خلاصه داستان: فانشاین خرسه، یکی از شخصیتهای محبوب خرسهای مهربون، در یک ماجراجویی غیرمنتظره به شهری عجیب و غریب به نام شهر شوخیها قدم میگذارد. این شهر پر از خنده و شوخی است و ساکنان آن فانشاین را به عنوان پادشاه خود انتخاب میکنند. در همین حال، تندرهارت که نگران دوستش شده است، به همراه دیگر خرسهای مهربون راهی این شهر میشود تا او را پیدا کند. اما فانشاین درگیر مسئولیتهای پادشاهی و چالشهای جدیدی میشود که او را از ارزشهای اصلی دوستی و مهربانی دور میکند. این فیلم انیمیشنی با داستانی ساده و شیرین، مفاهیمی مانند اهمیت دوستی، وفاداری و بازگشت به ریشهها را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: رانبیر، نویسندهای موفق و خوشبخت، زندگی آرامی را در کنار همسرش آنجی سپری میکند. اما گذشته تاریک او به شکل اسکیزوفرنی دوباره سر برمیآورد و واقعیت را برایش به کابوسی از توهم و پارانویا تبدیل میکند. او در تلاش برای حفظ سلامت عقل و رابطهاش، با چالشهای روحی عمیقی دست و پنجه نرم میکند.
خلاصه داستان: کاراگاه گجت در آستانه شرکت در مسابقه بهترین شیرین کاری اداره پست است. این مسابقه برای او اهمیت زیادی دارد و برای آن تلاش زیادی میکند. او تقریبا برای مسابقه آماده شده است که اتفاقی عجیب و خطرناک در شهر میافتد. یکی از زندانیان بدجنس و خطرناک به نام کلا از زندان فرار میکند. از طرفی به طور ناگهانی تخم مرغ پرندهای غولآسا دزدیده میشود و به دست کلا میافتد. کاراگاه گجت باید با کمک دستیارهایش این ماجرا را حل کند و از فاجعه جلوگیری نماید.
خلاصه داستان: گاتهام سیتی در تسخیر جنایتکاران خطرناکی چون جوکر، بین و پنگوئن است. بتمن که از سوی پلیس تحت تعقیب قرار گرفته، باید با تکیه بر قدرت بدنی و ذهنی خود، راهی برای مقابله با این تهدیدها بیابد. او در این مسیر با چالشهای جدیدی روبرو میشود و مهارتهای خود را برای نجات شهر به کار میگیرد.
خلاصه داستان: میکی موس، دونالد داک و گوفی در این انیمیشن ماجراجویانه، رویای خود برای تبدیل شدن به تفنگداران شجاع را دنبال میکنند. آنها در مسیر محافظت از پرنسس دِیزی و پادشاهی، با نقشههای شوم کاپیتان پیت و دستیارانش روبرو میشوند. این سه دوست با استفاده از شجاعت، دوستی و البته طنز همیشگی خود، ماجراهای هیجانانگیزی را رقم میزنند و یاد میگیرند که تفنگدار واقعی بودن به اندازه قلب، نه به اندازه شمشیر، اهمیت دارد.
خلاصه داستان: پس از ماجراهای فیلم اول، مولان و شانگ سرانجام تصمیم به ازدواج میگیرند. اما موشو، اژدهای نگهبان مولان، نگران از دست دادن جایگاه خود در خانواده مولان است. در همین حال، امپراتور چین از مولان و شانگ میخواهد سه شاهزاده خانم را به سرزمینهای همسایه همراهی کنند تا ازدواجهای سیاسی برای حفظ صلح انجام شود. در این سفر، مولان و شانگ با چالشهای عاطفی و اخلاقی روبرو میشوند و شاهزادهها نیز عشق واقعی را فراتر از وظیفه مییابند.