خلاصه داستان: دیوید رایس نوجوانی است که پس از مرگ مادرش و زندگی زیر سایه پدری سختگیر، به طور ناگهانی متوجه توانایی خارقالعاده خود میشود: او میتواند در کسری از ثانیه از هر نقطهای از جهان به نقطهای دیگر سفر کند. او سالها از این قدرت برای فرار از مشکلات و لذت بردن از زندگی استفاده میکند، اما یک روز با گروهی مرموز به نام «پالادینها» روبهرو میشود که شکارچیان جهندهها هستند و میخواهند او را نابود کنند. دیوید که حالا درک میکند تنها نیست و جهندههای دیگری نیز وجود دارند، باید با کمک دوست دوران کودکیاش «میلی» از دست پالادینها فرار کند و در این میان به رازهای شگفتانگیزی درباره گذشته خود و سرنوشت جهندهها پی ببرد.
خلاصه داستان: هلن گریس پس از جدایی از همسرش، به همراه سه فرزندش، جارد، سایمون و مالوری، به خانهای قدیمی در املاک اسپایدر ویک که متعلق به عمهاش لوسیندا است، نقل مکان میکند. جارد که پسری کنجکاو و ماجراجو است، در حین کاوش در خانه، یک آینه مرموز و یک کتاب قدیمی به نام «راهنمای میدانی اسپایدر ویک» پیدا میکند. این کتاب که توسط آرتور اسپایدر ویک نوشته شده، حاوی اسرار دنیای پریان و موجودات جادویی است. به زودی، موجودات خیالی و خطرناکی به دنبال کتاب به خانه حمله میکنند و جارد و خواهر و برادرش باید از کتاب محافظت کنند و رازهای آن را کشف کنند.
خلاصه داستان: یک راننده تاکسی جوان و خوشمشرب در طول روز با مسافران و داستانهای مختلفی روبهرو میشود. یک روز، او زنی جوان و آمریکایی را سوار میکند و وارد ماجرایی غیرعادی و طولانی میشود که مجبور است تا انتها آن را دنبال کند. زن آمریکایی آدرس مورد نظرش را گم کرده و پیدا کردن بستگانش تقریباً غیرممکن به نظر میرسد. راننده جوان معتقد است که باید به زن کمک کند تا بستگانش را پیدا کند، و این مسئله مشکلات زیادی بین او و نامزدش ایجاد میکند. همچنین، او در رابطه با زن آمریکایی و دوست عجیب و غریبش با مسائل دیگری نیز دستوپنجه نرم میکند. این برخوردها او را به سفری پر از لحظات تلخ و شیرین میکشاند و مرزهای اخلاقی و عاطفی او را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: شبهای تهران، زیر نور نئونهای رنگارنگ، دزدی حرفهای نقشهای برای یک سرقت بزرگ میکشد. او فکر میکند همهچیز را پیشبینی کرده است، اما انتخاب خانهای اشتباه، نقشههایش را به هم میریزد. وارد خانهای میشود که ساکنانش نه تنها از او نمیترسند، بلکه هرکدام به شکلی عجیب با او برخورد میکنند. زنی مرموز، مردی که به نظر میرسد همهچیز را میداند، و دختری که سکوتش از هر فریادی بلندتر است؛ هر کدام لایهای از یک راز را رو میکنند. دزد کمکم درمییابد که این دزدی، سادهترین بخش ماجراست؛ او باید از خودش، از گذشتهاش و از حقیقتی که پشت این دیوارها پنهان است، فرار کند. آقای هفت رنگ داستانیست درباره انتخابهایی که ما را میسازند و رنگهایی که هرگز فکرش را نمیکنیم.
خلاصه داستان: جمال مالک، نوجوانی که در زاغههای بمبئی بزرگ شده، در مسابقه تلویزیونی «چه کسی میخواهد میلیونر شود؟» شرکت میکند و تا آستانه بردن جایزه بزرگ پیش میرود. متهم به تقلب، او در بازجویی پلیس، داستان زندگیاش را روایت میکند؛ زندگیای که هر پاسخ درست او ریشه در یک خاطره واقعی از کودکی، عشق و سختیهای خیابانی دارد. از درگیریهای مذهبی تا برخورد با دنیای خلاف، هر سؤال مسابقه او را به گذشتهای میبرد که همزمان تلخ و امیدوارکننده است. جمال در جستجوی لطیفه، عشق دوران کودکیاش، با برادرش سلیم و اتفاقات غیرمنتظرهای روبهرو میشود که سرنوشتاش را رقم میزند. این فیلم روایتی پرتنش و احساسی از امید، فقر و قدرت دانشی است که از دل زندگی واقعی به دست میآید.
خلاصه داستان: امیر ساداتی، تاجری است که در گرداب مشکلات مالی گرفتار شده و آرامش زندگیاش را از دست داده است. در این میان، همسر سابقش فریبا که از او دلخوری عمیقی دارد، تصمیم میگیرد از این فرصت استفاده کرده و انتقام خود را از امیر بگیرد. او نقشهای پیچیده میچیند تا امیر را در برابر انتخابهای دشوار و موقعیتهای غیرمنتظره قرار دهد. در این مسیر، رازهای پنهان گذشته یکییکی آشکار میشود و مرز میان عشق، نفرت و بخشش کمرنگ میگردد. امیر که برای نجات خود و کسبوکارش تلاش میکند، درگیر جدالی نفسگیر با گذشته و پیامدهای انتخابهایش میشود. فیلم «اسلحه سرد» روایتی از تقابل احساسات انسانی و فشارهای اجتماعی است که در آن شخصیتها برای یافتن راهی برای رهایی از بنبست، دست به تصمیمات سختی میزنند. سرنوشت امیر و فریبا بهگونهای به هم گره میخورد که هر یک باید پاسخگوی اعمال خود باشند.