خلاصه داستان: وقتی یک قارچ بسیار خطرناک از یک آزمایشگاه محرمانه فرار میکند، یک مأمور سابق مبارزه با بیوتروریسم دوباره به میدان فراخوانده میشود. او همراه با دو کارمند جوان باید با تهدیدی نامرئی و خارج از کنترل روبهرو شود.
خلاصه داستان: وقتی سگ دوستداشتنیشان «مِرو» پس از جدایی آنها شادابیاش را از دست میدهد، آنا و راس ناچار میشوند وارد یکی از awkwardترین شکلهای همسرپرستی در دنیا شوند. این دو نفر که دیگر رابطهای با هم ندارند، برای خوشحالی سگشان مجبورند دوباره کنار هم بیایند و مرزهای تازهای تعریف کنند. ماجراهای طنزآمیز و احساسی آنها در این مسیر، هم برای خودشان و هم برای اطرافیانشان چالشهای تازهای میسازد.
خلاصه داستان: در شهر کوچک و آرام اومرو در ویسکانسین، نقشهی یک سرقت از بانک محلی به شکست میانجامد و بانک را در محاصرهی یک تبهکار مسلح و بیرحم قرار میدهد. او که راه فرار را بسته میبیند، گروگانها را یکییکی تهدید میکند و هر کسی را که جلویش بایستد از پای درمیآورد. مردم شهر که سالها در صلح و صفا زندگی کردهاند، حالا باید شجاعت به خرج دهند و با کمک یکدیگر جلوی جنون او را بگیرند. در این میان، یک کارمند سادهی بانک و یک پلیس بازنشسته، نقشهای جسورانه میچینند تا بدون خونریزی بیشتر، گروگانها را نجات دهند و آرامش را به شهر بازگردانند. اما تبهکار که از هر حرکت آنها آگاه میشود، بازی را پیچیدهتر میکند و تنش هر لحظه بیشتر میشود.
خلاصه داستان: مردی که در تبعیدی خودخواسته در جزیرهای دورافتاده زندگی میکند، دختری جوان را از طوفانی سهمگین نجات میدهد و این امر زنجیرهای از وقایع را رقم میزند که او را مجبور میکند از انزوا خارج شود تا از دختر در برابر دشمنانی که به گذشتهاش گره خوردهاند، محافظت کند.
خلاصه داستان: آرکو، پسر بچهای ده ساله در سال ۲۹۳۲ زندگی میکند. او در نخستین پرواز آزمایشی با لباس رنگینکمانیاش، کنترل وسیله نقلیه را از دست میدهد و به طور ناخواسته به سال ۲۰۷۵ سفر میکند. در همین زمان، آیریس، دختری همسن او که در آن دوره زندگی میکند، شاهد سقوط آرکو است و سریعاً به کمکش میشتابد. آیریس تلاش میکند تا هر طور شده آرکو را به زمان خودش بازگرداند و در این مسیر با او دوست میشود. این ماجراجویی علمی-تخیلی، مفاهیمی مانند دوستی، شجاعت و پذیرش تفاوتها را برای مخاطب کودک و نوجوان به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در مرز پرتنش ولادیوستوک، دو مأمور مخفی از کره شمالی و کره جنوبی برای بررسی یک رشته جنایت مرموز که تهدید به برهم زدن تعادل منطقه میکند، ناگزیر به همکاری میشوند. هر کدام از آنها با گذشتهای پیچیده و وفاداریهای متضاد وارد این عملیات میشوند؛ عملیاتی که در آن هیچکس قابل اعتماد نیست و هر سرنخ میتواند یک دام باشد. آنها در میان جاسوسان دو سوی مرز، سازمانهای پنهان و اطلاعات ضد و نقیض، باید حقیقت را از فریب تشخیص دهند. در این میان، رابطهای پرتنش و پر از بیاعتمادی بین آنها شکل میگیرد که مرز بین وظیفه و وجدان را محو میکند. با نزدیک شدن به ریشه توطئه، آنها درمییابند که ماجرا فراتر از یک پرونده جنایی ساده است و جان هزاران نفر به تصمیم آنها بستگی دارد.