خلاصه داستان: ژان (با بازی ریچل بروزناهان) زنی خانهدار است که زندگی آرامی را با همسرش ادی، یک خلافکار حرفهای، میگذراند. اما وقتی ادی به شرکای خود خیانت میکند و ناپدید میشود، ژان مجبور میشود به همراه نوزادش از خانه فرار کند. او به کال، یکی از همکاران سابق ادی، پناه میبرد و وارد سفری پرمخاطره در دل دنیای زیرزمینی جنایت میشود. در این مسیر، ژان باید یاد بگیرد که چگونه از خود و فرزندش محافظت کند و هویتی مستقل از شوهرش پیدا کند. این فیلم داستانی از بقا، مادرانگی و یافتن قدرت درونی در شرایط بحرانی است.
خلاصه داستان: داربی، زنی جوان با گذشتهای پر از اشتباه، در تلاش برای دیدار با مادر بیمارش در کریسمس، به دلیل کولاک شدید مجبور میشود در یک استراحتگاه کوهستانی دورافتاده توقف کند. او در میان مسافران گرفتارشده، متوجه حضور یک دختربچه ربودهشده در صندوق عقب یک ون میشود. داربی که خود درگیر بحرانهای شخصی است، باید با هوشیاری و شجاعت، هویت آدمربا را در میان افراد حاضر در اقامتگاه کشف کند. هر یک از غریبهها رازهایی دارند و اعتماد به کسی ممکن نیست. او با خطر مرگ مواجه میشود و باید پیش از آنکه دیر شود، دخترک را نجات دهد.
خلاصه داستان: پس از سالها دوری، پسر یک صنعتگر قدرتمند به خانه بازمیگردد و با مشاهده تهدید جان پدرش، عهد میبندد انتقامی خونین از دشمنان بگیرد. این بازگشت نه تنها او را در مسیر خشونت و انتقام قرار میدهد، بلکه روابط خانوادگی و عاطفیاش را نیز به چالش میکشد. فیلم حیوان با روایتی پرتنش و صحنههای اکشن نفسگیر، داستان مردی را روایت میکند که برای حفظ خانواده دست به هر کاری میزند.
خلاصه داستان: زنی به همراه یکی از دوستانش یک وبلاگ مخصوص به اتفاقات فراطبیعی باز میکند و سعی میکند مطالبی راجع به اینگونه اتفاقات منتشر کند. او به اشتباه نفرینی اهریمنی را آزاد میکند که جان دخترش را به خطر میاندازد و برای نجات او باید ریشه این نفرین را پیدا کند.
خلاصه داستان: براندون بکت، تکتیرانداز افسانهای، پس از سالها مأموریتهای مخفیانه، اکنون در صدد بازنشستگی و زندگی آرام است. اما گذشته تاریک او دوباره سراغش میآید؛ زمانی که یک سازمان جاسوسی بینالمللی او را به قتل یک دیپلمات متهم میکند. براندون که حالا تحت تعقیب است، مجبور میشود برای اثبات بیگناهی خود و محافظت از خانوادهاش، بار دیگر اسلحه به دست بگیرد. در این مسیر، پسرش نیز که خود یک تکتیرانداز ماهر است، به او میپیوندد. آنها در برابر دشمنان قدرتمندی قرار میگیرند که از هیچ تلاشی برای نابودی آنها فروگذار نمیکنند. در این میان، یک تکتیرانداز حرفهای و مرموز نیز مأمور شکار آنها شده است. براندون و پسرش باید در یک بازی مرگبار بقا، از مهارتهای خود استفاده کنند و پرده از توطئهای بزرگ بردارند.
خلاصه داستان: در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم، گروهی از سربازان ارتش شوروی به دستور استالین عازم مأموریتی پنهانی در لهستان میشوند. آنها باید جسد هیتلر را پیدا کرده و به خاک بسپارند تا از هرگونه سوءاستفاده سیاسی جلوگیری شود. اما در میان ویرانههای جنگ، نیروهای آلمانی و پارتیزانهای لهستانی نیز در تعقیب آنها هستند. این مأموریت خطرناک، سربازان را به سفری پرتنش در دل سرزمینهای اشغالی میکشاند، جایی که مرگ و خیانت در هر قدم در کمین است.