خلاصه داستان: سوهی زندگی آرامی را در کنار همسرش و در انتظار تولد نخستین فرزندشان میگذراند، اما یک صبح معمولی زندگیاش برای همیشه تغییر میکند؛ او همسرش را درست بالای تختشان بیجان مییابد. در حالی که هنوز در شوک مرگ او و سقط نوزادشان به سر میبرد، متوجه میشود که شوهرش خانهای دوردست را برایش به ارث گذاشته است. سوهی هرگز از وجود این مکان خبر نداشت. خانهای که همهچیزهایی را داشت که آنها در آرزویش بودند، اما خیلی زود جذابیت اولیهاش رنگ میبازد و حس وهمآلودی جای آن را میگیرد. سوهی که احساس میکند نیرویی ناشناخته جانش را تهدید میکند، کمکم به این خانه مشکوک میشود و باور میکند که این مکان با مرگ همسرش ارتباط دارد. هرچه شک او عمیقتر میشود، اتفاقات عجیبتری رخ میدهد و او باید راز تاریکی را که در باغ بهاری پنهان شده کشف کند.
خلاصه داستان: کول، نوجوانی که پس از از دست دادن پدرش با اندوهی عمیق دستوپنجه نرم میکند، به خانهای قدیمی نقل مکان میکند و با بیا، روح سرگردانی که در آن مکان زندگی میکند، آشنا میشود. بیا که مرگش را به خاطر نمیآورد، در جستوجوی حقیقت است و کول نیز در سوگ خود غوطهور است. این دو با وجود دنیاهای متفاوت، پیوندی غیرمنتظره برقرار میکنند و سفری را آغاز میکنند تا راز طلسم باستانی را کشف کنند که آنها را به هم پیوند داده است. در این مسیر، کول و بیا یاد میگیرند که با غمهایشان روبهرو شوند، دوستیای شکل میگیرد که مرزهای میان زندگی و مرگ را محو میکند و آنها را به سمت پذیرش و رهایی سوق میدهد.
خلاصه داستان: در کپنهاگ پس از جنگ جهانی اول، کارن جوان که باردار و بیخانمان است، در جستجوی سرپناه به پیرزنی مرموز به نام دگمار پناه میبرد. دگمار یک مرکز زیرزمینی فرزندخواندگی اداره میکند و کارن را به عنوان کمک به کار میگیرد. به تدریج پیوندی عمیق میان آن دو شکل میگیرد، اما با ورود شوهر سابق کارن و کشف رازی هولناک، زندگی همه دگرگون میشود. فیلم بر اساس یک داستان واقعی، به موضوعات فقر، رازهای تاریک و اخلاق در جامعه پس از جنگ میپردازد.
خلاصه داستان: جیمی و اورلی زوج جوانی هستند که با شنیدن خبر بارداری غیرمنتظره، زندگیشان زیر و رو میشود. در حالی که هنوز در شوک این اتفاق هستند، ناخواسته و به شکلی کاملاً تصادفی، جرقه آغاز یک تهاجم تمامعیار بیگانگان را در شهر کوچکشان میزنند. حالا این زوج که خودشان تازه باید زندگی مشترکشان را شکل دهند، باید در میان هرج و مرج و موجودات فضایی، راهی برای نجات یکدیگر، شهرشان و در نهایت تمام کهکشان پیدا کنند. آنها در این مسیر پرماجرا و پر از لحظات کمدی، یاد میگیرند که معنای واقعی همکاری و عشق چیست و چگونه میتوانند با وجود تمام تفاوتها، در کنار هم بمانند.
خلاصه داستان: پس از آنکه وایلد بیل در یک بازی پوکر کشته میشود، کلمیتی جین باید از زندان فرار کند و انتقام بگیرد. اما مأموریت او با مانعهایی روبهروست، از جمله کلانتر میسون شهر ددوود که قصد دارد او را دستگیر کند. او در این مسیر با چالشهایی مواجه میشود که هویت و سرنوشتش را زیر سؤال میبرد. این فیلم وسترن مدرن، با فضای تاریک و شخصیتهای چندلایه، روایتی تازه از یک افسانه قدیمی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در آستانه جنگ جهانی دوم، ارادهی یک جوان نروژی برای مقاومت در برابر نازیها مسیر تازهای را برای آیندهی خودش — و آیندهی کشورش — رقم میزند.