خلاصه داستان: ماری، دختری شیطان و کنجکاو، در تعطیلات تابستانی نزد عمهاش در روستایی دورافتاده زندگی میکند. او روزی یک گل عجیب و اسرارآمیز به نام «گل جادوگر» پیدا میکند که هر هفت سال یک بار شکوفا میشود. ماری با لمس این گل، قدرتهای جادویی به دست میآورد و میتواند بر یک جاروی پرنده سوار شود. او به طور اتفاقی به مدرسهای مخفی برای جادوگران به نام «اندور کالج» راه پیدا میکند. آنجا متوجه میشود که مدرسه رازهای تاریکی را پنهان کرده و از قدرت این گل برای مقاصد خطرناکی استفاده میشود. ماری باید با کمک دوستان جدیدش و یک گربه سیاه، حقیقت را کشف کند و با شجاعت با نیروهای شرور مبارزه کند. این ماجراجویی به او میآموزد که شجاعت و دوستی چه قدرتی میتوانند داشته باشند.