خلاصه داستان: «چهار آدمکش خفن» یک فیلم اکشن-کمدی اندونزیایی به کارگردانی تیمو جاجانتو است. داستان درباره کارآگاه زنی به نام دونا است که در جستجوی قاتل پدرش، به چهار آدمکش عجیب و بدشانس به نامهای توپو، آنتونیو، لی و جیرو برمیخورد. این چهار نفر که رهبری یک گروه مزدور را بر عهده دارند، برای فرار از گذشتهشان به جزیرهای دورافتاده نقل مکان کردهاند. با ورود دونا، آنها ناخواسته وارد یک درگیری بزرگ با یک سازمان تبهکار بینالمللی میشوند. در این مسیر، روابط پیچیده و رازهایی از گذشته هر کدام فاش میشود. فیلم با ترکیب طنز سیاه و صحنههای اکشن پرتنش، روایتی پر از تعلیق و لحظات غیرمنتظره ارائه میدهد و شخصیتهای چندبعدی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک سال پس از کشتار مایلز کانتی، دلقک آرت توسط موجودی شوم دوباره زنده میشود. او به خانه بازمیگردد تا در شب هالووین، نوجوانی به نام سینا و برادر کوچکش جاناتان را پیدا کرده و نابود کند. با افزایش تعداد قربانیان، این خواهر و برادر برای زنده ماندن میجنگند و همزمان به راز واقعی نیتهای شیطانی آرت پی میبرند.
خلاصه داستان: یک تفنگدار دریایی جوان به نام کولتر پس از مجروحیت در افغانستان، به بیمارستان جانبازان در مونتانا منتقل میشود. او در آنجا با دیک، یک دامپزشک مسن جنگ ویتنام آشنا میشود. دیک که خود با زخمهای روحی دستوپنجه نرم میکند، کولتر را با هنر ماهیگیری با مگس آشنا میکند. این پیوند غیرمنتظره، مسیری تازه برای التیام آسیبهای جسمی و روحی هر دو فراهم میآورد و آنها را به سفری درونی و بیرونی در دل طبیعت بکر مونتانا میبرد.
خلاصه داستان: جیک سالی، پس از سالها زندگی در پاندورا، اکنون با نیتیری و فرزندانشان خانوادهای تشکیل داده است. اما آرامش آنها با بازگشت بشر به پاندورا برای بهرهبرداری از منابع آن، به هم میخورد. جیک مجبور میشود برای محافظت از خانواده و سیارهاش، با ارتش ناوی متحد شود و به سرزمینهای آبی و قبیلهی صخرهای متوسل شود. در این میان، فرزندانش نیز با چالشهای جدیدی روبهرو میشوند و رازهای آبهای عمیق و موجودات آن را کشف میکنند. این دنبالهی حماسی، ادامهی مبارزهی ناوی برای بقا و پیوند عمیق آنها با طبیعت است.
خلاصه داستان: ادا، موش جوانی که عاشق سرعت است، رویای رانندگی در مسابقات اتومبیلرانی را در سر میپروراند. او دختر اروین، متصدی نمایشگاه است که کسبوکارش در آستانه ورشکستگی قرار دارد. در آستانه پنجاهمین سالگرد مسابقات گرند پری اروپا، ادا شانس ملاقات با قهرمان دوران کودکی خود، اد، را پیدا میکند. او تصمیم میگیرد برای نجات پدرش و تحقق رویای خود، پشت فرمان بنشیند و وارد مسابقات شود. اما مسیر قهرمانی پر از چالشها و رقابتهای هیجانانگیز است.
خلاصه داستان: سوفی و آگاتا، دو دوست صمیمی با آرزوهای متضاد، از دهکده خود گاوالدون ربوده میشوند و به مدرسهای افسانهای در سرزمینی دیگر منتقل میشوند؛ مدرسهای که دانشآموزان را برای تبدیل شدن به قهرمانان افسانهها یا شروران بزرگ تربیت میکند. سوفی که همیشه رویای قهرمان شدن را دارد، بهطور غیرمنتظرهای در مدرسه شر جای میگیرد و آگاتا که ظاهری تاریک دارد، در مدرسه خیر قرار میگیرد. این جابهجایی، آنها را در مسیری پر از آزمون، دوستی و رازهای پنهان قرار میدهد. در این میان، آنها باید با هویت واقعی خود روبهرو شوند و بفهمند که خیر و شر همیشه آنطور که به نظر میرسد ساده نیست.