خلاصه داستان: زنی که از زندگی مشترک با همسری خشن به ستوه آمده، در یک لحظه یأس و ناامیدی با یک آدمکش مرموز آشنا میشود. این ملاقات، سرآغاز رابطهای پرشور و در عین حال ویرانگر میشود که او را به دنیایی از خشونت و انتقام میکشاند. او در ابتدا تصور میکند که شریک زندگی جدیدش، راهی برای رهایی از ظلم و ستم است، اما با افزایش تعداد قربانیان و فاش شدن تدریجی رازهای تاریک او، شک و تردید به جانش میافتد. حالا او باید میان عشق، ترس و حقیقتی هولناک، یکی را برگزیند.
خلاصه داستان: مایک، تاجری موفق و سختگیر، پس از حادثهای غیرمنتظره مجبور میشود از خواهرزادههایش، چهار فرزند پرجنبوجوش که در مزرعهای دورافتاده در اوهایو زندگی میکنند، سرپرستی کند. او که به زندگی شهری و بیقید عادت دارد، بهتدریج در میان هرجومرج و ماجراهای روزمره این بچهها، معنای واقعی خانواده را کشف میکند. این کمدی-درام گرم و صمیمی، با الهام از رویدادهای واقعی، سفر احساسی مردی را روایت میکند که از دل مشغولیهای شخصی خود دست میکشد تا پناهگاهی امن برای چهار خواهر و برادر فراهم کند. در این مسیر، خندهها، چالشها و لحظههای تأثیرگذاری انتظار او را میکشند و او را به فردی دیگر تبدیل میکنند.
خلاصه داستان: در جریان جنگ جهانی دوم، لندن زیر بمبارانهای شبانه آلمانها قرار دارد. ریتا، مادری جوان و تنها، پسر نهسالهاش جورج را برای امنیت به حومه شهر میفرستد تا از هرجومرج پایتخت دور بماند. اما جورج که دلش با مادر و خانهشان است، از قطار فرار میکند و سفری پرخطر را در شهر ویرانشده آغاز میکند تا به نزد ریتا برگردد. در این مسیر، او با شخصیتهای گوناگونی روبرو میشود که هرکدام داستانی از جنگ دارند؛ از گروههای مردمی تا افرادی که در حاشیهاند. همزمان، ریتا نیز با نگرانی و امید، در جستجوی پسرش شهر را زیر پا میگذارد. این داستان، تصویری تأثیرگذار از مقاومت، عشق خانوادگی و انسانیت در دل تاریکترین روزهای تاریخ است.
خلاصه داستان: شیِمی، یک میمون جوان و بازیگوش، به تازگی قدرتهای ابرقهرمانی شگفتانگیزی را در خود کشف کرده است. او که در ابتدا از این تواناییهای تازه و تغییرپذیر خود هیجانزده و گاهی گیج شده، به مرور میآموزد که با کنترل آنها میتواند از وقوع فجایع بزرگ جلوگیری کند. در این مسیر، او با شخصیتهای مختلفی روبرو میشود که برخی او را در این سفر همراهی میکنند و برخی دیگر در پی استفاده از قدرت او برای اهداف شوم خود هستند. شیِمی باید میان بازیگوشی دوران کودکی و مسئولیت سنگین یک قهرمان، تعادل برقرار کند و بیاموزد که نجات جهان از هرجومرج ناشی از نیروهای شیطانی، نیازمند شجاعت، خرد و فداکاری است. او در این ماجراجویی پر از چالش و هیجان، معنای واقعی قهرمان بودن را درک میکند و قدم در مسیری میگذارد که سرنوشت دنیای او به آن وابسته است.
خلاصه داستان: داستان دو قلب جوان را روایت میکند که در مسیر عشق به هم میرسند. این سفر، شما را از میان هفت مرحله عشق عبور میدهد. ترانه اصلی «قلبی» عناصر معنوی عشق را توصیف میکند. همانطور که در ایمان هیچ اجباری نیست، در عشق نیز هیچ اجبار و فشاری وجود ندارد.
خلاصه داستان: فیلم کوتاه «اورکت» به مناسبت روز پدر ساخته شده است و روایتگر لحظهای ساده و احساسی میان یک پدر و فرزندش است. داستان دربارهی پسری است که در یک روز سرد زمستانی، اورکتی را که پدرش سالها پیش به او داده بود، دوباره پیدا میکند. این اورکت کهنه که بوی خاطرات دوران کودکی را میدهد، او را به سفری در دل گذشته میبرد و یادآور فداکاریها و عشق بیادعای پدر میشود. فیلم با نگاهی شاعرانه به رابطهی پدر و فرزندی، ارزش های خانوادگی و میراث عاطفی را در قابهایی صمیمی به تصویر میکشد. محمدهادی نعمت الهی با کارگردانی این اثر، تلاش کرده است تا در مدت زمان کوتاه، عمیقترین احساسات انسانی را به نمایش بگذارد. «اورکت» اثری است که تماشاگر را به تفکر دربارهی روابط انسانی و اهمیت لحظههای کوچک زندگی دعوت میکند.