خلاصه داستان: در یک ماجراجویی تازه، سوپرگرل، زن شگفتانگیز و بتگرل با حافظهای پاکشده از گذشته مواجه میشوند و هیچ خاطرهای از کارهای بدی که مسئول آنها بودهاند ندارند. این سه قهرمان جوان در تلاشاند تا حقیقت پنهان رمز و رازهایشان را کشف کنند. در این مسیر، آنها با دوستان و دشمنان قدیمی روبرو میشوند و باید به یکدیگر اعتماد کنند. داستان پر از پیچوخم، دوستی و لحظات طنز است و نشان میدهد که حتی ابرقهرمانها هم میتوانند اشتباه کنند و برای جبران تلاش نمایند. آنها با کمک هم، سعی در بازگرداندن خاطرات از دسترفته و نجات شهر از تهدیدهای جدید دارند.
خلاصه داستان: برفا و نادر به شکلی کاملاً اتفاقی با یکدیگر آشنا میشوند و خیلی زود به هم دل میبازند. اما این آغاز یک رابطهٔ ساده نیست؛ هر کدام از آنها رازها و دغدغههای پنهانی دارند که با گذر زمان و بروز اتفاقات غیرمنتظره، زندگی مشترکشان را به نقطههای بحرانی میکشاند. «ایتالیا ایتالیا» روایتی است از عشق، انتخابهای دشوار و رویاهایی که گاه به کابوس تبدیل میشوند. کاوه صباغزاده با نگاهی تازه به سینمای عاشقانه، داستانی پرکشش را با ترکیبی از حسوحالهای متفاوت و شخصیتهای خاکستری روایت میکند. حامد کمیلی و سارا بهرامی در نقشهای اصلی، با بازیهای صمیمانه و باورپذیر، بار عاطفی فیلم را بر دوش میکشند. این اثر در سال ۱۳۹۶ ساخته شده و تلاش میکند تصویری واقعگرایانه از پیچیدگیهای روابط انسانی در دنیای امروز ارائه دهد.
خلاصه داستان: لایتنینگ مککوئین، قهرمان مسابقات اتومبیلرانی، پس از سالها موفقیت، حالا با نسل جدیدی از ماشینهای مسابقهای فوقالعاده سریع و پیشرفته روبهرو شده است که تواناییهای او را به چالش میکشند. در آستانه بازنشستگی و در حالی که رقبای جوانی مانند جکسون استورم او را تحت فشار قرار دادهاند، مککوئین تصمیم میگیرد دست از تلاش برندارد و برای اثبات خود به مسیر مسابقات برگردد. او در این مسیر از دوست قدیمیاش، داک هادسون، الهام میگیرد و با کمک یک مربی جوان و مشتاق به نام کروز رامیرز، تمرینات جدیدی را آغاز میکند. ماشینهای 3 داستانی درباره پذیرش تغییر، احترام به گذشته و یافتن راهی تازه برای ادامه دادن است؛ داستانی که در آن مککوئین یاد میگیرد که قهرمانی فقط به سرعت نیست، بلکه به خرد و تجربه نیز بستگی دارد.
خلاصه داستان: در آیندهای دور، زمین دیگر متعلق به انسانها نیست. بشریت پس از نبردهای مکرر با موجوداتی غولپیکر به نام کایجو، از جمله گودزیلا، ناگزیر به ترک سیاره میشود و با سفینهای عظیم به سوی ستارهای دور سفر میکند. اما پس از گذشت بیست سال جستوجو در فضا و نیافتن سیارهای قابل سکونت، گروهی از بازماندگان تصمیم میگیرند به زمین بازگردند و امید دارند که گودزیلا دیگر وجود نداشته باشد. با ورود به جو زمین، آنها متوجه میشوند که گودزیلا نه تنها زنده است، بلکه در این مدت به موجودی قدرتمندتر و وحشتناکتر تبدیل شده است. در میان کشمکشهای درونی، هارو ساکاکی، یکی از جوانترین اعضای گروه، رهبری جنبشی برای رویارویی با هیولا را بر عهده میگیرد. او باور دارد که تنها راه نجات، نابودی گودزیلا و بازپسگیری زمین است، حتی اگر این کار به قیمت جان خودش و همرزمانش تمام شود.
خلاصه داستان: گلسا دختری ۱۶ ساله است که به همراه خانوادهاش در شهری کوچک در اطراف تهران زندگی میکند. او بیشتر اوقات خود را با گروهی از دوستانش میگذراند. یک روز آنها تصمیم میگیرند تا دست به اقدامی هیجانانگیز بزنند؛ اقدامی که پیامدهای غیرمنتظرهای در پی خواهد داشت و از کاری صرفاً سرگرمکننده و هیجانانگیز، به دردسری پیچیده تبدیل میشود. اتفاقاتی که رخ میدهد، از اساس دیدگاه گلسا نسبت به زندگی را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: قصه زندگی زن و شوهر جوانی است که مرد شرایط مالی مناسبی ندارد اما زن به خاطر داشتن دوستان متمول خواستههای عجیب و غریب دارد. او برای رسیدن به ثروت پیشنهادهایی میدهد و شوهرش را وادار به انجام کار تازهای میکند…