خلاصه داستان: وقتی فرانک، سرکارگر انبار تدارکات در لوئیزویل کنتاکی، به کارمند تازهوارد به نام فردی یک آزمایش محرمانهٔ نظامی را نشان میدهد، این دو دستوپاچلفتی بهطور تصادفی گازی را آزاد میکنند که اجساد را دوباره زنده کرده و به زامبیهای گوشتخوار تبدیل میکند. با گسترش این اپیدمی در سطح شهر و سیر شدن این موجودات با روشهایی خونین و عجیبوغریب، فرانک و فردی با کمک رئیسشان و یک مردهشور مرموز برای زنده ماندن تلاش میکنند.
خلاصه داستان: در اواخر مهرماه ۱۳۵۹، همزمان با آغاز جنگ تحمیلی و در آستانه سقوط خرمشهر، یک گردان از پاسداران انقلاب اسلامی به فرماندهی مرتضی، مأموریت مییابند تا برای کمک به رزمندگان مدافع شهر، از تهران به سمت جبهههای جنوب حرکت کنند. مسیر پرخطر و پرپیچوخم، آنها را به منطقهای میرساند که درگیریهای سختی در جریان است. در این میان، آنها با غیرنظامیان و رزمندگان دیگری روبهرو میشوند که هرکدام سرنوشت و داستانی دارند. گروه برای رسیدن به ساحل و انجام مأموریت خود، باید از موانع طبیعی و انسانی بسیاری عبور کنند. این سفر، آزمونی برای ایمان، ایثار و همبستگی آنهاست و چهرهای انسانی از جنگ و مقاومت را به تصویر میکشد. تلاش برای نجات و همراهی با مردم بیپناه، بخش مهمی از این مأموریت است.
خلاصه داستان: «تنوره دیو» نخستین فیلم بلند کیانوش عیاری است که در سال ۱۳۶۴ ساخته شد. داستان آن درباره مردی روستایی به نام مش حسن است که برای حل مشکل کمبود آبِ روستا، تلاش میکند چاه قدیمی و خشکیدهای را احیا کند. اما باورهای محلی و افسانهای درباره موجودی اهریمنی که آب چاهها را میخشکاند، مانع کار او میشود. او در این مسیر با مقاومت اهالی و خرافات رایج روبهرو میشود و باید میان عقل و باورهای کهن، راهی بیابد. فیلم با نگاهی اجتماعی و روانشناختی، تقابل سنت و مدرنیته را در بستری روستایی به تصویر میکشد و دلهرههای انسانی را در مواجهه با ناشناختهها روایت میکند. این اثر در جشنواره فیلم فجر با استقبال منتقدان روبهرو شد و جوایز معتبری از جمله سه لوح زرین برای بهترین کارگردانی و بهترین بازیگران نقش اول مرد و زن به دست آورد.
خلاصه داستان: در زمستانی سرد و برفی، اسماعیل، جوانی روستایی، برای تهیه داروی پدر بیمارش راهی شهر میشود. معلم روستا که سالها پیش در درگیری با گرگها یکی از پاهایش را از دست داده، و جوانی به نام رحمان نیز او را همراهی میکنند. اما در میان راه، معلم از آن دو جدا میشود و اسماعیل و رحمان با خطرات و موانع طبیعی بسیاری روبهرو میشوند. این سفر پرمشقت، آزمونی برای اراده و انسانیت آنان است و در دل برف و کولاک، پیوندهای تازهای میان شخصیتها شکل میگیرد. فیلم جاده های سرد روایتی از ایثار، امید و مقاومت در برابر سختیهای زندگی را به تصویر میکشد.