خلاصه داستان: فیلم ماشین کوبنده به روایت زندگی مارک کر، یکی از بزرگترین مبارزان هنرهای رزمی ترکیبی در اواخر دهه ۱۹۹۰ میپردازد. کر که با استعداد و عزمی راسخ به دنبال قهرمانی در مسابقات MMA است، در مسیر خود با دو چالش بزرگ روبرو میشود: اعتیاد به مواد مخدر که او را تهدید میکند و رابطه پرتنش با دوستدخترش دان. این فیلم تلاش او برای غلبه بر این موانع و رسیدن به اوج حرفهای را به تصویر میکشد. در این میان، مبارزات درون رینگ و بیرون آن، تصویری واقعی از قیمت شهرت و موفقیت ارائه میدهد. مارک کر باید تصمیم بگیرد که آیا میتواند همزمان با فشارهای زندگی شخصی و حرفهای کنار بیاید یا خیر. این درام ورزشی، نگاهی عمیق به جنبههای انسانی یک قهرمان دارد.
خلاصه داستان: میا، زنی جوان، پس از ناپدید شدن مرموز خواهرش لیلا، که آخرین بار در یک ویدیوی آرشیوی ظاهر شده، جستجویی وسواسگونه را آغاز میکند. او با دنبال کردن سرنخهایی از یک برنامه تلویزیونی قدیمی به نام «ساعت وحشت»، به یک شهر متروکه به نام شلبی اوکس میرسد. در آنجا با اسرار تاریک و نیرویی شیطانی روبهرو میشود که هویت او را هدف گرفته است. این سفر او را به ورطهای از جنون و حقیقتهای وحشتناک میکشاند.
خلاصه داستان: یک تیم سابق عملیات مخفی، پس از سالها دوری، دوباره گرد هم میآیند تا یک سرقت ناامیدانه را برای نجات جان دختر هشت ساله رهبرشان انجام دهند. این مأموریت غیرممکن به نظر میرسد، اما اعضای تیم برای رسیدن به هدف، وارد یک بازی مرگبار با دشمنان قدیمی و نیروهای خطرناک میشوند. هر یک از اعضا مهارتهای ویژهای دارند، اما گذشته پر از راز و خیانت آنها، این مأموریت را به یک درگیری شخصی تبدیل میکند. در میان تعقیبها، انفجارها و نبردهای تنبهتن، وفاداریها زیر سؤال میرود و مرز بین دوست و دشمن کمرنگ میشود. فیلم گربه وحشی روایتی پرتنش از فداکاری، اعتماد و ارادهای است که برای نجات یک زندگی، همه چیز را به خطر میاندازد.
خلاصه داستان: هنک تامپسون، بازیکن سابق و خستهٔ بیسبال، ناگهان خود را درگیر نبردی خطرناک برای بقا در دل دنیای تبهکارانهٔ نیویورکِ اواخر دههٔ ۱۹۹۰ مییابد؛ جایی که او ناچار است در زیرزمینی پرخطر و ناشناخته راه خود را پیدا کند. او که زمانی قهرمان میدان بود، حالا با اشتباهات گذشته و بدهیهای سنگین دستوپنجه نرم میکند و برای نجات جانش باید به دنیایی قدم بگذارد که هیچکس را امان نمیدهد. در این مسیر، او با شخصیتهای رنگارنگ و خطرناکی روبهرو میشود که هرکدام برای رسیدن به هدف خود، از هیچ کاری فروگذار نمیکنند. مچگیری داستانی پرتعلیق و پرپیچوخم از سقوط و تلاش برای بازگشت است؛ مردی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و برای دوباره زندگی کردن، باید با همهٔ وجود بجنگد.
خلاصه داستان: مایا پس از فرار از خانهای که در آن شاهد قتل عامی وحشیانه بود، اکنون در شهری کوچک و خلوت با دوستپسرش رایان به دنبال آرامش است. اما شبهای بیآرامش او تازه آغاز شده است. سه مهاجم نقابپوش، همان قاتلانی که یکبار جان او را نشانه گرفتهاند، دوباره ظاهر میشوند و اینبار نقشهای پیچیدهتر برای شکار او چیدهاند. مایا باید در میان ترس و انزوا، با غریزهی بقا و شجاعتی تازه، به رویارویی با کابوس خود برود و پرده از راز این قاتلان بردارد.
خلاصه داستان: در تابستان سال ۱۸۵۹، پزشکی بیوه با اکراه میپذیرد زنی بردهٔ آزادشده و دختر مرموز سفیدپوستش را در سفری پنجروزه از میان غرب خونآلود همراهی کند تا نزد شفابخش مذهبی شهری دورافتاده بروند. زن باور دارد که دخترش تسخیر شده است، اما پزشک معتقد است او تنها حامل نوعی بیماری است. با این حال، حقیقتی انکارناپذیر باقی میماند: هر موجود زندهای که دختر لمس میکند، بهطرزی مرموز میمیرد.