خلاصه داستان: زنی جوان به نام سلین پس از مرگ مرموز پدرش، اموال او را به ارث میبرد. در حالی که سلین تلاش میکند درباره نحوه مرگ پدرش بیشتر بداند، متوجه میشود که خانه او توسط فرقهای استفاده میشود که به دنبال احضار مخوفترین هیولاهای لاوکرفت هستند. او باید با گذشتهای تاریک و نیروهای شیطانی روبهرو شود تا جان خود و نزدیکانش را نجات دهد.
خلاصه داستان: فیلم رهایی از بردگی بر اساس داستان واقعی زندگی پیتر، بردهای آفریقایی-آمریکایی در لوئیزیانا ساخته شده است. پس از اینکه پیتر توسط صاحبش به طرز وحشیانهای شلاق میخورد، تصمیم میگیرد از مزرعه فرار کند. او با پای پیچیده و زخمی، از میان باتلاقها و جنگلهای خطرناک به سمت شمال حرکت میکند تا به ارتش اتحادیه بپیوندد. در این مسیر، او با شکارچیان برده و خطرات طبیعی روبرو میشود. داستان فیلم نمایشی از اراده انسان برای آزادی و بقا است.
خلاصه داستان: رماننویسی مشهور که سالهاست در خانهای دورافتاده در کوهستان زندگی میکند، پس از یک جراحی ترمیمی روی فک خود، موقتاً قادر به صحبت کردن نیست. زندگی آرام و منزوی او با ورود ناگهانی دخترش که برای ملاقات آمده، دستخوش تحول میشود. در طول این دیدار، اتفاقات غیرمنتظرهای رخ میدهد که لایههای پنهان شخصیتها و رابطه پدر و دختری را آشکار میکند. هرچه این دو بیشتر با هم وقت میگذرانند، رازهایی از گذشته برملا میشود و مرز میان واقعیت و ذهن آشفته نویسنده محو میگردد. «قفل آرواره» داستانی است درباره ارتباط، تنهایی و بازتاب انتخابهای گذشته در زمان حال؛ جایی که سکوت میتواند بلندتر از هر کلامی فریاد بزند و زخمهای کهنه دوباره سر باز کنند. این فیلم با فضاسازی بصری سرد و گیرا، تجربهای دراماتیک و در عین حال دلهرهآور را برای مخاطب به ارمغان میآورد.
خلاصه داستان: زمان جنگهای ویتنام است. به کاپیتان «ویلارد» دستور داده میشود که به جنگلی در کامبوج رفته و سرهنگ کورتز خائن را که درون جنگل برای خودش ارتشی تشکیل داده پیدا کرده و بکشد. زمانی که او در جنگل فرود میآید، کمکم توسط نیروهای مرموزی در جنگل گرفتار میشود تا حدی که دچار جنون میشود. همراهانش هم یکییکی به قتل میرسند. همینطور که ویلارد به مسیرش ادامه میدهد، بیشتر و بیشتر شبیه کسی میشود که برای کشتنش فرستاده شده است. سفر او به اعماق رودخانه، سفری به تاریکیهای روح انسانی است و مرز میان جنون و عقل را محو میکند.
خلاصه داستان: در فرانسهٔ اشغالشده در جریان جنگ جهانی دوم، گروهی از سربازان یهودیتبار آمریکایی به رهبری ستوان آلدو رِین، معروف به «پستفطرتها»، با هدف ایجاد رعب و وحشت در میان نازیها دست به عملیات چریکی میزنند. همزمان، شوشانا درایفوس، دختر جوان یهودی که خانوادهاش توسط سرهنگ هانس لاندا، معروف به «شکارچی یهودیان»، قتلعام شدهاند، با هویتی جعلی در پاریس سینمایی را اداره میکند. سرنوشت این دو گروه با برنامهٔ یک افسر اطلاعاتی بریتانیایی و همچنین نقشهٔ شوشانا برای انتقام از نازیها در یک شب نمایش فیلم در سینمای او گره میخورد.
خلاصه داستان: جک هریس، عکاس جوانی است که برای فرار از مشکلات شخصی خود به کوهستانهای دوردست پناه آورده است. او در حین عکاسی از طبیعت، به طور اتفاقی شاهد جابجایی و دفن یک جسد توسط چند افسر پلیس فاسد میشود. افسران که از لو رفتن رازشان وحشت دارند، برای از بین بردن تنها شاهد ماجرا، تعقیب و گریزی مرگبار را در دل جنگل آغاز میکنند. جک که هیچ راه فراری ندارد، به طور اتفاقی با هنری، یک افسر بازنشسته و تنها ساکن منطقه، آشنا میشود. هنری که خود روزگاری پلیس بوده، با دیدن بیعدالتی و جنایت همکاران سابقش، تصمیم میگیرد از جک محافظت کند و در برابر گروهی از پلیسهای خاطی بایستد. در این میان، تلاشهای جک و هنری برای زنده ماندن و رساندن عدالت به گوش مسئولان، آنها را درگیر درگیریهای خونینی میکند.