خلاصه داستان: سانی کراکت و ریکاردو تابز دو کارآگاه مخفی پلیس فلوریدا هستند که در دنیای خطرناک قاچاق مواد مخدر نفوذ میکنند. پس از یک مأموریت حساس که به فاجعه میانجامد، آن دو به یک شبکه قاچاق بینالمللی در میامی و هاوانا میپیوندند تا سرکردهای به نام مونتویا را شناسایی کنند. کراکت عاشق ایزابل، معشوقه مونتویا، میشود و این رابطه وفاداری او را به چالش میکشد. در همین حال، تابز نیز درگیر تعارضات شخصی و خطرات ناشی از هویت پنهان خود میشود. این دو مأمور باید در یک بازی مرگبار از بقای خود محافظت کنند و در عین حال مأموریت خطرناک خود را به سرانجام برسانند؛ اما هر قدم آنها میتواند آخرین قدم باشد.
خلاصه داستان: در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم، آتامی کورپی، یک سرباز بازنشسته فنلاندی که در بیابان لاپلند به تنهایی زندگی میکند، به طور اتفاقی ذخیرهای عظیم از طلا پیدا میکند. او تصمیم میگیرد طلاها را به شهر ببرد، اما در راه با یک گردان از سربازان نازی به فرماندهی یک افسر بیرحم روبهرو میشود. نازیها طلای او را مصادره میکنند و کورپی را برای همیشه از بین بردهاند. اما آنها نمیدانند که این سرباز کهنهکار، با نام مستعار «سیسو» شناخته میشود و قدرت و ارادهای افسانهای دارد. کورپی با استفاده از ترفندها و جنگافزارهای دستساز، شروع به شکار سربازان نازی میکند و آنها را یکی پس از دیگری از بین میبرد. این فیلم روایتی پر از خشونت و هیجان از انتقام و بقا در دل طبیعت خشن و خاموش است.
خلاصه داستان: پس از نقل مکان به یک خانه مزرعهای دورافتاده برای شروعی تازه، مری و همسرش الکس تلاش میکنند با نوزادشان زندگی آرامی بسازند. اما به زودی، مری که از روانپریشی پس از زایمان رنج میبرد، با پدیدههای نگرانکنندهای در خانه مواجه میشود. دیوارها رازهایی در خود دارند و خاطرات تلخی از گذشته این مکان سایهانداز زندگی آنها میشود. مری در مرز باریک میان واقعیت و توهم سرگردان میماند و باید میان سلامت روان خود و تهدیدهای مرموز خانه، حقیقتی را بیابد که او را تکان خواهد داد.
خلاصه داستان: در دل یک منطقه دورافتاده، خانوادهای از قصابان سنگدل با باورهای وارونه، قلمرویی وحشتناک را زیر سلطه دارند. آنها در کشتارگاهی متروک زندگی میکنند و هر غریبهای که وارد قلمروشان شود، طعمه آنها میشود. یک روز، دو برادر در سفری جادهای در میان طوفان برف مسیرشان را گم میکنند و بهناچار به پناهگاهی نزدیک همان کشتارگاه پناه میبرند. اما بهزودی متوجه میشوند که این مکان بههیچوجه امن نیست و آنها در دام یک خانواده دیوانه و مرگبار گرفتار شدهاند. آنها باید با هوش و شجاعت، راهی برای فرار از چنگال این قصابان بیابند، در حالی که وحشت و خشونت هر لحظه بیشتر میشود.
خلاصه داستان: آدام فرانکو، مأمور عملیات ویژهای که به خاطر مهارتهای رزمی و خونسردی بینظیرش شناخته میشود، مأموریت مییابد تا به یک گروه تبهکار خطرناک نفوذ کند. او که در پوشش یک آدمکش حرفهای وارد باند میشود، به تدریج با جاناتان، پسر نوجوان رئیس گروه، رابطهای غیرمنتظره برقرار میکند. این رابطه که فراتر از یک مأموریت عادی است، او را در دوراهی سختی قرار میدهد: وفاداری به سازمان یا محافظت از پسری که به او اعتماد کرده است. در حالی که آدام سعی میکند هویت واقعی خود را پنهان نگه دارد، خشونت و بیاعتمادی درون باند، او را به سمت تصمیمهایی میکشاند که عواقب غیرقابلجبرانی به همراه دارد.
خلاصه داستان: لولین ماس، شکارچی تازهکار، هنگام شکار در بیابانهای تگزاس با صحنهای وحشتناک مواجه میشود: اجساد قاچاقچیان مواد مخدر، یک محموله هروئین و چمدانی پر از پول. او تصمیم میگیرد پول را بردارد و زندگی خود را تغییر دهد، اما بیخبر است که یک قاتل بیرحم و بیاعتنا به نام آنتون شیگر در تعقیب اوست. همزمان، کلانتر محلی به نام اد تام بل نیز در حال تحقیق درباره این قتلهاست و با پیچیدگیهای اخلاقی و فلسفی ناشی از خشونت در جامعه مدرن دستوپنجه نرم میکند. این فیلم بر اساس رمانی از کورمک مککارتی ساخته شده و به بررسی تقابل خیر و شر، سرنوشت و گذر زمان میپردازد. روایت پرتعلیق و شخصیتهای بهیادماندنی، آن را به اثری ماندگار در سینمای جنایی تبدیل کرده است.