خلاصه داستان: جیسون، دلال سهامی که در شهری کوچک زندگی میکند، به همراه همسایهاش دیلین در یک طرح کلاهبرداری از شرکت بیمه گرفتار میشود. اما این ماجرا به مجموعهای از قتلهای تکاندهنده میانجامد و جیسون را در مرکز توطئهای خطرناک قرار میدهد. او در تلاش است تا از این مخمصه جان سالم به در ببرد و حقیقت را آشکار کند.
خلاصه داستان: دانیل و استفان دو فروشندهی یک فروشگاه بزرگاند که از یکدیگر متنفرند و هر روز با کلنجار رفتن با هم کار میکنند. اما وقتی هر دو به خاطر بدهیهای سنگین مالی زیر فشار قرار میگیرند، درمییابند که تنها راه نجات، شرکت در یک مسابقهی تلویزیونی پرهیجان است. آنها با وجود اختلافات قدیمی، تصمیم میگیرند دست به دست هم بدهند و به عنوان یک تیم در این بازی شرکت کنند. این همکاری اجباری آنها را وارد ماجراهای خندهدار و پر از اشتباه میکند؛ جایی که هر قدمشان به یک بحران تازه تبدیل میشود. آنها در طول مسیر یاد میگیرند که برای رسیدن به هدف مشترک، باید اختلافاتشان را کنار بگذارند و به هم اعتماد کنند. اما آیا این دو نفر که حتی تحمل حرف زدن با یکدیگر را ندارند، میتوانند از پس چالشهای سخت مسابقه بربیایند و بدهیهایشان را تسویه کنند؟
خلاصه داستان: هلن، زنی ۳۳ ساله اهل بوردو، فرانسه، زندگی به ظاهر آرامی را در کنار همسرش متیو میگذراند. اما با تشخیص یک بیماری نادر ریوی، دنیای او فرو میریزد. در جستجوی معنا و امید، هلن با وبلاگ نویسی به نام «مستر» آشنا میشود که در نروژ زندگی میکند. با وجود عشق عمیق متیو و حمایتهای بیدریغ او، هلن تصمیمی دشوار میگیرد: سفر به تنهایی به نروژ. این سفر نه تنها او را با طبیعت بکر و خیرهکننده روبهرو میکند، بلکه فرصتی برای رویارویی با ترسها، تردیدها و پرسشهای بنیادین درباره زندگی، عشق و مرگ میآفریند.
خلاصه داستان: در آستانه کریسمس و در بحبوحه جنگ، گروهی از دختران سرکش یک مدرسه شبانهروزی کاتولیک با کمبودهای فراوان دستوپنجه نرم میکنند. قوانین سختگیرانه و انتظارات خشک مذهبی، با روحیه پرشور و شلوغ این دانشآموزان در تضاد است. آنها در حالی که با چالشهای روزمره روبهرو هستند، تلاش میکنند لحظههای شادی و معناداری برای خود و دوستانشان بسازند. داستان به روابط پیچیده میان دختران، معلمان و فضای محدودکننده مدرسه میپردازد و نشان میدهد که چگونه نوآوری و شور جوانی میتواند در سختترین شرایط نیز راهی برای ابراز وجود پیدا کند. این اثر نگاهی طنزآمیز و در عین حال تأملبرانگیز به دنیای نوجوانان در بستری تاریخی دارد.
خلاصه داستان: داستان فیلم سیتا رامام درباره سربازی جوان و یتیم به نام رام است که در دهه ۱۹۶۰ در ارتش هند خدمت میکند. او نامهای از دختری به نام سیتا دریافت میکند که در آن از او خواسته شده به نشانیای پاسخ دهد. رام که تحت تأثیر این نامه قرار گرفته، عاشق سیتا میشود و تصمیم میگیرد او را پیدا کند و با او ازدواج کند. اما او نمیداند سیتا در حقیقت یک شاهدخت است و این عشق ساده با موانع و رازهای زیادی روبهرو میشود. ماجرا در دو دوره زمانی مختلف روایت میشود: یکی در گذشته در دهه ۱۹۶۰ و دیگری در زمان حال که نوه رام به دنبال کشف حقیقت درباره پدربزرگش است. این فیلم ترکیبی از عاشقانه، درام و ماجراجویی است و داستانی احساسی و پرکشش را روایت میکند.
خلاصه داستان: برندا، یک بیوهٔ تازهسوگخورده، به همراه دو فرزندش و برادرش رجی، برای شروع زندگی تازهای در کالیفرنیا راهی سفر جادهای میشوند. اما این سفر که قرار بود آرامشبخش باشد، زمانی به کابوس تبدیل میشود که در دل صحرای نیومکزیکو با یک قتل وحشتناک روبهرو میشوند. آنها ناگهان در میان یک توطئهٔ خطرناک و خشونتبار گرفتار میشوند و برای نجات جان خود و خانوادهشان باید با تبهکارانی بیرحم بجنگند. برندا که زنی قوی و مصمم است، حالا باید برای محافظت از عزیزانش از تواناییهای پنهان خود استفاده کند. این فیلم یک تریلر هیجانانگیز و پرفشار است که در آن بقا به قیمت خون رقم میخورد.