خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی پسرش روحیت در یک تصادف رانندگی، دکتر رانویر ماهورتا، روانپزشک معروف، از تنها دخترش ریتا بسیار مراقبت میکند. ریتا در کالج با آریان سردار، جوانی جسور و مرموز، آشنا شده و عاشق او میشود. دکتر مالهوترا که به شدت مواظب دخترش است، در مورد آریان شروع به تحقیق میکند و به تدریج به این نتیجه میرسد که آریان فردی خطرناک است. اما ریتا تصور میکند پدرش بیش از حد محافظهکار و بدبین است. این سوءتفاهمها و اصرار ریتا برای ادامه رابطه، او را در موقعیتهای پرخطری قرار میدهد. در این میان، دکتر مالهوترا با مشاهده نشانههایی از رفتارهای پرخاشگرانه در آریان، تلاش میکند دخترش را نجات دهد. این درگیریهای عاطفی و تهدیدهای پنهان، داستانی پرتنش از عشق، اعتماد و محافظت را رقم میزند.
خلاصه داستان: در حاشیهٔ جنوبی کشور، جمعی از ساحلنشینان با وجود مشکلات روزگار، زیر بار سختیها شانهها را خم نمیکنند. آنها در بازار داد و ستد روزانهشان، سکهٔ تمام عیار رفاقت را حفظ کردهاند و پیوندهای انسانیشان رونقی دیرینه دارد. تا آنکه در یک مبارزهٔ نابرابر میان مهر و کین، به اقتضای غیرت و عشق، یکی از آنان چون شیری بلاگردان آهو میشود و مرد تنها با برگ برندهاش میبازد. این فیلم داستانی دربارهٔ فداکاری، شرافت و معناهای پنهان در روابط انسانی است.
خلاصه داستان: متیو، یک مدیر تبلیغاتی جوان در شیکاگو، پس از بازگشت از سفر کاری، با شنیدن صدای زنی در یک کافه به یاد لیزا، عشق از دست رفتهاش میافتد. او که یک سال پیش بدون هیچ توضیحی ناپدید شده بود، اکنون با دیدن زنی که شباهت زیادی به او دارد، درگیر یک وسواس فکری میشود. متیو به دنبال این زن میگردد و در این مسیر با دنیای پیچیدهای از رازها، سوءتفاهمها و بازیهای روانی روبرو میشود. هر سرنخ او را به گذشتهای میکشاند که انگار همهچیز از همان ابتدا طراحی شده بود. او باید بین واقعیت و خیال، حقیقت عشقش را پیدا کند.
خلاصه داستان: چند سرباز یک روز جمعه به همراه گروهبان خود به شهر میآیند. این روز تعطیل اما برای آنها حوادثی تازه در پی دارد و آنها را به نگاهی دیگر میرساند.
خلاصه داستان: شش نفر انتخاب میشوند تا نگهبانان شهر افسانهای مترو نوی شوند؛ اما همانطور که آنها به وظیفه جدید خود عادت میکنند، درگیریها به سرعت بین آنها به وجود میآید و یک طرح شیطانی در بیخ گوش آنها وجود دارد که ...
خلاصه داستان: نویسندهای میانسال که سالهاست در انزوا زندگی میکند، تصمیم میگیرد برای نوشتن رمانی تازه، داستان زندگی دختر جوانی را دنبال کند. او در این مسیر با دنیایی از روابط پیچیده، عشقهای ناتمام و رازهای پنهان روبهرو میشود. تعامل میان این دو شخصیت، او را به بازاندیشی در گذشتهاش وامیدارد و مرز میان واقعیت و خیال را کمرنگ میکند. فیلم با نگاهی روانشناختی به تنهایی و ارتباط انسانی، سعی در به تصویر کشیدن لحظههایی دارد که زندگی را دگرگون میکنند.