خلاصه داستان: «زن سرنوشتساز» روایتی است از زندگی شریل بردشاو، زنی جوان که در دهه ۱۹۷۰ برای یافتن عشق به برنامه معروف تلویزیونی «دیت گیم» دعوت میشود. اما او نمیداند که همبازی اش، رادنی آلکالا، یک قاتل زنجیرهای است که بین قتلهایش در برنامه شرکت کرده. این فیلم با بازی و کارگردانی آنا کندریک، تنش و تعلیق را در دل یک موقعیت به ظاهر بیخطر روایت میکند و به ابعاد تکاندهنده یک معما اشاره دارد.
خلاصه داستان: رایان بیستساله پس از مرگ پدرش با اختلال اضطرابی شدیدی دستوپنجه نرم میکند. او به همراه دو برادرش باید برای شکستن چرخهی ویرانگری که خانوادهشان را تهدید میکند، مبارزه کنند، در حالی که تاریکی باستانی آنها را در بر میگیرد. این درام روانشناختی به بررسی عمق ترسهای انسانی و پیوندهای خانوادگی در مواجهه با ناشناختهها میپردازد.
خلاصه داستان: یک افسر پلیس که به بیماری آلزایمر مبتلا شده است، باید پیش از آنکه تمام خاطراتش را از دست بدهد، آخرین پرونده خود را حل کند. او باید در مسابقهای با زمان، قاتل زنجیرهای بدنامی را دستگیر کند که معتقد است نقشی مرموز در زندگی شخصیاش دارد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۰، یک معلم جوان و مصمم به نام باجی به یک مدرسه دولتی متروکه در منطقهای محروم منتقل میشود. او با سیستم آموزشی ناکارآمد، کمبود امکانات و بیتفاوتی مسئولان روبهرو میشود. باجی با وجود فشارهای مالی و مخالفتهای نهادهای قدرتمند، تصمیم میگیرد روشهای نوین تدریس را جایگزین سنتهای کهنه کند و دانشآموزان را به آیندهای بهتر امیدوار سازد. او در این مسیر با چالشهای شخصی، رقابت با مدارس خصوصی و دخالتهای سیاسی دستوپنجه نرم میکند، اما با پشتکار و عشق به آموزش، نهتنها زندگی دانشآموزانش، بلکه جامعهی اطراف را نیز دگرگون میکند.
خلاصه داستان: ماتیو همه چیز خود را مدیون دوست صمیمیاش وینسنت است؛ او ده سال پیش جانش را نجات داده و اکنون خانه، شغل و زندگی راحتی در ریویرای فرانسه برایش فراهم کرده است. این دو به همراه همسرانشان یک گروه چهارنفرهٔ جدانشدنی را تشکیل دادهاند و روزهای آرامی را کنار هم میگذرانند. اما آرامش ظاهری این رابطه وقتی به هم میریزد که ماتیو به طور اتفاقی از خیانت وینسنت به همسرش باخبر میشود. او حالا در دوراهی سختی قرار گرفته است: آیا باید این راز را فاش کند و دوستی دیرینه را به خطر بیندازد، یا سکوت کند و شاهد فروپاشی تدریجی زندگی اطرافیانش باشد؟ هر تصمیمی که ماتیو بگیرد، عواقب سنگینی برای همهٔ اعضای این گروه در پی خواهد داشت و مرز میان وفاداری و صداقت را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در یک شهر کوچک، شب هالووین با ورود موجودی مرموز و شرور به نام «جوکساز» به کابوسی وحشتناک تبدیل میشود. این موجود نقابدار با شوخیهای مرگبار خود، ساکنان را یکییکی به دام میاندازد. دو خواهر که از یکدیگر بیگانه شدهاند، در میان این هرجومرج ناگزیر به اتحاد با یکدیگر میشوند تا راهی برای مقابله با این تهدید شیطانی بیابند. آنها در این مسیر با رازهای تاریکی از گذشته شهر و هویت واقعی جوکساز روبرو میشوند. آیا آنها میتوانند پیش از طلوع آفتاب، این موجود را برای همیشه نابود کنند یا قربانی بعدی شوخیهای بیرحمانه او خواهند بود؟