خلاصه داستان: فیلم «مردم در مقابل فریتز باوئر» روایتی از تلاشهای دادستان کل آلمان غربی، فریتز باوئر، در دهه ۱۹۵۰ است. او که یک یهودی و از مخالفان سرسخت نازیسم است، با وجود مقاومت شدید دستگاه قضایی و سیاسی کشورش، به دنبال تعقیب جنایتکاران جنگی نازی میگردد. باوئر در این راه با یک دادستان جوان به نام کارل آنگرشتاین همکاری میکند و سرنخهایی از مخفیگاه آدولف آیشمان، یکی از عاملان اصلی هولوکاست، به دست میآورد. اما او در مسیر عدالتخواهی با بیاعتمادی، خیانت و خطرات جانی مواجه میشود. داستان نشان میدهد که چگونه باوئر با وجود فشارهای داخلی، اطلاعات را به موساد اسرائیل منتقل میکند تا آیشمان دستگیر شود. فیلم به تضاد میان عدالت و منافع سیاسی، و نیز تلاش برای روبرو شدن با گذشته تاریک آلمان میپردازد.
خلاصه داستان: پیشگویی باستانی ویتیاز بوریسپول نوید تولد پسری را میداد که روزی جنگجویی بزرگ میشد و روسیه را از فاجعهای عظیم نجات میداد. اما سرنوشت بازی دیگری کرد و قهرمانِ موعود، دختری جوان از آب درآمد. حالا که روسیه بیش از هر زمان دیگری به نجات نیاز دارد، او باید با دشمنی سهسر روبرو شود که هر سر آن نقشههای شوم خود را دارد. در این مسیر، او با همراهان غیرمنتظرهای روبرو میشود و باید ثابت کند که قهرمانی به جنسیت نیست، بلکه به شجاعت و ایمان است. آیا او میتواند از پس این مأموریت برآید و سرنوشت سرزمینش را تغییر دهد؟
خلاصه داستان: دختربچهای به نام رایلی به خاطر شرایط خانوادگیاش، مجبور میشود به همراه پدر و مادرش به سان فرانسیسکو نقل مکان کند. رایلی در این شهر جدید باید دوستان جدید پیدا کرده و وضعیت خودش را با این محیط تطبیق دهد. اما با این حال، پنج احساس مهم ذهن او شامل خوشی، ناراحتی، خشم، ترس و انزجار قادر نیستند در موقعیت جدیدی که رایلی در آن قرار گرفته مدیریت همیشگیشان را بر ذهن او داشته باشند و دائما در حال کشمکش هستند. این کشمکشها باعث میشود خوشی و ناراحتی به طور اتفاقی از مرکز کنترل ذهن رایلی خارج شوند و در اعماق ذهن او گم شوند. حالا آن دو باید راه خود را به مرکز کنترل بازگردانند تا تعادل احساسی رایلی را برقرار کنند.
خلاصه داستان: در طول تعطیلات زمستانی، کودکان یک روستای کوچک تصمیم میگیرند تا یک جنگ برف بزرگ برگزار کنند. لوک و سوفی، هر دو ۱۱ ساله، به عنوان رهبران طرفین انتخاب میشوند. سوفی و گروهش از یک قلعهی برفی در برابر لشکر لوک دفاع میکنند. هر طرفی که در پایان تعطیلات قلعه را تصرف کند، برنده است. این تفریح جوانانه به یک درگیری جدیتر تبدیل میشود، اما شادی زمانی بازمیگردد که همهی کودکان تصمیم میگیرند به جای حمله به یکدیگر، به قلعه حمله کنند و با خوشحالی آخرین تکه از آن را نابود کنند.
خلاصه داستان: وقتی یک زوج قبیلهای کودکی مرموز را در نزدیکی آبشاری خروشان پیدا میکنند، او را مانند فرزند خود بزرگ میکنند. همزمان با بزرگ شدن سیوودو، او به دنیای آن سوی صخرهها کشیده میشود، جایی که پادشاهی باستانی ماهیشماتی را کشف میکند؛ پادشاهی که توسط یک ستمگر ظالم اداره میشود، درگیر شورش است و به گذشته خود وابسته است. چیزی که به عنوان جستجوی عشق آغاز میشود، به زودی میراث خیانت، فداکاری و یک شاهزاده فراموش شده را آشکار میکند.
خلاصه داستان: در دنیایی که مرز میان انسانها و اجنه به شکلی اسرارآمیز در هم میآمیزد، یک زن جوان ناگهان خود را در برابر دروازهای مییابد که به جهانی دیگر باز میشود. طبق باورهای کهن، عروسی اجنه یکی از وحشتناکترین آیینهای جهان موازی است و حالا این زن باید به عنوان عروس به آن دنیا برود. او در این سفر با موجوداتی روبهرو میشود که نه از جنس او هستند و نه قوانین او را میپذیرند. هر قدم در این دنیای تاریک او را به رازهایی نزدیکتر میکند که شاید هرگز نباید فاش میشدند. آیا او میتواند از این مراسم مرگبار جان سالم به در ببرد و راهی برای بازگشت به خانه پیدا کند؟ فیلم عذاب با فضایی وهمآلود و پرتعلیق، روایتی از ترس، تنهایی و تلاش برای بقا در جهانی ناشناخته ارائه میدهد.