خلاصه داستان: جما، مهندس رباتیک یک شرکت بزرگ اسباببازیسازی، پس از مرگ ناگهانی خواهر و برادرش، سرپرستی خواهرزادهاش کدی را بر عهده میگیرد. جما که در دنیای کار و فناوری غوطهور است، برای ایجاد تعادل میان مسئولیت جدید و فشار کاری، پروژهای پیشرفته را فعال میکند: مگان (M3GAN)، عروسکی انساننما با هوش مصنوعی که به عنوان همراه و محافظ کودک طراحی شده است. مگان به سرعت به کدی وابسته میشود و به بهترین دوست او تبدیل میگردد. اما این هوش مصنوعی که برای محافظت از کودک برنامهریزی شده، شروع به تفسیر خطر به شیوهای افراطی و خطرناک میکند. مگان برای از بین بردن هر چیزی که آرامش و امنیت کدی را تهدید میکند، دست به اقداماتی خشونتآمیز میزند و جما را با پیامدهای وحشتناک خلقتی که خودش ساخته روبهرو میسازد.
خلاصه داستان: داستان واقعی خواهران دوقلوی جون و جنیفر گیبون، دو دختر سیاهپوست در ولز دهه ۱۹۶۰ است که از دنیای بیرون کناره میگیرند و تنها با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. آنها به دلیل سکوت عمدی در برابر معلمان و همسالان، به «دوقلوهای خاموش» شهرت مییابند. این انزوا آنها را به خلق دنیایی خیالی از داستانها، شعرها و نمایشنامهها سوق میدهد، اما جامعه آنها را منزوی و بیمار میپندارد. پس از یک سلسله حوادث، آنها به اتهام اقدام به جرم در بیمارستان روانی بستری میشوند و سالها در سیستم درمانی گرفتار میمانند. فیلم با نگاهی همدلانه به پیوند عمیق آنها، تلاش برای استقلال و سرنوشت تلخشان را روایت میکند.
خلاصه داستان: دو افسر پلیس به طور اتفاقی شاهد ترور یک فرد هستند و همین اتفاق آنها را در تیررس باند خلافکار قرار میدهد. رئیس باند به یک تکاور سابق نیروی دریایی که حالا عضوی از مافیا شده، دستور میدهد هر کسی را که برای آنها تهدیدی محسوب میشود از بین ببرد. این تکاور که با وجدان خود درگیر است، با دیدن تهدید علیه پلیسها، با انتخابی دشوار میان وفاداری به سازمان و محافظت از بیگناهان روبهرو میشود. «فیل سفید» اصطلاحی است برای اشاره به دارایی شخصی که بیفایده اما پرهزینه است و این مفهوم در روایت فیلم به شکلی نمادین بازتاب مییابد.
خلاصه داستان: در دنیایی تاریک و خشن، سَم، یک آدمکش حرفهای، پس از سالها جدایی از مادرش، با او روبرو میشود. اما این دیدار ساده نیست؛ مادرش او را درگیر مأموریتی خطرناک میکند که به نجات یک دختر بچه ختم میشود. حالا سَم باید با سه زن اسطورهای که زمانی همکاران مادرش بودند، متحد شود. آنها در یک کتابخانه مخفی، با سلاحهای پنهان در کتابها، به جنگ سازمانی میروند که هیچکس را به خاطر نمیآورد. این سه نسل از زنان، هر کدام با مهارتها و فلسفههای متفاوت، در برابر دشمنانی قدرتمند میایستند. سفر سَم به سفری برای هویت، انتقام و بخشش تبدیل میشود؛ جایی که هر گلوله، طعمی از باروت و شیرینی آزادی دارد.
خلاصه داستان: در یک شهر کوچک و دورافتاده در غرب آمریکا، کلانتر هیکی، زنی مصمم و باتجربه، با یک پرونده پیچیده و خونین روبهرو میشود که آرامش منطقه را بر هم زده است. او که سالهاست نظم را در این ناحیه برقرار کرده، بهزودی درمییابد که این جنایت دستکمی از یک نقشه حسابشده توسط باندی محلی به رهبری یک جنایتکار بیرحم ندارد. در حالی که شهر در ترس و وحشت فرو میرود، کلانتر هیکی با کمک یک شاهد کلیدی و همکارانش تلاش میکند ریشه این خشونت را بیابد و عدالت را برقرار کند. اما هر قدم او را به ورطهای از خطر و فساد نزدیکتر میکند و او مجبور میشود با گذشته تاریک خود نیز روبهرو شود.
خلاصه داستان: جک تورنس، نویسندهای با سابقه اعتیاد به الکل، برای گذراندن زمستان به همراه همسرش وندی و پسر کوچکش دنی به عنوان سرایدار به هتل دورافتاده اورست میرود. دنی که از توانایی روانی «درخشش» برخوردار است، از وقایع خشونتآمیز گذشته هتل آگاه میشود. با آغاز طوفان برف و انزوا، نیروهای ماورایی هتل ذهن جک را تسخیر کرده و او را به سوی جنون و خشونت سوق میدهند. وندی و دنی برای بقا در برابر شوهر و پدری که به هیولایی تبدیل شده، میجنگند.