خلاصه داستان: اواخر قرن سیزدهم میلادی، اسکاتلند زیر یوغ اشغالگران انگلیسی به سر میبرد و مردمش در ظلم و ستم به سر میبرند. ویلیام والاس، جوانی که پس از سالها دوری به زادگاهش بازگشته، آرزوی زندگی آرامی در کنار همسرش مورون را دارد؛ اما ظلم سربازان انگلیسی که همسرش را به قتل میرسانند، او را به مبارزهای تمامعیار میکشاند. والاس با شعار آزادی، مردم اسکاتلند را علیه ظلم برمیانگیزد و با رهبری شورشیان، نبردهای خونینی را در راه استقلال میهنش آغاز میکند. او با فداکاری و ایمان راسخ خود، به نماد مقاومت تبدیل میشود و تاریخ اسکاتلند را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: بنگ اوی گنگ، قاتل قراردادی افسانهای که سالها پیش بازنشسته شده و اکنون با همسرش زندگی آرامی دارد، ناگهان درگیر ماجرایی خطرناک میشود. زمانی که همسرش برای سفری کوتاه خانه را ترک میکند، نگهداری از یون جی، دختر دوستش، به او سپرده میشود. اما در همان شب، یون جی ربوده میشود و بنگ اوی گنگ که چارهای جز بازگشت به گذشتهی خشونتبار خود نمیبیند، برای نجات او وارد جنگی تمامعیار با باندهای تبهکار میشود. او با استفاده از مهارتهای قدیمی و خونسردی بیرحمش، در مسیری پر از تعقیب و گریز و نبردهای نفسگیر قرار میگیرد تا راز این آدمربایی را کشف کند و یون جی را به سلامت بازگرداند.
خلاصه داستان: ناصر، رزمندهای جوان، پس از عقد با عاطفه، حلقه ازدواجش را به او میسپارد و همراه سه همرزمش برای یک مأموریت شناسایی به جبهه اعزام میشود. آنها با یک راهنمای محلی از مسیر مخفی حرکت میکنند اما راهنما توسط نیروهای عراقی کشته میشود و گروه مجبور میشود از جاده اصلی ادامه دهد. مأموریت، انهدام پل تدارکاتی در مسیر یک گذرگاه است که با موفقیت انجام میشود. اما قاسم و محمد که برای پوشش از لباس عراقیها استفاده کردهاند، به اتهام جاسوسی به جوخه اعدام سپرده میشوند. ناصر پس از شکنجه توسط دو سرباز عراقی ناراضی فرار میکند و احمد نیز موفق به فرار میشود. ناصر به دلیل بیماری بهعنوان جانباز مجهولالهویه بستری میشود اما احمد او را شناسایی میکند. پس از بهبودی، عاطفه حلقه ازدواج را به ناصر بازمیگرداند و این نماد عشق و پایداری در midst جنگ باقی میماند.
خلاصه داستان: سانی کراکت و ریکاردو تابز دو کارآگاه مخفی پلیس فلوریدا هستند که در دنیای خطرناک قاچاق مواد مخدر نفوذ میکنند. پس از یک مأموریت حساس که به فاجعه میانجامد، آن دو به یک شبکه قاچاق بینالمللی در میامی و هاوانا میپیوندند تا سرکردهای به نام مونتویا را شناسایی کنند. کراکت عاشق ایزابل، معشوقه مونتویا، میشود و این رابطه وفاداری او را به چالش میکشد. در همین حال، تابز نیز درگیر تعارضات شخصی و خطرات ناشی از هویت پنهان خود میشود. این دو مأمور باید در یک بازی مرگبار از بقای خود محافظت کنند و در عین حال مأموریت خطرناک خود را به سرانجام برسانند؛ اما هر قدم آنها میتواند آخرین قدم باشد.
خلاصه داستان: در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم، آتامی کورپی، یک سرباز بازنشسته فنلاندی که در بیابان لاپلند به تنهایی زندگی میکند، به طور اتفاقی ذخیرهای عظیم از طلا پیدا میکند. او تصمیم میگیرد طلاها را به شهر ببرد، اما در راه با یک گردان از سربازان نازی به فرماندهی یک افسر بیرحم روبهرو میشود. نازیها طلای او را مصادره میکنند و کورپی را برای همیشه از بین بردهاند. اما آنها نمیدانند که این سرباز کهنهکار، با نام مستعار «سیسو» شناخته میشود و قدرت و ارادهای افسانهای دارد. کورپی با استفاده از ترفندها و جنگافزارهای دستساز، شروع به شکار سربازان نازی میکند و آنها را یکی پس از دیگری از بین میبرد. این فیلم روایتی پر از خشونت و هیجان از انتقام و بقا در دل طبیعت خشن و خاموش است.
خلاصه داستان: پس از نقل مکان به یک خانه مزرعهای دورافتاده برای شروعی تازه، مری و همسرش الکس تلاش میکنند با نوزادشان زندگی آرامی بسازند. اما به زودی، مری که از روانپریشی پس از زایمان رنج میبرد، با پدیدههای نگرانکنندهای در خانه مواجه میشود. دیوارها رازهایی در خود دارند و خاطرات تلخی از گذشته این مکان سایهانداز زندگی آنها میشود. مری در مرز باریک میان واقعیت و توهم سرگردان میماند و باید میان سلامت روان خود و تهدیدهای مرموز خانه، حقیقتی را بیابد که او را تکان خواهد داد.