خلاصه داستان: در یک رستوران شلوغ و معروف در قلب نیویورک، آشپزخانه در ساعات اوج شلوغی به میدان جنگی تبدیل میشود که در آن کارکنان با فشار و استرس فراوان دستوپنجه نرم میکنند. در یکی از روزهای عادی جمعه که هزاران مشتری برای صرف غذا به این رستوران میآیند، ناگهان مبلغی پول از صندوق ناپدید میشود و همه کارکنان به عنوان مظنون تحت بازجویی قرار میگیرند. در میان این آشوب، پدرو، یکی از کارکنان جوان و بیپناه، درگیر ماجرایی عاطفی با یک پیشخدمت به نام جولیا میشود. او در تلاش است تا علاوه بر حفظ شغل خود، به رابطهای که در حال فروپاشی است نیز پایان دهد. این فیلم نگاهی تیزبینانه و بیرحم به زندگی کارگران مهاجر، رویاهای از دست رفته و واقعیت تلخ زندگی در آمریکا دارد.
خلاصه داستان: لودیا مونوز، زنی بازنشسته، از سال ۱۹۷۸ در بارسلونا زندگی میکند. او در دوران دیکتاتوری نظامی آرژانتین، باردار بود و به دلیل خطر ربوده شدن و ناپدید شدن، مجبور به تبعید به اسپانیا شد. او به همراه دخترش والریا که در آن زمان در شکم داشت، زندگی تازهای را آغاز کرد. حالا پس از سالها، والریا و نوهاش از او مراقبت میکنند. اما حضور یک زرافه در بالکن خانهشان، نماد بازگشت خاطرات و گذشتهای است که هرگز به طور کامل رها نشده است. این رویداد غیرمنتظره، زندگی آرام آنها را دستخوش تغییر میکند و لودیا را با پرسشهایی درباره هویت، تبعید و معنای خانه مواجه میسازد.
خلاصه داستان: گرفتار میان عشقش به سارا و مأموریتش برای نجات زمینهای کشاورزی، جورج واشنگتن کارور در آستانه از دست دادن همهچیز به خاطر کارش قرار دارد. در حالی که با نژادپرستی و تردید دیگران روبهروست، او تلاش میکند رازهای نهفته در بادامزمینی را کشف کند؛ رازهایی که میتوانند کشاورزی را متحول سازند.
خلاصه داستان: این مستند شگفتانگیز، دو توله پلنگ را در دل طبیعت بکر آفریقا دنبال میکند و سفر آنها را از نوزادی تا رسیدن به بلوغ به تصویر میکشد. با نگاهی نزدیک و صمیمانه، مخاطب شاهد چالشها، شادیها و خطراتی است که این موجودات باشکوه در مسیر بقا با آن روبهرو میشوند. فیلم «زیبای زندگی با پلنگ ها» روایتی احساسی از پیوند عمیق میان این حیوانات و محیط زیست شان ارائه میدهد و بیننده را به تأمل درباره زیباییهای طبیعت و اهمیت حفاظت از آن دعوت میکند.
خلاصه داستان: در دنیایی که تکنولوژی و جرم در هم تنیده شدهاند، گروهی از دزدان آنارشیست با نقشهای جسورانه به دنبال سرقتهای بزرگ هستند. اما زمانی که با نوجوانی منزوی و عاشق پهپادها روبهرو میشوند، مسیرشان تغییر میکند. این نوجوان که استعدادی خارقالعاده در هدایت پهپادها دارد، ناخواسته وارد بازی خطرناکی میشود. او که در ابتدا فقط به دنبال فرار از تنهایی خود است، حالا باید در مجموعهای از سرقتهای پیچیده نقش ایفا کند. در این میان، مرز بین درست و غلط کمرنگ میشود و او باید تصمیم بگیرد که به کدام سمت برود. بازیهای پهپادی، داستانی پر از تعلیق و هیجان است که در آن تکنولوژی مدرن و روابط انسانی در هم میآمیزند و مخاطب را تا انتها با خود همراه میکنند.
خلاصه داستان: زمانی که یک سگ پلیس وفادار به نام گرگ و صاحبش، افسر پلیس نایت، در حین انجام وظیفه به شدت مجروح میشوند، جراحی اضطراری و غیرمتعارفی آنها را به موجودی تازه پیوند میزند: مرد سگی. این ابرقهرمان ناخواسته که نیمی سگ و نیمی انسان است، سوگند یاد میکند که از شهر در برابر تبهکاران محافظت کند. اما او در کنار قدرتهای تازه، با چالشهای هویتی و تلاش برای پذیرفته شدن در نقش جدیدش روبهروست. از سوی دیگر، پیتی گربه، ابرشرور باهوش و نقشهکش، با نقشههای پیچیدهای برای نابودی شهر و گرفتن انتقام از مرد سگی برنامه میچیند. مرد سگی باید با کمک دوستانش و تکیه بر غریزه سگی خود، جلوی این توطئهها را بگیرد و ثابت کند که حتی یک موجود عجیب هم میتواند قهرمان واقعی باشد.