خلاصه داستان: صحرا مشرفی، پرستار میانسال و مجرد یک بیمارستان روانی، با زن جوانی به نام نسیم آشنا میشود که به دستور همسرش مسعود برای بستری به آنجا آورده شده است. صحرا از همان ابتدا به غیرعادی بودن این ماجرا پی میبرد و با مشاهده رفتارهای نسیم، به رازهای پنهان زندگی او و مسعود پی میبرد. او که احساس میکند نسیم قربانی یک توطئه است، تصمیم میگیرد به او کمک کند، اما در این مسیر با خطرات و پیچیدگیهایی روبهرو میشود که زندگی خودش را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. فیلم خفهگی روایتی پرتنش و معمایی از تقابل حقیقت و ظاهر است.
خلاصه داستان: زهرا، خدمتکاری فروتن و مهربان، برای تأمین مخارج خانوادهاش در خانهای مجلل مشغول به کار میشود. امیر، جراح جوان و وارث ثروتمند خانواده، پس از مدتها به خانه پدری بازمیگردد. آشنایی این دو از نگاهی ساده آغاز میشود و به عشقی عمیق تبدیل میشود. اما تفاوت طبقاتی، مخالفتهای خانواده امیر و رازهایی از گذشته، دیواری میان آنها برپا میکند. زهرا که هویت واقعی خود را پنهان کرده، در کشمکشی میان عشق و حقیقت گرفتار میشود. آیا این عشق میتواند بر تمام موانع غلبه کند؟
خلاصه داستان: گروهی از دوستان برای بررسی مرگ مشکوک فریده و مصطفی، تصمیم میگیرند مستندی بسازند. آنها با افراد واقعی درگیر در این پرونده ملاقات میکنند و برای ادامه تحقیقات به فرانسه، هلند، بلژیک و سرانجام سیواس سفر میکنند. پس از جستجوهای بسیار، به شواهدی میرسند که نشان میدهد این پرونده که پلیس آن را بسته است، به موجودی فراطبیعی به نام جن مرتبط است. آنها با کنار هم گذاشتن مدارک، به حقیقتی تکاندهنده درباره این ماجرا پی میبرند.
خلاصه داستان: گرو که زندگی تازهای را با همسرش لوسی و سه دخترخواندهاش آغاز کرده، حالا به عنوان مأمور اتحادیه ضد جنایت مشغول به کار است. اما با شکست در دستگیری بالتازار برت، یک شرور سابق کودکستیز که الماس بزرگ دزدیده، گرو و لوسی از کار اخراج میشوند. در همین حین، گرو متوجه میشود برادر دوقلویش درو را دارد که برعکس او مویی بلوند دارد و وارث امپراتوری خانوادگی آنهاست. مینیونها هم به دنبال زندگی شرورانهتر، از گرو جدا میشوند. گرو و درو برای بازپسگیری الماس و اثبات لیاقت خود به بالتازار برت روبرو میشوند، در حالی که لوسی تلاش میکند با دخترها ارتباط برقرار کند.
خلاصه داستان: دایو روایتگر لحظههای پایانی زندگی یکی از غواصان شهید دفاع مقدس است. او در جریان یک عملیات، پس از تحمل محاصرهای سنگین از سوی نیروهای عراقی و رخ دادن اتفاقاتی تلخ و غیرمنتظره، به شهادت میرسد. این فیلم کوتاه با نگاهی انسانی و بیواسطه، تلاش میکند تصویری از ایثار، مقاومت و باورهای عمیق یک رزمنده ایرانی ارائه دهد. داستان با تمرکز بر حال و هوای معنوی غواصان و سختیهای طاقتفرسای میدان نبرد پیش میرود و مخاطب را با خود به دلِ آن روزهای خون و حماسه میبرد.
خلاصه داستان: فیلم کوتاه جیب کت به کارگردانی حسین دارابی روایتگر لحظهای ساده اما پرمعنا از زندگی روزمره است. داستان حول محور یک شیء کوچک و شخصی در جیب یک کت میچرخد که به تدریج به نمادی از خاطرات، انتخابها و رازهای ناگفته تبدیل میشود. کاراکتر اصلی در میان شلوغی شهر و روزمرگیهایش، با برخوردی اتفاقی و نگاهی نو، معنای تازهای از زندگی را تجربه میکند. فیلم با زبانی بصری و کمدیالوگ، تلاش میکند مفاهیمی چون غافلگیری، نوستالژی و تأمل در جزئیات را به تصویر بکشد. جیب کت اثری کوتاه و مینیمال است که مخاطب را به تفکر درباره ارزشهای پنهان در سادگی دعوت میکند. این فیلم در سال ۲۰۱۷ ساخته شده و در ژانر درام و خانوادگی جای میگیرد.