دوبله فارسی
زیرنویس فارسی
جزو ۲۵۰ سریال برتر با رتبه 108
فصل 3، +قسمت 12
خلاصه داستان: در کلانشهری خیالی به نام «شهر زی»، ابرقهرمانی به نام سایتاما زندگی میکند که به دلیل تمرینات سخت و مداوم، تمام موهایش را از دست داده و کچل شده است. او توانایی شکست هر دشمنی را تنها با یک مشت دارد. با این حال، چون قدرتش به حدی است که حریفانش را به سادگی شکست میدهد، این وضعیت برایش خستهکننده شده و او در جستوجوی حریفی قدرتمندتر از خود است تا بتواند با او مبارزه کند. سایتاما به همراه شاگردش جنوس، یک سایبورگ، به انجمن قهرمانان میپیوندد تا مأموریتهای رسمی انجام دهد و شاید حریف واقعی خود را پیدا کند. داستان با طنز و اکشن، زندگی روزمره یک قهرمان فوققدرتمند را به تصویر میکشد که با بحران معنا و بیحوصلگی دستوپنجه نرم میکند.
خلاصه داستان: جاناتان پاین، سرباز پیشین بریتانیایی، پس از آشنایی با زنی مرموز در قاهره، وارد دنیای خطرناک تجارت غیرقانونی اسلحه میشود. او مأموریتی مخفی از سوی سازمان اطلاعات بریتانیا دریافت میکند تا به حلقهٔ درونی ریچارد روپر، دلال مرگبار اسلحه، نفوذ کند. پاین در این مسیر با چالشهای اخلاقی و خطرات جانی متعددی روبهرو میشود و باید میان وفاداری به کشور و حفظ هویت خود تعادل برقرار کند.
خلاصه داستان: پیشنس ایوانز در نقش یک کارمند اداری مشغول بایگانی پروندههای پلیس است. او که زنی اوتیسمی است، علاقه خاصی به حل معماها دارد و به طور پنهانی مجذوب علم جنایی است و استعداد خاصی در آن دارد. دیدگاه منحصر به فرد او به او اجازه میدهد تا با استفاده از سرنخها، ارتباط بین نقاط مختلف را درک کند.
خلاصه داستان: داستان سریال خوشحالم که ندیدمت درباره دو شخصیت با مسیرهای شغلی کاملاً متضاد است. از یک سو، بازیگر حرفهای نقش کارآگاه را داریم که آرزوی قلبیاش ایفای نقش در ملودرامهای عمیق و تأثیرگذار است، اما مدام در قالب شخصیتهای خشن و پلیسی گیر میافتد. از سوی دیگر، خبرنگار زنی که زمانی برنده جایزه معتبر «خبرنگار سال» در حوزه سیاسی بوده، به ناچار به بخش سرگرمی منتقل میشود. برخورد این دو در یک پروژه مشترک، زمینهساز رابطهای پر از تنفر و در عین حال جذاب میشود. هر کدام دیگری را مانعی بر سر راه آرزوهای خود میبینند، اما در طول مسیر ناچار به همکاری میشوند. این برخوردهای تنشآمیز و طنزآمیز، لایههای پنهان شخصیتها را آشکار میکند و مخاطب را با موقعیتهای غیرمنتظره و احساسات متناقض روبهرو میسازد.
خلاصه داستان: در آیندهای نهچندان دور، سگهایی که بهصورت ژنتیکی تقویت شدهاند به سراسر جهان هستی فرستاده میشوند تا برای نسل بشر خانهای تازه پیدا کنند. این مأموریت به یک بازی عظیم کیهانیِ «بیار و ببر» شباهت دارد؛ جایی که این سگها در جستوجوی سیارهای هستند که بتواند بشریت را نجات دهد و — از همه مهمتر — به آنها اجازه دهد به یک زندگی عادی و پر از استراحت بازگردند. در این مسیر، آنها با موجودات بیگانه و چالشهای فضایی روبرو میشوند و باید با همکاری و خلاقیت خود بر مشکلات غلبه کنند.
خلاصه داستان: در جهانی که قهرمان بودن خود نوعی مجازات است، «زیلو فوربارتز» ــ الههکُشی محکومشده ــ بهعنوان عضوی از «واحد قهرمانان کیفری ۹۰۰۴» با انبوهی بیپایان از هیولاهای دهشتناک و موجودات نفرتانگیز میجنگد. مرگ برای او راه رهایی نیست، بلکه تنها چرخهای از رستاخیز و نبردی بیامان است. اما زمانی که زیلو با گروهی از قهرمانان محکوم دیگر همسلاح میشود، رازهایی از سیستم ظالمانهای که آنها را به این روز انداخته فاش میگردد. آیا میتوان از این چرخهی بیپایان رهایی یافت یا محکومیت به قهرمان بودن ابدی است؟