خلاصه داستان: در این انیمیشن ماجراجویانه، اودت و درک در حال برگزاری مراسم سالگرد ازدواج خود در قلعه کوهستانی هستند که ناگهان جادوگر شروری به نام زبالد ظاهر میشود. زبالد که از قدرت جادویی خود برای تسلط بر جهان استفاده میکند، نقشه میکشد تا اودت را بدزدد و از قدرت او برای رسیدن به اهداف شوم خود بهره ببرد. درک و دوستانش، از جمله بروملی و جغد باهوش، برای نجات اودت و جلوگیری از نقشههای زبالد وارد یک ماجراجویی پرمخاطره میشوند. آنها باید از قلعه کوهستانی فرار کنند و با موانع جادویی و موجودات عجیب روبرو شوند. در این مسیر، عشق و شجاعت درک و اودت بار دیگر آزمایش میشود و آنها یاد میگیرند که برای غلبه بر تاریکی، باید به یکدیگر اعتماد کنند.
خلاصه داستان: در سرزمینی خیالی به نام جوم، دو نژاد متفاوت به نامهای لاکنی و نورین در کنار یکدیگر زندگی میکنند. لاکنیها موجوداتی زمینی و نورینها بالدار هستند. دلگو، نوجوانی شجاع از نژاد لاکنی، عاشق کایلا، دختری از نژاد نورین میشود. اما صلح شکننده میان دو نژاد با توطئههای یک فرمانروای شرور به خطر میافتد. دلگو برای نجات عشق خود و جلوگیری از جنگی ویرانگر، سفری پرماجرا را آغاز میکند. او در این مسیر با دوستان وفادار خود همراه میشود و با چالشهای بسیاری روبرو میگردد. این انیمیشن ماجراجویانه با داستانی درباره عشق، دوستی و شجاعت، مخاطبان را به دنیایی فانتزی میبرد.
خلاصه داستان: در ادامه ماجراهای عصر یخبندان، مندی، دیگو و سید متوجه میشوند که یخهای عظیم اطراف درهشان در حال ذوب شدن است و سیل عظیمی در راه است که میتواند همه موجودات را نابود کند. آنها به همراه دیگر حیوانات به سوی سرزمینهای مرتفع حرکت میکنند. در این مسیر، با یک ماموت ماده به نام الی آشنا میشوند که خود را اپوسوم میداند و با دو برادر اپوسومش، کراش و ادی، زندگی میکند. مندی تلاش میکند الی را متقاعد کند که یک ماموت است و به گروه بپیوندد. در همین حال، اسکرات، سنجاب دندانشمشیری، همچنان به دنبال بلوط خود است و ماجراهای خندهداری را رقم میزند. گروه باید از موانع طبیعی و شکارچیان خطرناک عبور کنند تا به کشتی نجات برسند.
خلاصه داستان: کرم، نوازنده جوان و محبوب راک، پس از از دست دادن والدینش، به همراه خواهر کوچکش بوسه در مزرعه پدربزرگش زندگی میکند. او درگیر دنیای موسیقی و شهرت است، اما خاطرات گذشته و مسئولیتهای خانوادگی او را به چالش میکشند. در این میان، رازهایی از گذشته خانوادهاش فاش میشود که مسیر زندگی او را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: داستان فیلم دربارهٔ دخترکی ده ساله به نام چیهیرو اوگینو است که به همراه والدینش به خانهای جدید نقل مکان میکند. در مسیر، پدرش راه را گم میکند و آنها وارد تونلی مرموز در دل جنگل میشوند. پس از عبور از تونل، به شهری متروک و عجیب میرسند که در حقیقت گرمابهای برای خدایان و ارواح است. والدین چیهیرو با خوردن غذای آماده شده برای ارواح به خوک تبدیل میشوند و چیهیرو برای نجات آنها مجبور میشود در این گرمابه کار کند. او در این مسیر با موجودات عجیبی آشنا میشود و برای بازگرداندن والدینش و فرار از این دنیای اسرارآمیز تلاش میکند.
خلاصه داستان: خانم و آقای لیتل برای اینکه پسرشان جرج تنها نباشد، تصمیم میگیرند فرزندی را به سرپرستی قبول کنند. در پرورشگاه، آنها با موش کوچکی به نام استوارت آشنا میشوند که میتواند حرف بزند، لباس بپوشد و مانند یک انسان رفتار کند. استوارت با وجود جثه کوچکش، وارد خانواده لیتل میشود و با چالشهایی از جمله حسادت جرج و گربه خانواده به نام اسنوبال روبرو میشود. او با شجاعت و مهربانی خود، جایگاهش را در خانواده پیدا میکند و ماجراهای هیجانانگیزی را رقم میزند.