خلاصه داستان: در بحبوحه عملیات روز دی در جنگ جهانی دوم، کاپیتان جان میلر و گروهان او مأموریتی خطرناک را دریافت میکنند: یافتن و بازگرداندن سرباز جیمز رایان، تنها بازمانده از چهار برادر یک خانواده، به خانه. این مأموریت در دل خاک فرانسه و در میان آتش سنگین دشمن، آنها را به سفری پرمخاطره میکشاند. هر یک از اعضای گروه با تردیدهای اخلاقی و فداکاریهای شخصی روبرو میشوند و ارزش یک زندگی در برابر بسیاری را به چالش میکشند. فیلم با نمایش بیپرده خشونت جنگ، تأثیر عمیقی بر بیننده میگذارد و پرسشهایی درباره وظیفه، انسانیت و بهای آزادی مطرح میکند.
خلاصه داستان: جیمز هارپر، یک گروهبان نیروهای ویژه ارتش ایالات متحده، پس از یک مصدومیت در حین مأموریت، به طور غیرمنتظرهای از خدمت اخراج میشود. او که با مشکلات مالی و تعهدات خانوادگی دست و پنجه نرم میکند، پیشنهاد یک دوست قدیمی برای پیوستن به یک سازمان خصوصی و شبهنظامی را میپذیرد. این سازمان که ظاهراً مأموریتهای امنیتی انجام میدهد، جیمز را به یک عملیات مخفیانه در اروپا میفرستد. اما وقتی مأموریت به اشتباه میرود و تیم او طعمه میشود، جیمز متوجه میشود که به دام افتاده و باید برای بقا و بازگشت به خانوادهاش بجنگد. او در مسیری پر از خیانت و خشونت، حقیقت پشت این سازمان را کشف میکند.
خلاصه داستان: سفری به قلمرویی ممنوعه و کشف نشده از طریق سه داستان که از نظر مکانی و زمانی به همدیگر مربوط هستند و هر کدام رازهای هولناکی را فاش میکنند. یک زن جوان با توانایی ارتباط با ارواح، یک مرد مرموز با گذشتهای تاریک و یک محقق که به دنبال حقیقت پشت پدیدههای فراطبیعی است، در مسیرهایی به هم میرسند که مرز بین زندگی و مرگ را محو میکند. این فیلم بر اساس مجموعه داستانهای مشهور کلایو بارکر ساخته شده و روایتی غیرخطی از ترس و وسواس انسانی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: جانی هوکر به همراه لوتر کولمن در جولیت ایلی نویز جیببری میکردند تا اینکه در یکی از این تلکهکردنها آنها بهطور اتفاقی پول هنگفتی را از بانکدار معروفی به نام دویل لانگان کلاهبرداری میکنند. این امر به کشته شدن لوتر میانجامد. جانی با همکاری دوست قدیمی لوتر، هنری گندورف که در شیکاگو زندگی میکند سعی در انتقامگیری از لانگان دارد.
خلاصه داستان: بعد از جنگ جهانی دوم، ماجا (نومی راپاس) به همراه همسرش لوئیس (یوئل کینامان) در حومه شهر آمریکا زندگی جدیدی را آغاز کردهاند. ماجا که از جنگ آسیب دیده، یک روز در شهر با مردی به نام توماس (کریس مسینا) روبرو میشود و او را به عنوان سرباز سابق آلمانی که در اردوگاه مرگ نقش داشته، شناسایی میکند. او تصمیم میگیرد توماس را برباید و در زیرزمین خانه زندانی کند تا اعتراف بگیرد. لوئیس که در ابتدا مخالف است، به تدریج درگیر این ماجرای تاریک میشود. این فیلم به بررسی مرزهای عدالت، حافظه و انتقام در دوران پس از جنگ میپردازد.
خلاصه داستان: کیت (لورا برک) به همراه دختر خردسالش بث در یک خانه مزرعهای دورافتاده در دل جنگلهای کانادا زندگی میکند. این مادر مجرد تلاش میکند تا زندگی آرام و امنی برای فرزندش فراهم کند، اما به تدریج نشانههایی از حضور یک نیروی ناشناخته در اطراف خانه ظاهر میشود. کیت که خود با گذشتهای تاریک دستوپنجه نرم میکند، نمیداند که آیا این تهدید واقعی است یا حاصل ذهن پریشان او. با تشدید رویدادهای مرموز، غریزه مادرانه او به اوج میرسد و او مجبور میشود برای محافظت از بث دست به هر کاری بزند. فیلم مادرانه یک تریلر روانشناختی است که مرز بین واقعیت و توهم را محو میکند و نشان میدهد که عشق مادری تا کجا میتواند پیش برود.