خلاصه داستان: یحیی، جوانی که به تازگی خدمت سربازی خود را آغاز کرده، برای ادامه خدمت، مکانی غیرمعمول را انتخاب میکند: قرنطینهای برای بیماران درمانناپذیر. در این مکان، او با افرادی روبهرو میشود که علاوه بر رنج جسمی، درگیریهای روحی و روانی طاقتفرسایی را تحمل میکنند. یحیی در این محیط بسته و پر از رنج، با مفاهیمی چون مرگ، امید، و معنای زندگی دستوپنجه نرم میکند و روابط انسانی عمیقی شکل میگیرد. فیلم با نگاهی انسانی و تأملبرانگیز، تلاش برای یافتن زیبایی و معنا در دل تاریکی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: ویل استنتون، نوجوانی که به تازگی یازده ساله شده است، در آستانه انقلاب زمستانی متوجه میشود که او آخرین نفر از گروه باستانی «نشانداران» است؛ نگهبانانی که برای قرنها با نیروهای تاریکی مبارزه کردهاند. با بازگشت «تاریکی» که تهدید به نابودی جهان میکند، ویل باید شش نشان باستانی قدرت را در طول شش روز پیدا کند. او در این مسیر با راهنمایی مریم لیون و دیگر نشانداران، باید با ترسهای خود روبهرو شده و قدرتی را که در درونش نهفته است کشف کند. اما سفر او پر از موانع و دامهایی است که تاریکی برای متوقف کردنش طراحی کرده است. ویل باید یاد بگیرد که به خودش و تواناییهایش اعتماد کند تا بتواند سرنوشت دنیا را تغییر دهد.
خلاصه داستان: در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل ۱۹۷۰، قاتلی زنجیرهای خود را «زودیاک» مینامد و با ارسال نامهها و رمزهای مرموز به روزنامههای سان فرانسیسکو، وحشت را در دل مردم میاندازد. رابرت گریاسمیت، کاریکاتوریست روزنامه، به همراه پل اوری، خبرنگار، و دیو توشی، کارآگاه پلیس، هر کدام به شکلی درگیر این پرونده میشوند. تعقیب و گریز ذهنی آنها با قاتل، سالها ادامه مییابد و مرز بین وسواس و حقیقت را کمرنگ میکند.
خلاصه داستان: عطیه، نویسنده و مجری یک برنامه خانوادگی رادیو، هر روز به سؤالات شنوندگان درباره زندگی زناشویی پاسخ میدهد. او بیمار است و پزشکان به او گفتهاند تنها چهار ماه دیگر زنده است، و دو ماه از آن گذشته. او راضی به عمل جراحی نمیشود. به پیشنهاد همسرش، برای زیارت به مشهد میروند. اما او افسرده و درگیر مناسبات خود و همسرش است تا اینکه در حرم به دختری برمیخورد که مادرش را گم کرده. عطیه دخترک را به قسمت گمشدگان میسپرد، اما دوباره پس میگیرد. آرامش میکند، برایش غذا میخرد، کفش و لباس نو تهیه میکند و در نهایت به وقت بیماری کودک، خطر متهم شدن به دزدی را به جان میخرد و به فوریتهای پزشکی حرم مراجعه مینماید. عطیه که شاید به خاطر نزدیکی به مرگ ارتباطش با خدا کمرنگ شده و هر بار که میخواهد به زیارت برود، با ذهنی آشفته توانایی این کار را در خود نمیبیند، پس از کمک به دخترک مشتاقانه به زیارت میشتابد.
خلاصه داستان: زنی با مشکلات فراوانی مواجه میشود و درست وقتی که بیشترین نیاز را به کمک دارد، توسط فردی ناشناس یاری میشود. این اتفاق سرآغاز ماجراهایی میشود که زندگی او را دستخوش تغییر میکند. در میان این تحولات، او با شخصیتهایی روبرو میشود که هر کدام رازهایی در دل دارند. فیلم خواهرخوانده به کارگردانی بهروز حسینزاده، داستانی درباره امید، اعتماد و ارتباطات انسانی است. حامد بهداد، رامسین کبریتی و عباس امیری از بازیگران اصلی این اثر هستند. روایت با نگاهی به زندگی روزمره، چالشهای شخصیتها را در بستری از روابط خانوادگی و اجتماعی دنبال میکند. این فیلم با فضای صمیمی و داستانی ساده، توجه مخاطبان را به خود جلب کرده است.
خلاصه داستان: حمید پرتوی، وکیل باتجربهای که سالها پیش از سمت دادستانی کناره گرفته، پروندهی پرمخاطرهای را میپذیرد: دفاع از فرهاد، جوانی متهم به قتل. درگیریهای درونی حمید با گذشتهاش و پیچیدگیهای حقوقی پرونده، او را در مسیری دشوار قرار میدهد. در همین حال، رابطهی عاطفی میان پرستو، دختر حمید، و فرهاد، ابعاد تازهای به ماجرا میبخشد. محاکمهای که در پیش است، نهتنها سرنوشت فرهاد، بلکه آرامش و باورهای حمید را نیز به چالش میکشد. فیلم «محاکمه» به کارگردانی ایرج قادری، با بازی درخشان جمعی از ستارگان سینمای ایران، روایتی از عدالت، شک و رازهای پنهان را به تصویر میکشد.