان شکل میگیرد. با این حال، آرزوی ماندن در کنار هم آنها را وارد ماجراهایی تازه میکند؛ زیرا سرنوشت، بار دیگر این دو شخصیت را در موقعیتهایی متفاوت و متضاد قرار میدهد.
خلاصه داستان: کراش و ادی، دو برادر پوسوم، برای پیدا کردن مکانی مناسب برای خودشان راهی سفری تازه میشوند. جستوجوی آنها به دنیای گمشده میرسد؛ جایی ناشناخته که خیلی زود در آن گرفتار میشوند. در این موقعیت، باک وایلد به کمکشان میآید و آنها را از خطر نجات میدهد. پس از این اتفاق، کراش، ادی و باک تصمیم میگیرند برای محافظت از دنیای گمشده وارد مأموریتی مشترک شوند. دایناسورها بر این سرزمین سلطه دارند و قهرمانان داستان باید با همکاری، شجاعت و تکیه بر تواناییهای خود راهی برای مقابله با این تهدید پیدا کنند.
خلاصه داستان: داستان در قرن بیستوسوم و در سیاره مریخ جریان دارد؛ جایی که یک پرونده قتل، مسیر زندگی دو شخصیت اصلی را تغییر میدهد. آلین روبی، کارآگاه خصوصی، برای بررسی این پرونده همراه کارلوس ریورا، همراه اندرویدیاش، وارد ماجرایی پیچیده میشود. آنها در جریان تحقیقات با فضایی ناشناخته و پرسشهایی روبهرو میشوند که فقط به یک حادثه جنایی محدود نیستند. ترکیب کارآگاهی آلین و تواناییهای کارلوس، روند جستوجو را پیش میبرد و مخاطب را قدمبهقدم در فضای رازآلود مریخ همراه میکند، بیآنکه پایانبندی یا گره اصلی داستان آشکار شود.
خلاصه داستان: کویین، فوک دریایی شجاع و پرانرژی، از وضعیت قلمرو دریایی خود راضی نیست. کوسههای بیرحم با دندانهای تیز، فضای زندگی دیگر جانوران را تهدید میکنند و فکها برای مقابله با آنها به نیرویی منسجم نیاز دارند. کویین تصمیم میگیرد گروهی از فوکهای شرور و متفاوت را گرد هم بیاورد و از آنها یک جوخه بسازد. این گروه در مسیر آماده شدن برای نبرد، با موقعیتهای خندهدار، اختلافهای درونی و چالشهای ماجراجویانه روبهرو میشود. هدف آنها روشن است: ایستادگی در برابر کوسهها و پس گرفتن قلمرو دریایی؛ اما رسیدن به این هدف، به همکاری و شجاعت همه اعضای گروه نیاز دارد.
خلاصه داستان: در فیلم آواز ۲، باستر مون و دوستانش پس از تجربههای قبلی، برای اجرای نمایشی تازه در سالن تئاتر کریستال آماده میشوند. آنها میخواهند این بار برنامهای بزرگتر و متفاوتتر روی صحنه ببرند، اما برای کامل شدن گروه به حضور کلی کالووی نیاز دارند؛ ستاره مشهور راکی که مدتهاست گوشهگیری را انتخاب کرده است. اعضای گروه تلاش میکنند او را از انزوا بیرون بیاورند و دوباره با موسیقی و صحنه پیوند دهند. این مسیر، آنها را با چالشهایی روبهرو میکند که دوستی، پشتکار و اعتماد به تواناییهای فردی را محک میزند.
خلاصه داستان: فرانکلین پس از جابهجاییهای فراوان، به محلهای تازه میآید و تلاش میکند به گروه بادومزمینیها ملحق شود. پدر او در ارتش بوده و سفرهای خانوادگی باعث شده دوست پیدا کردن در محیطهای جدید برایش آسان نباشد. با این حال، فرانکلین کتابی از پدربزرگش دارد که در آن پندهایی برای ارتباط با دیگران نوشته شده است. او با امید به کمک این راهنما، نقشههایی برای نزدیک شدن به گروه اجرا میکند؛ اما وقتی برنامههایش نتیجه نمیدهند، دلسرد میشود. آشنایی او با چارلی براون، مسیر تازهای برای شناختن دوستی و پیدا کردن جایگاهش در جمع باز میکند.