خلاصه داستان: دیوید کوئواس، مردی خانوادهدوست، به همراه دوستش کریپر به عنوان مامور جمعآوری مالیات برای باند تبهکار قدرتمندی در لسآنجلس کار میکند. آنها وظیفه دارند سهم باند را از خردهفروشان مواد و سایر فعالان غیرقانونی بگیرند و در صورت تأخیر، با خشونت برخورد کنند. اما وقتی یک رقیب خطرناک از گذشته، به نام بون، وارد شهر میشود و نظم قلمرو را به هم میریزد، دیوید مجبور میشود برای محافظت از خانوادهاش و میراث رئیساش، وارد درگیریای خونین شود. او در این مسیر با خیانتهایی از درون و فشارهای بیرونی روبهرو میشود و باید تصمیم بگیرد که تا کجا پیش برود. این فیلم داستانی پرتعلیق و تاریک از دنیای جرموجنایت است.
خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی همسرش، بث به تنهایی در خانه کنار دریاچه به زندگی ادامه میدهد. در میان غم و تنهایی، او با پیامهای مرموزی در تلفن همراه همسرش روبهرو میشود که او را به کشف رازهای تاریکی میکشاند. بث با جستجو در آثار همسرش، متوجه میشود که او معماری عجیب و پنهانی در اطراف خانه طراحی کرده است؛ ساختارهایی که انگار برای محافظت در برابر چیزی ناشناخته ساخته شدهاند. هرچه بث بیشتر به گذشته همسرش پی میبرد، حقیقت تلختری آشکار میشود و مرز میان واقعیت و توهم کمرنگ میگردد. او باید میان عقل و جنون، عشق و خیانت، راهی برای بقا بیابد.
خلاصه داستان: دختری جوان به نام پرل (مروارید) در مزرعهای دور افتاده همراه با خانواده خود زندگی میکند. پرل وظیفه دارد تا هر روز به پدر بیمار خود تحت نظر مادر سختگیرش، رسیدگی کند. اما امید به داشتن یک زندگی پر زرق و برق، جاه طلبیها و وسوسههای درونی پرل به مرور زمان تاثیرات وحشتناکی بر روی او گذاشته و باعث شکلگیری شخصیتی شرور در وجود وی میشود که...
خلاصه داستان: روزی روزگاری در آمریکا روایت زندگی «نودلز»، گانگستر یهودی بروکلین، از نوجوانی تا پیری است. او و دوستانش در دوران منع مصرف الکل به دنیای جنایت قدم میگذارند و با رهبری «مکس»، امپراتوری کوچکی میسازند. اما خیانت، عشق و پشیمانی سرنوشت آنها را تغییر میدهد. سی سال بعد، نودلز که از آن ماجراها فرار کرده بود، به بروکلین بازمیگردد تا با سایههای گذشتهاش روبهرو شود. این فیلم حماسی به کارگردانی سرجیو لئونه، با روایت غیرخطی، دوران طلایی گانگسترهای آمریکا را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره دایسون، یک جامعهشناس است که برای بررسی مرگ مرموز برادرش به جزیرهای دورافتاده سفر میکند. او در این جزیره با اهالی خشن و اسراری تاریک روبهرو میشود و بهزودی متوجه میشود که مرگ برادرش بخشی از یک توطئه بزرگتر است. دایسون برای زنده ماندن و کشف حقیقت، باید با خطرات مرگباری که در هر گوشه کمین کردهاند دستوپنجه نرم کند.
خلاصه داستان: یک خانواده ثروتمند برای جشن گرفتن سالگرد ازدواج پدرسالار خانواده در عمارت قدیمی و دورافتادهای گرد هم میآیند. اما این گردهمایی خانوادگی به زودی به کابوسی وحشتناک تبدیل میشود. مهمانان متوجه میشوند که در عمارت به دام افتادهاند و یک قاتل مرموز آنها را یکی پس از دیگری به شیوهای وحشیانه به قتل میرساند. آنها در حالی که رازهای تاریک گذشته بر ملا میشود، باید برای بقا بجنگند و بفهمند که قاتل یکی از خودشان است. در این بازی خطرناک، اعتماد جایی ندارد و هر کس برای نجات جان خود باید رازهای پنهانی را فاش کند. تنها یک نفر زنده از این عمارت خارج خواهد شد.