خلاصه داستان: در یک ماجراجویی تازه، سوپرگرل، زن شگفتانگیز و بتگرل با حافظهای پاکشده از گذشته مواجه میشوند و هیچ خاطرهای از کارهای بدی که مسئول آنها بودهاند ندارند. این سه قهرمان جوان در تلاشاند تا حقیقت پنهان رمز و رازهایشان را کشف کنند. در این مسیر، آنها با دوستان و دشمنان قدیمی روبرو میشوند و باید به یکدیگر اعتماد کنند. داستان پر از پیچوخم، دوستی و لحظات طنز است و نشان میدهد که حتی ابرقهرمانها هم میتوانند اشتباه کنند و برای جبران تلاش نمایند. آنها با کمک هم، سعی در بازگرداندن خاطرات از دسترفته و نجات شهر از تهدیدهای جدید دارند.
خلاصه داستان: عمه اوپال و خواهرزادهاش نینا در حین خواب به صورت تصادفی موجودات افسانهای و خطرناک اراکس را آزاد میکنند. حال آنها باید تلاش کنند تا این موجودات ترسناک را بار دیگر به کتاب داستانی که از آن فرار کردهاند، بازگردانده و دنیا را از خطرشان نجات دهند. اما این مسیر پر از موانع و شگفتیهای تازه است و هر قدم، آنها را به رازهای عمیقتری از این موجودات نزدیک میکند.
خلاصه داستان: در شیکاگوی دهه ۱۹۸۰، جیک دویل دهساله آرزوی دریافت یک سیستم بازی ویدیویی نینتندو را برای کریسمس دارد، اما پدرش با خرید یک رایانه شخصی او را ناامید میکند. جیک در طول سال تحصیلی با دوستانش تلاش میکند تا پول کافی برای خرید دستگاه رویاییاش جمع کند و در این مسیر ماجراهای خندهدار و پرماجرایی را تجربه میکند. او با چالشهایی مانند یافتن شغلهای عجیب، مواجهه با قلدرهای مدرسه و مدیریت روابط خانوادگی روبهرو میشود. این فیلم کمدی و خانوادگی با روایتی نوستالژیک، به دوران کودکی و اولین عشق به بازیهای ویدیویی میپردازد و در نهایت پیامی گرم درباره اهمیت خانواده و لحظههای واقعی کریسمس ارائه میدهد.
خلاصه داستان: مش حسن، کشاورز سادهدل روستایی، تمام دارایی و امید زندگیاش را در گاوی خلاصه کرده که تنها سرمایه و مایه امرار معاش او و خانوادهاش است. این گاو برای اهالی روستا نیز برکت و روزی به همراه دارد و همه به نوعی از وجود آن بهرهمند میشوند. اما روزی که مش حسن برای کاری به شهر رفته است، گاو به علت نامشخصی میمیرد. اهالی روستا که از بازگشت او و برخورد با خبر مرگ گاو هراسناک هستند، با موافقت همسر مش حسن، لاشه گاو را در چاه قدیمی روستا میاندازند. وقتی مش حسن بازمیگردد، همه بر این باورند که بهتر است حقیقت را از او پنهان کنند و وانمود میکنند که گاو گریخته است. این دروغ جمعی، آغازگر بحرانی عمیق در ذهن و روان مش حسن میشود و او را به تدریج با گاو درون چاه همذاتپنداری میکند.
خلاصه داستان: هرشل گرینباوم، کارگر یهودی مهاجر در نیویورک ۱۹۲۰، هنگام کار در کارخانهٔ ترشیسازی به درون خمرهای از آب نمک سقوط میکند و بهطرز معجزهآسایی برای یک قرن کامل در همان حالت باقی میماند. او در دنیای امروز بیدار میشود و با نوهٔ خود، بن گرینباوم، روبرو میشود که برنامهنویسی موفق اما کمانرژی است. این دو شخصیت کاملاً متفاوت، یکی متعصب به سنتهای قدیمی و دیگری وابسته به زندگی مدرن، باید با هم کنار بیایند. اختلافات آنها بهسرعت به رقابت بر سر هویت خانوادگی تبدیل میشود و هرشل با راهاندازی یک کسبوکار ترشی خانگی، بن را به چالش میکشد. در این میان، تلاش برای یافتن جایگاه خود در جامعهٔ امروز، موقعیتهای خندهدار و تأملبرانگیزی خلق میکند. فیلم با نگاهی طنز به تفاوت نسلها، مفهوم سنت و نوآوری را به تصویر میکشد و در نهایت، هر دو شخصیت درمییابند که خانواده و ریشهها مهمتر از تفاوتهای ظاهریاند.
خلاصه داستان: برفا و نادر به شکلی کاملاً اتفاقی با یکدیگر آشنا میشوند و خیلی زود به هم دل میبازند. اما این آغاز یک رابطهٔ ساده نیست؛ هر کدام از آنها رازها و دغدغههای پنهانی دارند که با گذر زمان و بروز اتفاقات غیرمنتظره، زندگی مشترکشان را به نقطههای بحرانی میکشاند. «ایتالیا ایتالیا» روایتی است از عشق، انتخابهای دشوار و رویاهایی که گاه به کابوس تبدیل میشوند. کاوه صباغزاده با نگاهی تازه به سینمای عاشقانه، داستانی پرکشش را با ترکیبی از حسوحالهای متفاوت و شخصیتهای خاکستری روایت میکند. حامد کمیلی و سارا بهرامی در نقشهای اصلی، با بازیهای صمیمانه و باورپذیر، بار عاطفی فیلم را بر دوش میکشند. این اثر در سال ۱۳۹۶ ساخته شده و تلاش میکند تصویری واقعگرایانه از پیچیدگیهای روابط انسانی در دنیای امروز ارائه دهد.