خلاصه داستان: ناصر، دلال و واسطهای است که در خرید و فروش اعضای بدن انسان فعالیت میکند. او مأموریت مییابد تا برای پدر نادر که در بیمارستان بستری است، یک قلب پیوندی فراهم کند. در این مسیر، ناصر به طور اتفاقی با دختر یکی از بیمارانی که قرار است اهداکننده باشد آشنا میشود. این آشنایی، او را با ابعاد تازهای از این تجارت تلخ روبهرو میکند و مرزهای اخلاقی و انسانی را به چالش میکشد. فیلم «نفر دهم» با نگاهی انتقادی به پدیده قاچاق اعضای بدن، داستانی انسانی و تأملبرانگیز را روایت میکند.
خلاصه داستان: در روستایی دورافتاده در ایرلند، فینبار مکایر پس از سالها فعالیت در گروههای مسلح، در تلاش است زندگی آرامی را در پیش بگیرد. اما ورود گروهی از خلافکاران بیرحم به رهبری زنی خطرناک، او را دوباره به درگیری میکشاند. او برای محافظت از روستا و مردمش، با گذشته تاریک خود روبهرو میشود و باید تصمیم بگیرد که آیا میتواند با پرداخت بهای سنگین، گناهان گذشته را جبران کند. داستان دربارهی تقابل بین رستگاری و گناه، و انتخابهایی است که انسان را تعریف میکنند.
خلاصه داستان: دانشمندان در آزمایشگاهی مخفی با دستکاری ژنتیکی، پوکمون افسانهای میوتو را میسازند؛ موجودی فوقالعاده قدرتمند که از سرنوشت خود آگاه میشود و علیه خالقانش شورش میکند. میوتو که از تنهایی و خشم رنج میبرد، از مربیان پوکمون در سراسر جهان دعوت میکند تا در جزیرهای دورافتاده با قویترین پوکمونهایشان به مصاف او بروند. اش کیچن، میستی و براک به همراه پیکاچو به این چالش پاسخ میدهند و درگیر نبردی حماسی میشوند که مرزهای دوستی و طبیعت را به چالش میکشد. در این میان، میوتو با سؤالاتی عمیق درباره هویت و هدف وجودی خود دستوپنجه نرم میکند و اش باید راهی برای پایان دادن به این درگیری بیابد.
خلاصه داستان: راوی، جوانی پریشانحال و بیخواب، درگیر پوچی زندگی مدرن و مصرفگرایی است. پس از آشنایی با تایلر دردن، شخصیتی کاریزماتیک و آشفته، آن دو یک باشگاه مبارزه زیرزمینی تأسیس میکنند که در آن مردان با مشتهای برهنه به جان هم میافتند تا رهایی از سرکوب را تجربه کنند. این محفل سریعاً به گروهی گسترده و رازآلود تبدیل میشود و تایلر با اجرای پروژههای خرابکارانه، کنترل اوضاع را به دست میگیرد. اما راوی با کشف حقیقتی تکاندهنده درباره هویت تایلر، با جنبه تاریک ذهن خود روبهرو میشود.
خلاصه داستان: در دسامبر سال ۱۹۴۱، دو سرباز چکسلواکیایی به نامهای یوزف گابچیک و یان کوبیش به وطن اشغالشدهی خود بازمیگردند. مأموریت آنها، عملیات انتروپوید، ترور راینهارد هایدریش، معروف به قصاب پراگ، رئیس آینزاتسگروپن و معاون رایشپروتکتور بوهم و موراویا است. آنها با کمک مقاومت محلی، نقشهای پیچیده را برای از بین بردن او طرحریزی میکنند، اما با مشکلاتی مانند کمبود نیرو، خیانتهای احتمالی و حضور گستردهٔ گشتاپو مواجه میشوند. فیلم با فضای تنشآلود و تعلیقبرانگیز، تلاشهای این دو چترباز را برای انجام یک ترور بزرگ به تصویر میکشد. همزمان، رابطهٔ عاطفی میان شخصیتها در بحبوحهٔ جنگ، ابعاد انسانی داستان را پررنگ میکند.
خلاصه داستان: در شهر خیالی خوانسار، راجا مانار قصد دارد پسرش وارداراجا مانار را جانشین خود کند، اما وزیران و مشاوران راجا مانار با استخدام ارتشهایی از روسیه و صربستان برای حمله و کشتن واردا و راجا، برنامهریزی کودتا میکنند. واردا به همراه برادرش و چند مرد معتمد موفق به فرار از خوانسار میشود. واردا به دوست صمیمی دوران کودکی خود، دوا میرود، که از وضعیت مخمصه خود مطلع میشود و قصد دارد او را جانشین بلامنازع خوانسار کند. در این میان، دوا با گذشتهای مرموز و قدرتی پنهان، وارد بازی قدرت میشود و وفاداریهای قدیمی و دشمنیهای تازه را به چالش میکشد.