خلاصه داستان: کیارش و مارال، دو کلاهبردار حرفهای، هر بار با نقشهای پیچیده پولهای دزدیدهشده را از چنگ یکدیگر درمیآورند و این بازی خطرناک به رابطهای پر از رقابت و بیاعتمادی میان آنها تبدیل میشود. اما این دسیسههای پیاپی آنها را به مسیری میکشاند که دیگر راه بازگشتی از آن نیست؛ جایی که طمع و سوءظن، هر توطئهای را به آتشبازیای تبدیل میکند که دامن خودشان را میگیرد. در این میان، ورود شخصیتهای تازه و موقعیتهای غیرمنتظره، نقشههای از پیش طراحیشده را بر هم میزند و آنها را در برابر پیامدهای اجتنابناپذیر انتخابهایشان قرار میدهد.
خلاصه داستان: الادیو، نگهبان یک شکارگاه، از شکارچیای کهنهکار رشوهای میگیرد. چند هفته بعد، تمام زندگیاش فرو میپاشد. آنچه در ابتدا فرصتی طلایی به نظر میرسید، به سقوطی هولناک به جهنم بدل میشود، زمانی که الادیو درمییابد بدبختیاش شاید کاملاً تصادفی نبوده است.
خلاصه داستان: پاریس، ۱۸۹۴. فَنی کیست؟ زنی که ادعا میکند داوطلبانه در یک تیمارستان مخصوص زنان بستری شده است؟ او در جستوجوی مادرش میان انبوه «دیوانه»های نامگذاریشده، با گروهی از زنان نیرومند و مدرنی روبهرو میشود که بر خلاف انتظارش، قهرمانانی واقعیاند. در این میان، دوستی غیرمنتظرهای نیز با برخی بیماران پیدا میکند. اکنون تیمارستان در حال آمادهسازی برای «جشن دیوانگان» باشکوه و مشهوری است که سیاستمداران، هنرمندان و اشرافزادگان بسیاری در آن شرکت خواهند کرد. این جشن، آخرین امید فَنی برای گریز از دام بستهشدهای است که او را در بر گرفته است.
خلاصه داستان: شائو ما پدری ناشنواست که پس از مرگ همسرش، تنها تکیهگاه او دختر خردسالش مومو است. مومو که نقش «خواهر بزرگ» را بر عهده گرفته، پل ارتباطی پدر با دنیای شنوایان است؛ او در یافتن کار و مدیریت امور روزمره به پدر کمک میکند. اما با رسیدن به سن نوجوانی، مومو باید راه خود را در جامعهای که برای شنوایان ساخته شده پیدا کند و این وابستگی دوجانبه در آستانه فروپاشی قرار میگیرد. در همین بحران، باندی جنایتکار که به شکار ناشنوایان شهرت دارد، شائو ما را هدف میگیرد. پدری که برای محافظت از دخترش هراسی ندارد، ناخواسته و گامبهگام به ورطه فعالیتهای خلاف کشیده میشود و مرز میان قربانی و مجرم برای او کمرنگ میشود.
خلاصه داستان: در فیلم احضار: آخرین مناسک، اد و لورین وارن، دو تن از مشهورترین محققان ماوراءالطبیعه در جهان، با آخرین و هولناکترین پروندهی خود روبهرو میشوند. پروندهای که آنها را به اعماق تاریکترین رازهای یک خانواده میکشاند و نیروهای شیطانی را آزاد میکند که تاکنون هیچکس جرأت مواجهه با آنها را نداشته است. در حالی که شواهد وحشتناکی از حضور موجودات فراطبیعی جمع میشود، اد و لورین باید به تواناییهای خود و ایمانشان تکیه کنند تا بار دیگر در برابر نیروهای اهریمنی ایستادگی کنند. این آخرین مناسک، آنها را به سفری پر از راز و رمز میبرد و مرزهای واقعیت و خیال را در هم میآمیزد. آیا آنها میتوانند این بار نیز بر تاریکی غلبه کنند یا این پرونده سرنوشت آنها را برای همیشه تغییر میدهد؟
خلاصه داستان: مایکل، مردی میانسال که به تازگی از اعتیاد به الکل رهایی یافته، در شب کریسمس با یک اورژانس دندانپزشکی دردناک مواجه میشود. این اتفاق او را به مطب جین، دندانپزشکی مسنتر و مستقل، میکشاند. در این دیدار اضطراری، ارتباطی غیرمنتظره و صمیمانه بین آنها شکل میگیرد. جین و مایکل که هر دو در آستانه تحولی در زندگیشان هستند، تصمیم میگیرند این شب خاص را با قدم زدن در خیابانهای خلوت و نمادین شهر بالتیمور بگذرانند. این آشنایی ساده، به رابطهای تازه تبدیل میشود که به آنها فرصتی برای رویارویی با گذشته، ترسها و امیدهایشان میدهد. فیلم بالتیمور، داستانی لطیف و در عین حال تلخ-شیرین درباره عشق در سنین بالاتر، رستگاری و معجزههای کوچک زندگی روزمره در بستر شهری است که خود شخصیتی جداگانه در روایت دارد.