خلاصه داستان: یک سامورایی رونین پیر به نام تسوگومو هانشیرو، با ظاهری ژندهپوش و بیقواره، به دروازه ملک خاندان قدرتمند ایکومون در ژاپن فئودالی میرسد. او ادعا میکند که به دلیل فقر شدید و ناامیدی، به دنبال مکانی دربسته برای انجام مراسم هاراکیری، یعنی خودکشی شکوهمند سامورایی است. صاحبان ملک که از مدتها پیش درخواست مشابه یک سامورایی جوان را شنیده بودند و آن را ترفندی برای باجگیری میپنداشتند، با تمسخر ادعای او را میپذیرند. تسوگومو در تبادل صحبت با فرمانده، ماجرای دلخراش یک سامورایی جوان دیگر به نام موتوگاوا را که در همین ملک خودکشی کرده را به خاطر میآورد. این داستان، که در دل خاطرات غم و نامردی ریشه دارد، کلید اصلی روشنگر ارزشهای از دسترفته ساموراییها و خشونت پنهان در ساختار طبقاتی جامعه فئودالی ژاپن است. فیلم با شکوه و سردی، واقعیت رقتبار زندگی سامورایی و هزینهٔ انسانی وفاداری به سنتهای بیرحم را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: چه بر سر بیبی جین آمد؟ داستان دو خواهر بازیگر را روایت میکند که روزگاری هر دو در هالیوود شهرت داشتند. بیبی جین، ستارهٔ کودک سابق، پس از سالها افتخار، حالا زنی میانسال و آشفته است که از خواهر بزرگترش، بلانچ، که پس از یک حادثهٔ مرموز فلج شده، نگهداری میکند. این دو در عمارتی قدیمی و متروک در هالیوود زندگی میکنند و رابطهشان پر از کینه و خصومت است. بیبی که از موفقیتهای گذشتهاش فاصله گرفته، با رفتارهای آزاردهنده و شکنجههای روانی، زندگی بلانچ را به جهنم تبدیل میکند. با ورود یک پیانیست جوان و کنجکاویهای او، رازهای تاریک این خانواده کمکم آشکار میشود. فیلم با فضاسازی تیره و بازیهای درخشان دو بازیگر اصلی، به یکی از آثار ماندگار ژانر وحشت روانشناختی تبدیل شده است.