خلاصه داستان: هواپیمایی که یک زیستشناس و تیم مبارزه با شکار غیرقانونی را حمل میکرد، در سرمای شدید یخزارهای سیبری سقوط کرد. در میان بازماندگان، علاوه بر قهرمان داستان، یک متخصص زندهمانی در طبیعت وحشی و یک تیم امنیتی نیز حضور دارند. عملیات نجات به تعویق افتاده، جان آنها به دلیل سرمای کشنده در خطر است و اکنون با تهدید گرگهای جهشیافته روبهرو شدهاند. قهرمان داستان، همراه با سایر بازماندگان، سفری دشوار را برای بقا آغاز خواهد کرد.
خلاصه داستان: گروهی از جوانان که رویای شهرت دارند، برای رسیدن به محبوبیت در شبکههای اجتماعی، وارد یک بازی خطرناک و مرموز میشوند. آنها با دعوت به یک مکان متروکه، ناگهان خود را در میان موجوداتی فراطبیعی و شیاطینی مییابند که هیچ راه فراری ندارند. هر قدم آنها را به پرتگاه نزدیکتر میکند و مرگ در کمین است. آنها باید با ترسهای خود روبرو شوند و راز پنهان این مکان را کشف کنند تا شاید بتوانند زنده بمانند. اما هر رازی که فاش میشود، آنها را عمیقتر در دام شیاطین گرفتار میکند. این فیلم روایتی پرتنش از تلاش برای بقا در جهانی است که مرز میان واقعیت و کابوس را محو میکند و نشان میدهد که شهرت ممکن است بهایی بسیار سنگین داشته باشد.
خلاصه داستان: جرمی چو نوجوانی است که ظاهراً زندگی بینقصی دارد؛ در مدرسه خصوصی معتبری در واشنگتن دیسی درس میخواند، نمرات عالی میگیرد و از خانوادهای مرفه میآید. اما این تصویر کامل، راز تاریکی را پنهان میکند. پس از آنکه برادر دوقلویش به شکلی مرموز ناپدید میشود، جرمی درگیر ماجرایی میشود که لایههای پنهان زندگی به ظاهر ایدهآل او را آشکار میسازد. او در مسیر جستوجوی حقیقت، با دروغهایی روبهرو میشود که هم خانواده و هم مدرسه را دربر گرفته است. هرچه بیشتر پیش میرود، متوجه میشود که شاید خودش نیز بخشی از این معما باشد و هویت واقعیاش چیزی فراتر از تصوراتش است. داستانی پرتعلیق که مرز میان ظاهر و واقعیت را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: «چهار آدمکش خفن» یک فیلم اکشن-کمدی اندونزیایی به کارگردانی تیمو جاجانتو است. داستان درباره کارآگاه زنی به نام دونا است که در جستجوی قاتل پدرش، به چهار آدمکش عجیب و بدشانس به نامهای توپو، آنتونیو، لی و جیرو برمیخورد. این چهار نفر که رهبری یک گروه مزدور را بر عهده دارند، برای فرار از گذشتهشان به جزیرهای دورافتاده نقل مکان کردهاند. با ورود دونا، آنها ناخواسته وارد یک درگیری بزرگ با یک سازمان تبهکار بینالمللی میشوند. در این مسیر، روابط پیچیده و رازهایی از گذشته هر کدام فاش میشود. فیلم با ترکیب طنز سیاه و صحنههای اکشن پرتنش، روایتی پر از تعلیق و لحظات غیرمنتظره ارائه میدهد و شخصیتهای چندبعدی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک سال پس از کشتار مایلز کانتی، دلقک آرت توسط موجودی شوم دوباره زنده میشود. او به خانه بازمیگردد تا در شب هالووین، نوجوانی به نام سینا و برادر کوچکش جاناتان را پیدا کرده و نابود کند. با افزایش تعداد قربانیان، این خواهر و برادر برای زنده ماندن میجنگند و همزمان به راز واقعی نیتهای شیطانی آرت پی میبرند.
خلاصه داستان: یک تفنگدار دریایی جوان به نام کولتر پس از مجروحیت در افغانستان، به بیمارستان جانبازان در مونتانا منتقل میشود. او در آنجا با دیک، یک دامپزشک مسن جنگ ویتنام آشنا میشود. دیک که خود با زخمهای روحی دستوپنجه نرم میکند، کولتر را با هنر ماهیگیری با مگس آشنا میکند. این پیوند غیرمنتظره، مسیری تازه برای التیام آسیبهای جسمی و روحی هر دو فراهم میآورد و آنها را به سفری درونی و بیرونی در دل طبیعت بکر مونتانا میبرد.