خلاصه داستان: سام، دختری هفده ساله، در یک سفر آخر هفته با کولهپشتی به کوههای کتسکیلز همراه پدرش کریس و دوست قدیمی او مت میرود. در طول این سفر، او شاهد تنشهای پنهان میان این دو مرد است و با تغییر تدریجی نقش خود از یک ناظر منفعل به فردی بالغ، با احساسات رقیب و مرزهای جدیدی در روابطش روبهرو میشود. طبیعت آرام و گفتگوهای بیپرده، زمینهای برای بلوغ عاطفی سام فراهم میکند.
خلاصه داستان: لین، دانشآموز نابغهای که در مدرسهای معتبر در تایلند تحصیل میکند، برای کمک به پدرش که در تنگنای مالی است، به همکلاسیهای ثروتمند خود پیشنهاد تقلب در امتحانات را میدهد. او با طراحی یک شبکهٔ پیچیدهٔ انتقال پاسخ، به موفقیت میرسد و به شهرت میرسد، اما این مسیر پرخطر او را با چالشهای اخلاقی و عواقب غیرمنتظرهای روبهرو میکند. با گسترش دامنهٔ این کار، لین درگیر آزمون ورودی دانشگاه و توطئهای فرامرزی میشود که میتواند آیندهٔ او را برای همیشه نابود کند. او باید میان جاهطلبی، دوستی و درستکاری یکی را برگزیند.
خلاصه داستان: پس از اینکه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) محل اختفای دو جاسوس سرکش را که نه تنها ناپدید شدهاند، بلکه با یکدیگر ازدواج کردهاند، کشف میکند، کابین استراحتگاه ماه عسل زمستانی آنها در دل جنگل به میدان نبردی تبدیل میشود. یک ائتلاف از سازمانهای جاسوسی بینالمللی به دنبال یک «قرص فرار»، یا همان هارد درایو، هستند و همگی مشکوکاند که این دو به شبکهای از جاسوسان سرکش با نام «الارم» پیوستهاند. حالا این زوج باید در برابر موجی از مهاجمان مسلح از جان خود دفاع کنند و در عین حال حقیقت را درباره توطئهای بزرگتر آشکار سازند.
خلاصه داستان: کارآگاه جوانی به نام «آدام» برای حل پروندهی سرقت از بانک، دست یاری به سوی افسر پلیسی که از خدمت برکنار شده است، دراز میکند. این فرصت، امکان بازپسگیری زندگی گذشته را به افسر میبخشد، مشروط بر آنکه معمای این جنایت را بگشاید. در این مسیر، او با چالشهای اخلاقی و شخصی بسیاری روبهرو میشود.
خلاصه داستان: پس از اینکه سازمان CIA محل اختفای دو جاسوس سرکش را که نه تنها ناپدید شدهاند، بلکه با یکدیگر ازدواج کردهاند، کشف میکند، کابین استراحتگاه ماه عسل زمستانی آنها در دل جنگل به میدان نبردی تبدیل میشود. یک ائتلاف از سازمانهای جاسوسی بینالمللی به دنبال یک «قرص فرار»، یا همان هارد درایو، هستند و همگی مشکوکاند که این دو به شبکهای از جاسوسان سرکش با نام «الارم» پیوستهاند.
خلاصه داستان: آندریا، افسر پلیس روستایی در اتریش، تصمیم گرفته است به زندگی مشترک خود پایان دهد و برای شروع تازهای به عنوان کارآگاه در شهر مشغول به کار شود. در جشن تولدی که برای جدا شدن از همسرش برگزار شده، اتفاقات غیرمنتظرهای رخ میدهد. همسرش که هنوز به جدایی تن نداده، ناگهان در جاده ظاهر میشود و آندریا که در شوک فرو رفته، با خودرو به او برخورد میکند. او که از ترس عواقب این حادثه فلج شده، صحنه را ترک میکند و با این کار وارد مارپیچی از دروغ و عذاب وجدان میشود. این فیلم کمدی-درام، با نگاهی طنزآمیز و در عین حال تلخ، به بررسی پیامدهای یک تصمیم لحظهای و تلاش برای رهایی از قید و بندهای زندگی گذشته میپردازد و سوالاتی درباره اخلاق، مسئولیت و رستگاری را پیش روی مخاطب میگذارد.