خلاصه داستان: در روزهای انقلاب مکزیک، ال چونچو (جان ماریا ولونته) رهبر گروهی از یاغیان است که با حمله به قطارهای حامل مهمات، نیروی انقلابی را تجهیز میکنند. در یکی از این حملات، یک آمریکایی به نام بیل تیت (لو کاستل) خود را مسافر بیگناه معرفی میکند و پس از اثبات وفاداری، اجازه مییابد به گروه بپیوندد. اما بیل رازی تاریک دارد: او یک آدمکش حرفهای است که برای کشتن ژنرال الیاس (خائنی از انقلابیون) استخدام شده. در طول مسیر، تنشهای میان اعضای گروه و شکهای چونچو نسبت به غریبه افزایش مییابد. این فیلم وسترن اسپاگتی به کارگردانی دامیانو دامیانی، ترکیبی از اکشن، خشونت و درام سیاسی است و پایان غیرمنتظرهای دارد.
خلاصه داستان: در اوکراینِ دهه ۱۹۹۰، راینو (سرگی فیلیمونوف) که با نام مستعار «کرگدن» شناخته میشود، به عنوان یک مجرم پرخاشگر فعالیت خود را آغاز میکند. او که در محیطی خشن و آشفته بزرگ شده، به سرعت در سلسلهمراتب جنایی صعود میکند و به یکی از خطرناکترین افراد دنیای زیرزمینی تبدیل میشود. راینو تنها قدرت و بیرحمی را میشناسد، اما در میان این هرجومرج، فرصتی برای یافتن معنای تازهای در زندگی پیش رویش قرار میگیرد. او باید تصمیم بگیرد که آیا میتواند از گذشته تاریک خود فاصله بگیرد یا اینکه سرنوشت او برای همیشه با خشونت گره خورده است.
خلاصه داستان: درامی روانشناختی و جنایی درباره مردی سرگردان است که در شهری کوچک و مرزی با هویتی جعلی بهدنبال پناهگاهی میگردد. او پس از تصادفی مرموز، هویت یک کشیش محلی را به خود میگیرد و وارد اجتماع بستهای میشود که رازهای تاریکی را در خود پنهان کرده است. همزمان، کلانتری بدگمان و لجوج که بهتازگی به این شهر منتقل شده، به او مشکوک میشود و پرده از گذشته پنهان او برمیدارد. این تقابل، آرامش ظاهری شهر را برهم میزند و شخصیتهای داستان را به سمت تصمیمهایی سوق میدهد که عواقب جبرانناپذیری به همراه دارد.
خلاصه داستان: مردی ناشناس به قصد سرقت وارد خانه تابستانی یک میلیاردر حوزه فناوری میشود، اما وقتی صاحب خانه به همراه همسرش برای یک سفر غیرمنتظره برمیگردد، نقشه او به هم میریزد. سهگانهای از تنش، قدرت و تهدید شکل میگیرد که هر لحظه ممکن است به خشونت یا آشتی منجر شود. این فیلم در فضایی بسته و پرتنش، روابط انسانی را زیر ذرهبین میگذارد.
خلاصه داستان: دکتر رز کوتر، روانپزشکی موفق، شاهد مرگ هولناک یکی از بیماران خود به نام لورا وید است که با لبخندی ترسناک و ناگهانی خودکشی میکند. این حادثه ضربه روحی عمیقی به رز وارد میکند و به زودی او متوجه میشود که موجودی مرموز و ناشناس به شکل افرادی با لبخند وحشتناک، او را تعقیب میکند. رز برای فرار از این کابوس، به دوستپسر سابقش و پلیس مراجعه میکند اما هیچکس باور نمیکند. او باید با گذشته تاریک خود روبرو شود تا این نفرین را شکست دهد.
خلاصه داستان: در یک شب تاریک و ترسناک، گروهی مخفی از شکارچیان هیولا پس از مرگ رهبر خود در قلعه بلادستون دور هم جمع میشوند. اما این گروه به زودی درگیر رقابتی مرموز و مرگبار برای یافتن یک اثر قدرتمند میشوند که آنها را با هیولایی خطرناک روبرو میکند و رازهای تاریکی را فاش میسازد.